با نگاهی گذرا به آثار هنری سرقت شده مشهور جهان در موزههای معتبر، همچون «لبخند ژکوند» لئوناردو داوینچی سال 1911، مشهورترین اثر ژان و هوبرت وان در قرن 15، تابلوی مشهور گوستاو کلیمت، تابلوی کنسرت اثر یوهان ورمر در سال 1990، تابلوی تخممرغ اثر کارل فابرژه و... میتوان به اهمیت موضوع در ضربهپذیری آثار شاخص هنری در جهان پی برد.
اما بدون شک چنین پدیدهای تنها منحصر به کشورهای پیشرفته یا آثار افراد مشهور نیست، در سایر کشورها نیز سارقان با توجه به ضعف سیستمهای امنیتی از این مساله سوءاستفاده کرده و کار خود را پیش میبرند.
در کشور ما نیز اتفاقهایی از این دست تاکنون به کرات رخ داده که سرقت 15 سکه نقره و طلا از معتبرترین موزه ایران ـ موزه ملی ـ در سال 1370 از آن جمله است. همچنین میتوان دزدیده شدن 21 اثر دیگر از موزه آبگینه و سفالینه و سرقت یک قرآن خطی از موزه پارس شیراز در سال 1381 را به آمار دیگر سرقتهای موزههای ایران اضافه کرد. همچنین سارقان به موزههای کاخ نیاوران، کاخ صاحبقرانیه، موزه رضا عباسی و... نیز سرک کشیدهاند و با استفاده از اهمال متولیان و ضعف سیستم امنیتی دستبرد زدهاند.
بدون شک بیش از آن که به سرقت بردن یک اثر هنری دشوار باشد، فروش آن سخت است، چرا که با توجه به ارزش میلیونی و میلیاردی آنها و همچنین برملا شدن موضوع این سرقت، کمتر فرد یا مجموعهداری حاضر است آنها را خریداری کند. کارشناسان یکی از انگیزههای سارقان را علاوه بر انتفاع شخصی و مسائل سیاسی، علاقهمندی آنها به آثار مسروقه ذکر کردهاند و به این نکته نیز اشاره کردهاند که برخی حاضرند به هر بهایی تملک یک شئ یا اثر هنری را به دست آورند و آن را در اختیار بگیرند.با وجود تمام این موارد، سرقت و ناپدید شدن یک اثر تاریخی، هنری و فرهنگی که جنبه ملی دارد زیانهای غیرقابل جبرانی بر پیکره تمدن یک کشور وارد میسازد، گرچه نمیتوان به صورت مطلق، سرقتها را متوقف یا به صفر رساند، اما نیاز به مجهز شدن روشهای امنیتی و حفاظتی از آثار با ارزش تاریخی و هنری بیش از بیش در کشورمان محسوس است.
پریسا عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم