قهوه‌خانه؛ ‌میراثی ‌فراموش‌ شده

با پیشرفت تکنولوژی هر روز شاهد کمرنگ شدن سنت‌ها، آداب و رسوم گذشته و همچنین نظاره‌گر از‌بین‌رفتن مکان‌ها و مراکز فرهنگی گذشته هستیم؛ اماکنی که طی قرون متمادی و تحمل سختی‌های فراوان توسط نیاکان ما بنا شده و به نسل‌های بعد رسیده است.
کد خبر: ۴۱۸۵۲۴

بدون شک قهوه‌خانه یکی از این مکان‌هاست که فرهنگ غنی آن در سال‌های نه چندان دور حائز اهمیت بوده است. قهوه‌خانه فرزند 400 ساله دیار پارسیان است. گفته می‌شود در زمان شاه طهماسب اول (984 930-هـ.ق) نخستین قهوه‌خانه‌های ایران در شهر قزوین راه‌اندازی شد‌ و روند رو به رشد خود را در دوره شاه‌عباس ادامه داد‌ و به اوج رسید. در همین دوران است که مردم شاهد ساخت قهوه‌خانه‌های زیبا و با فرهنگ خاص خود هستند. تا دوره ناصر‌الدین‌شاه قاجار (1314 1264-هـ .ق) هم قهوه‌خانه قدر و منزلت خود را حفظ کرد. قهوه‌خانه‌های شاه‌عباسی ابتدا برای درباریان، امرا، بزرگان، روحانیون و شخص شاه شکل گرفتند. حتی در تاریخ می‌خوانیم که شاه‌عباس این مکان را محلی برای دیدار با سفرا، کارگزاران حکومتی و ملاقات‌های رسمی خود قرار داده بود. اما دیری نپایید که قهوه‌خانه راه خود را میان مردم عادی هم گشود و مردم کم‌کم از هر گروه و صنفی قهوه‌خانه‌رو شدند.

در آن روزگار، قهوه‌خانه نه تنها محلی برای گذراندن اوقات فراغت بلکه مکانی برای یادگیری، مشورت و مصاحبت با افراد صاحب‌نظر از جمله شاعران و هنرمندان بود. بتدریج قهوه‌خانه به محل رد و بدل افکار سیاسی و رفع مشکلات اصناف مختلف و به نوعی به مرکز نشر اخبار تبدیل شد. همچنین روح جوانمردی برگرفته از فرهنگ زورخانه‌ای در این مکان رسوخ کرد. اما بتدریج قهوه‌خانه دستخوش تغییراتی شد. چای با ذائقه ایرانیان همخوانی بیشتر داشت، پس قهوه جایش را به چای داد، اما نام خود را بر سر در این مکان‌ها باقی گذاشت. طولی نکشید که قلیان و چپق هوای قهوه‌خانه را دودی کرد و سپس تریاک هم جای پایی برای خود باز کرد.‌قهوه‌خانه با همه کم و زیادش به حیات خود ادامه داد. در دوره ناصرالدین‌شاه شاهد احیای مجدد قهوه‌خانه هستیم. در این دوره قهوه‌خانه اعتبار از دست رفته را باز می‌ستاند به‌طوری که حتی قهوه‌چیان نزد شاه صاحب اعتبار و منزلت می‌یابند. حتی قهوه‌خانه‌های سیار نیز راه افتادند و قلیان کشیدن به کار روزمره مردم عامی، درباریان، کسبه و بازاریان تبدیل شد.

در زمان پهلوی اول به مرور شاهد افول مجدد قهوه‌خانه و افت ظاهری و باطنی این مکان بودیم. در سال‌های ابتدایی حکومت رضاخان، باب همایون آسفالت می‌شود و به یکباره «میرزا غلام حسین‌خان لقانطه» با میز و صندلی‌های روسی وارد خیابان شده و اولین کافه شکل می‌گیرد. این مکان جایی برای آن لباس‌های گشاد قهوه‌خانه‌ای نیست، اینجا باید کت و شلوار پوشید و قهوه ترک و فرانسوی یا بستنی سفارش داد.

مدتی بعد ‌در سال 1306 ‌اچیک مادیکیانیس، روسی‌تبار هم کافه نادری را راه انداخت و غذای فرنگی و دسر جایگزین دیزی و ترشی و سبزی خوردن شد.

این روال تا امروز پیش آمد و اگر حالا بخواهیم قهوه‌خانه‌های امروز را معرفی کنیم شاید این بهترین تعریف باشد: قهوه‌خانه محلی است برای گذراندن وقت در یک محیط غیرفرهنگی که شامل خوردن غذا، کشیدن قلیان و سیگار است و بس.

در این چاردیواری‌های کوچک خبری از نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای و رستم و سهراب نیست. افراد هم شباهتی به چهره‌های فرهنگی و هنری ندارند.

‌نه نقالی هست و نه سخنوری، فقط یک نفر می‌آید و می رود که تنها اسم قهوه‌چی را یدک می کشد و چای، نیمرو و قلیان می‌آورد ؛ والسلام.‌دیگر زمان آن فرا رسیده که تعریف صحیحی از قهوه‌خانه‌های سنتی و اصیل خودمان ارائه دهیم و بر همان اساس به رفع کاستی‌های امروز این مراکز بپردازیم.

قهوه‌خانه هنوز هم می‌تواند جایی برای گردشگران درون شهرها باشد؛گردشگرانی که پس از دیدن یک محله سری به قهوه خانه بزنند تا هم خستگی از تن به‌در کنند ، هم چیزی بیاموزند.

بهرام خلفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها