حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از مقدمات صحبت تمام این ناشران صرف نظر میکنیم. مقدماتی که تکراریاند و همه به آن آگاهند، اما مثل همیشه با بیتوجهی مسوولان، شرح آنها راهی از پیش نمیبرد؛ مقدماتی مثل این که کار چاپ و نشر در کشور ما اصلا درآمدزا نیست. در این شرایط اگر کسی هم برای صنعت نشر هزینه میکند، یک دلیل دارد: علاقه شخصی به ارتقای سطح فرهنگی و گسترش فرهنگ کتابخوانی.
دارویی که جواب نمیدهد
اگر ناشری گمان کند که با یک کتابفروشی میتواند فروش آثار خودش را چند برابر کند، سخت در اشتباه است. این نظر ناشرانی است که کتابفروشی هم دارند. امیر نظری، سرپرست فروشگاه نشر هاشمی، میگوید: انتشارات هاشمی بخش عمده فعالیتش را در 2 کتابفروشیاش متمرکز کرده است، اما این عاملی نیست تا انتشارات ما جهش آنچنانی داشته باشد.
یک ناشر مگر چند جلد از کتابهایش را میتواند در کتابفروشی خودش بفروشد؟ کتابهای کشور ما معمولا در شمارگان 1500 یا 2000 نسخه به چاپ میرسند. تقریبا محال است که 1000نفر در مدت کوتاهی برای خرید یک کتاب، به یک کتابفروشی بیایند.
احمد نثاری، مدیر موسسه انتشارات امیرکبیر، در تایید این نظر میافزاید: بعضی گمان میکنند کتابفروشی میتواند به پاتوقی برای کتاب دوستان تبدیل شود. بر فرض محال اگر 1000 نفر هم به برای خرید کتاب به یک کتابفروشی خاص بروند، کتابی که شمارگان آن زیر 100 هزار نسخه باشد، هیچ تاثیری در جهتدهی فرهنگ کشور ما ندارد.
با چنین اظهارنظرهایی است که بدون شک میتوان تاکید کرد، راهاندازی کتابفروشی، به هیچوجه دوای درد ناشران نیست و نمیتواند مشکلات آنها را رفع کند.
هزینههای پنهان کتابفروشی
داشتن کتابفروشی هم هزینههای خاص خودش را دارد. مهمترین هزینه ابتدایی کتابفروشی، پرداخت سرقفلی مغازه است. انتشارات امیرکبیر که بیش از 5 فروشگاه و 400 نمایندگی در سطح کشور دارد، هزینه زیادی را صرف اجاره یا خرید ملک وسرقفلی کتابفروشیهایش کرده است. احمد نثاری در این باره توضیح میدهد: سرقفلی کتابفروشی امیرکبیر در میدان انقلاب میلیاردها تومان است، اما با شغل کتابفروشی حتی 30 درصد از آن هم عاید ما نمیشود.
نکته: ناشران اعتقاد دارند، راه اندازی کتابفروشیهای اختصاصی در بالابردن میزان فروش آثارشان تاثیری ندارد و ازآنمهمتر، ایجاد شبکه کارآمد توزیع است که باید مورد توجه قرار بگیرد
این صحبت را بارها و بارها شنیدهایم. برای نمونه در همان جریان تعطیلی کتابفروشیهای بلوار کریمخان، صاحبان آن یک نگاه به مشتریان و درآمدهای خوب لباسفروشیها ، رستورانها و... میانداختند و یک نگاه به خودشان که حتی کتابخوانها برای قیمت مقطوع کتاب با آنان چانه میزدند. در این مقایسه فقط یک وجه تشابه وجود دارد: پرداخت هزینه هنگفت خرید یا اجاره فروشگاه.
علاوه بر این، اداره هر کتابفروشی چند نیرو میخواهد. سرپرست کتابفروشی انتشارات هاشمی میگوید: در فروشگاههای کوچک کتاب میتوان به استخدام یک یا 2 نفر بسنده کرد، اما فروشگاههای پررونق باید حداقل 4یا 5 کتابفروش داشته باشند که کارهای گوناگون را انجام میدهند.
هر کس که در بازار کار مشغول به انجام فعالیتی باشد، حداقل بخشی از این مسائل را دیده یا شنیده است. پس چرا باز هم بعضی از ناشران ما ادعا میکنند اگر کتابفروشی داشتند، آمار فروش آثارشان چند برابر میشد؟
حاجی آبادی، مدیر انتشارات هزاره ققنوس، در مثالی برای رد صحبت این ناشران میگوید: نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حقیقت فروشگاه بزرگی است که طی 10 روز جمعیت بسیار زیادی را برای خرید کتاب به خود جذب میکند. فضایی که در اختیار ناشران قرار میگیرد، سالانه براساس حروف الفبا عوض میشود تا در حق کسی اجحاف نشود. ولی باز هم ناشرانی هستند که در این مدت فروش خوبی ندارند. کسی که حتی در نمایشگاه کتاب نتواند فروش خوبی داشته باشد، چه طور با خود میگوید اگر کتابفروشی داشتم وضعیتم بسیار بهتر از این میشد؟
او مشکل اصلی مخاطب نداشتن بعضی از کتابها را در ضعف صفحهآرایی، حروفنگاری، طرح جلد، قیمت پشت جلد، نامگذاری و از طرفی بحث تبلیغات در رسانهها میداند.
توزیع نامناسب، مشکل فروش کتاب
نثاری، رئیس موسسه انتشارات امیرکبیر، توزیع را مشکل اصلی صنعت نشر میداند و میگوید: در کشور ما توزیع و عرضه کتاب متولی ندارد.
هر ناشری باید هم در بخش تولید یعنی تولید فکر و اندیشه و علم مدیریت کند و هم در بخش توزیع که فقط صحبت از پول ، چک ، بازار و... است؛ دو بخش مختلف با اقتضائات خاص خودش. مسلما مدیر فرهنگی نمیتواند امور اقتصادی را به بهترین شکل مدیریت کند، اما در هر صورت امروز هر دوی اینها دست یک نفر است. تا سال گذشته 4500 ناشر در کشور ما وجود داشت. برای این تعداد ناشر ما چند مرکز حرفهای پخش داریم؟ در خارج از ایران، بخش توزیع کتاب متولی دیگری دارد.
نثاری معتقد است که کتاب باید در کشور ما توزیع مویرگی داشته باشد تا این مسائل حل شود. داشتن 3 یا 4 فروشگاه کتاب هم نمیتواند مشکل هیچ ناشری را برطرف کند.
حاجیآبادی نیز مسائل دیگری را برای فروش کتاب برمیشمرد؛ مثل بیتوجهی ناشر به محتوای خوب کتاب، ارتباط کم ناشر با توزیعکننده و فروشگاهها. او برای اثبات صحبتش اشاره میکند به ناشرانی که در شهرستان هستند و حتی تبلیغات خاصی ندارند، اما چون در بخش توزیع و انتخاب محتوای مناسب اقدامات خوبی انجام دادهاند، کتابهایشان به چاپ پنجاهم رسیده است.
حورا نژادصداقت / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....