همچنین شکلگیری برنامههای گفتوگومحور که به جای پرداختن به موضوعات کلان و مدیریتی به موضوعات عام و فراگیرتر بپردازد و از این طریق به اعتمادسازی بیشتر مخاطبان کمک کند. برنامههای ترکیبی در اشکال و زمانهای مختلف بتدریج از پرطرفدارترین آیتمهای تلویزیونی شد، اما این جنس برنامهها نیز بر مدار تکرار افتاد و صورتی کلیشهای و ملالانگیز به خود گرفت. در بستر همین شرایط، برنامهای متولد شد که در بین برنامههای ترکیبی ـ صبحگاهی تلویزیون توانست به یک ساختارشکنی خلاقانه دست بزند و با ساختار و شمایل متفاوتی به نمایش درآید؛ برنامه «سلام مردم ایران» با چهره جدید و اجرای محمدرضا شهیدیفر.
برنامه سلام مردم ایران به واسطه عناصری چون تنوع سوژه، حضور مجری، کارشناسان مختلف ـ که هر کدام اجرای یک بخش از برنامه را به عهده داشتند ـ طرح مسائل و موضوعاتی که برای مردم هم تازگی داشت و همچنین جذابیت در مدت کوتاهی توانست نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. از آنجا که قصد ما تحلیل این برنامه نیست، بسرعت از آن میگذریم و تنها به این نکته اشاره میکنیم که برنامه «پارک ملت» که بتازگی از شبکه یک در حال پخش است دارای پشتوانه و تجربه ارزشمندی چون سلاممردم ایران است که فصل مشترک این دو برنامه شخص شهیدیفر محسوب میشود. او با اجرای متفاوت و در عین حال وزین خود که از برخی اجراهای لوس به دور است و به پشتوانه اعتمادی که در آن برنامه در مخاطبان خود ایجاد کرده بود، توانست برنامه پارک ملت را در همان اولین قسمت مورد توجه و محبوبیت قرار دهد. این نشان میدهد وقتی تهیهکننده و مجری یک برنامه تلویزیونی بتواند با شیوه اجرا و برنامهسازی خود طیف زیادی از بینندگان را مجذوب کند، خود به یک سرمایه رسانهای بدل میشود که اگر در هر جای دیگر از این ابر رسانه مورد استفاده قرار بگیرد، به سودآوری و بهرهوری آن برنامه منجر میشود. شاید گزافه نباشد که برخی از این مجریان از اصطلاح «برنامه من» استفاده میکنند. قدرت مجری در یک برنامه گفتوگومحور یا ترکیبی را نباید دستکم گرفت.
شهیدیفر که برنامه سلام مردم ایران را در اوج محبوبیت به پایان برد نزدیک به 2 سال از حضور در صحنه تلویزیون دوری کرد تا با نمایش برنامه پارک ملت، رسانهها از بازگشت شهیدیفر به تلویزیون سخن بگویند. بازگشت شهیدیفر به عنوان تهیهکننده و مجری برنامه پارک ملت به معنای تکرار یا تقلید برنامه قبلی نبود. او تلاش کرد شمایل متفاوتتری برای ساخت و اجرای برنامه ارائه دهد. مثلا جایگزینی یک برنامه شبانه با یک برنامه صبحگاهی یا اجرای یک نفرهاش به عنوان مجری به جای استفاده از مجری ـ کارشناسان متعدد. به این موارد میتوان نوع و شکل دکور یا چیدمان صندلیها و حتی شیوه گفتوگو با مهمانان را نیز اضافه کرد. البته شهیدیفر از برخی قابلیتهای برنامه قبلی نیز بهره گرفت، مثلا حضور حجتالاسلام شهاب مرادی که درباره مسائل جوانان و ازدواج صحبت میکرد. با این حال برنامه پارک ملت را باید یک برنامه متفاوت و مستقل از مردم ایران سلام بررسی کرد.
برنامه پارک ملت که از عمومیت بیشتری به لحاظ موضوع و سوژه برخوردار است و از طرح مباحث پیچیده و کارشناسی پرهیز میکند و به طور کل تلاش میکند تا در ساعات پایانی یک روز که مردم برای استراحت و شروع یک روز تازه آماده میشوند، آنها را سرگرم کرده و با فرآیند آگاهی ـ امید به آنها نشاط و انگیزه بیشتری برای زندگی بدهد. در واقع یک هدف و سویه روانشناختی در لایههای درونی و روح حاکم بر این برنامه وجود دارد که در جهت بهزیستی و اعتلای سبک زندگی حرکت میکند. به عبارت دیگر برنامه پارک ملت را میتوان یک تمهید رسانهای ـ سرگرمی برای آموزش نگرشها و مهارتهای زندگی به شهروندان محسوب کرد. امروزه شاید هیچ تخصصی به اندازه آموزش سبک درست زندگی و مهارتهای بهتر زیستن نیاز ضروری جامعه ما نباشد که در کنار سایر تخصصهای حرفهای و فراتر از آنها به تامین و ارتقای بهداشت و سلامت روانی ـ اجتماعی جامعه کمک میکند.
این ویژگیها و اهداف را با عنوان برنامه نیز میتوان نشانهشناسی کرد. به این معنی که پارک معمولا جایی است که مردم از اقشار، طبقات و سنین مختلف در آن حضور یافته و به گپ و گفتوگو و در د دل و سرگرمی و تفریح میپردازند. نام این پارک وقتی ملت باشد عمومیت و فراگیر بودن آن نیز برجستهتر میشود. پس پارک ملت را میتوان یک پارک مجازی و رسانهای وسیع و گستردهای دانست که ظرفیت آن به حدی است که میتواند همه مردم ایران را در خود جای دهد.
شهیدیفر در این برنامه اگرچه یک تنه اجرا را به عهده گرفته است، اما شیوه اجرا و نوع ترکیب و چیدمان برنامه به گونهای نیست که با توجه به زمان 2 ساعته برنامه، حوصله مخاطب را سر ببرد یا برنامه دچار افت و تنزل شود. او هم سوژههای جذابی را برای برنامه انتخاب میکند، از مهمانان و کارشناسان خوبی دعوت میکند و مهمتر از همه ساختار اجرایی برنامه و شیوه مدیریت آن که مخاطب خستگی یک زمان 2 ساعته را احساس نمیکند. ضمن اینکه با پخش گزارش و مستندهای جذاب و متفاوت، ریتم و ضرباهنگ آن را در وضعیت متعادلی نگه میدارد. به هر حال این موفقیت کمی نیست که یک برنامه در اوج رقابتهای رسانهای در عصر حاضر توانسته است، در همان چند قدم اول نظر بسیاری از مردم و مخاطبان عام و خاص را جلب کند. آنچه این تفاوت و تمایز را ایجاد میکند صرفا در انتخاب موضوع یا مهمانان برنامه خلاصه نمیشود، بلکه شیوه پرداخت و نوع روایت برنامه از سوژه است که به این تفاوت دامن میزند. مثلا در همین چند ماهی که از پخش «مختارنامه» میگذرد کارگردان و بازیگران آن در برنامههای مختلفی حضور پیدا کردند و درباره این سریال به گفتوگو پرداختند، اما نحوه حضور و سخنان آنان در اولین برنامه پارک ملت، سر و شکل دیگری پیدا کرد و به واسطه جذابیتهایی که داشت مورد توجه بینندگان قرار گرفت. یک گفتوگوی صمیمی بدون تعارفهای بیمورد و متعارف تلویزیونی یا مثلا دعوت از جلال مقامی، دوبلور قدیمی و مجری برنامه خاطرهانگیز «دیدنیها» در این برنامه واجد جذابیتهای زیادی بود و حس نوستالژیک مخاطبان را برمیانگیخت. یکی از رموز مهم موفقیت این برنامه به دلیل جسارت و شفافیت مجری و برنامهاش در طرح برخی مسائل و عبور از برخی خط قرمزهای نخنما و کمرنگ شدهای است که میتواند به شکلگیری یک برنامه جذاب تلویزیونی کمک کند. مثلا در یکی از برنامههای پارک ملت درباره فقدان یا کم بودن شادی در جامعه بحث شد که محمود شهریاری و بهرام عظیمی در آسیبشناسی این مساله در جامعه ایرانی و برنامههای رسانه ملی با صداقت و شفافیت سخن گفتند که نمونه آن در کمتر برنامهای بیان شده بود یا مثلا یکی از شبها که درباره حجاب برنامهای پخش شد یا سخنان شیرین شهاب مرادی درباره ازدواج و روابط دختر و پسر و نمونههایی از این دست که ممکن است در برنامههای مختلف صداوسیما هم مطرح شده باشد، اما زاویه دید پارک ملت و شیوه ورود و هدایت بحث از سوی شهیدیفر، شمایل تازه و جذابتری از آن به نمایش میگذارد که رمز موفقیت این برنامه است.
فصل تابستان و مولفههای فرهنگی ـ عرفی آن شاید بهترین پتانسیل ممکن برای ساخت چنین برنامههایی است. با این حال زمان پخش برنامه پارک ملت به چند دلیل ممکن است به ریزش مخاطب یا از دست رفتن بخشی از آنها بینجامد؛ مانند پخش سریالهای شبانه در شبکه سوم همزمان با این برنامه، پخش فوتبالهای خارجی یا حتی همزمانی برنامه گفتوگوی ویژه خبری که ممکن است برای خیلیها جذاب باشد.
برنامه پارک ملت از دکورهای رنگارنگ با طراحی و گرافیکهای پیچیده پرهیز کرده و با استفاده از رنگهای روشن و شاد و نورپردازی و استفاده از رنگ سفید و دکورسازی ساده، به ارتباط بصری بهتر مخاطب به این برنامه کمک کرده است، اما آنچه این برنامه را سرپا و پرمخاطب نگه میدارد شیوه پردازش موضوع، استفاده از مهمانان و کارشناسان موثر و جذاب و نوع اجرای مجری آن است که به نظر میرسد شهیدیفر از پس آن برمیآید. برنامهای که در نهایت تلاش میکند مخاطب را دو قدم به زندگی بهتر نزدیک کند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم