این عناصر تالیفی چیزهایی نظیر روابط ساده و بیآلایش انسانی، مهربانی و محبت هستند و از همه مهمتر و در حقیقت عنصر اصلی و دغدغه محوری کارهای برومند، مساله تربیت و خانواده که در حقیقت بستری است برای طرح مسائلی که پیشتر ذکر شد.
پخش مجدد سریال «همه بچههای من» از شبکه یک سیما، بهانه خوبی است تا مروری داشته باشیم بر تیتراژ این سریال. آثار برومند خود به تنهایی جریانهای اخلاقی را بدون آن که بخواهد چیزی را تحمیل کند، به مخاطبش منتقل میکند و از اینرو سهم بسیار زیادی در تربیت نسلهایی دارد که در سنین کودکی و نوجوانی هستند. در تیتراژ همه بچههای من، سعی شده تا از همان ابتدا شخصیتپردازیها صورت بگیرد، تصاویری از قاب عکسهای مختلف یک خانواده بزرگ، از کودکی تا بزرگسالی، عکسهای قدیمی و تصاویر جدید که در حقیقت نشاندهنده نزدیکی و بزرگی یک خانواده است و در نماهای ابتدایی تیتراژ بخوبی قابل درک است. از طرفی دیگر، نحوه چینش قابها بهگونهای است که اولا روی یک میز قرار دارد و به نوعی قابل دسترس است، میتوان آن را برداشت و نگاه کرد، میتوان حتی یک قاب عکس را در آغوش کشید، در صورتی که اگر تمام آنها روی دیوار قرار داشتند، شاید این حس تمام و کمال منتقل نمیشد. همچنین فیلتری که روی تمام تصاویر استفاده شده است، حالتی قدیمی را تداعی میکند که گرمای خاصی به تصویر میبخشد، چرا که رنگها را به طیف رنگهای گرم سوق میدهد تا مایه کلی تصویر را به سمت قهوهای متمایل کند.
موسیقی تیتراژ لحن گرم و شادی دارد و با یکی از نمونههای بسیار خوب نزدیک به کار دهقانیار روبهرو هستیم، دهقانیار در بسیاری از سریالهای ماندگار، موسیقیهای ماندگار خلق کرده است. در آخر باید گفت تیتراژ همه بچههای من، مانند تمام آثار برومند، سرشار از سرزندگی، خلاقیت و امید و نشاط است و ایدهها، به بهترین نحو ممکن، اجرا شدهاند.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم