شهرک سینمایی غزالی شاید اولین جایی باشد که خیلی از ما از آن خاطره تلویزیونی داریم. وقتی رضا خوشنویس سریال هزار دستان تک و تنها تلاش میکرد جلوی فرمانفرما بایستد، از جلوی مغازه و پیادهروهایی میگذشت که حالا در خلوت، تنهایی و سکوت فرو رفتهاند. از شعبان استخونی، مفتش شش انگشتی، ابوالفتح و همهمه مردم در میان ماشینهای قدیمی دیگر خبری نیست. حالا همه آنها در گوشهای از خاطرات ما جا خوش کردهاند.
بعدها آدمهای دیگر را در نقشهای دیگر دیدیم که در همان خیابانها قدم میزنند از جلوی ساختمان شهرداری، میدان توپخانه، خیابان لالهزار، گراند هتل، سینما و ... میگذرند. آنها هم در گذر زمان خاطره شدند. شهرک غزالی هنوز برای خیلی از کارگردانان، بازیگران و مردم عادی یکی از جاهای رویایی است که میتوان در آن قدم زد. برای آنها که به خاطره و نوستالژی علاقه دارند، افتتاح یک موزه میتواند یک خبر خوب باشد و چه خبری بهتر از این که میتوانند به گونهای کاملا تازه با خاطرات گذشته تجدید دیدار کنند.
تاریخ مصور تلویزیون
بهمن مقدسی، مدیر شهرک تلویزیونی و سینمایی غزالی درباره فکر افتتاح موزه تلویزیون میگوید: واقعیت این است که افتتاح موزه تلویزیون یک نیاز است؛ چه برای آنها که با رسانه تلویزیون همکاری میکنند و چه برای آنها که به آثار این رسانه علاقهمندند.
افتتاح این موزه باعث میشود ما بتوانیم تاریخچه درستی از روزهای ابتدایی این رسانه، چگونگی تداوم آن و سیر تحولی که پیموده شده را در مقابل مخاطبان مصور کنیم. همین مصور کردن تاریخ تلویزیون، خودش اتفاق بزرگی است. البته شاید به صورت مکتوب به مستنداتی دسترسی داشته باشیم؛ اما این که یک تاریخ جامع از چگونگی شکلگیری تلویزیون در کشور تاکنون نداشتهایم و با انجام این کار میشود امیدوار بود حرکتی در این زمینه صورت بگیرد.
موزه تلویزیون در کنار موزه سینما قرار است بخش عظیمی از بار نوستالژی تصویری ما را در خود داشته باشد؛ اما مقدسی تاکید میکند به خاطر نقش و جایگاه ویژه تلویزیون، موزه آن نیز به مراتب پربارتر و جذابتر خواهد بود.
به نظر میرسد این ادعا چندان دور از ذهن نباشد، به هر حال تلویزیون به مراتب از سینما پرمخاطبتر بوده و به نظر میرسد افتتاح یک موزه ـ به معنی واقعی کلمه ـ برای این رسانه کار شدنیتری باشد. به گفته مقدسی، طرح ابتدایی این موزه نوشته شده و کارهای اصلی مثل تصویب هزینهها و ... همچنان باقیمانده است.
یادگاری آن سالها
اسماعیل عفیفه، تهیهکننده باسابقه تلویزیون هم فکر ایجاد یک موزه تلویزیون را بسیار مفید میداند و میگوید: افتتاح موزه تلویزیون در 2 بخش صورت میگیرد؛ یکی در بخش جمعآوری فیلمها و سریالهاست که در نگاه اول همه به آن معطوف میشویم و بخش دیگری مربوط به وسایل راهاندازی تلویزیون از ابتدا تاکنون است که مسائل تکنیکی و فنی را شامل میشود و میتواند برای محققان، دانشجویان و بخصوص دانشجویان علوم ارتباطات مفید باشد.تهیهکننده سریالهای پرمخاطبی چون میوه ممنوعه، در مسیر زایندهرود و خانهای در تاریکی، میافزاید: شاید راهاندازی موزه سیما برای زمان حال خیلی جذاب نباشد، اما درنظر بگیرید همین وسایل و امکانات در 40 سال بعد چه حجمی از خاطره و اطلاعات را میتواند به مخاطب منتقل کند. چقدر میتواند جذاب باشد و چقدر یادگاری خوبی میتواند باشد برای کسانی که بعد از ما میآیند.
عفیفه اینگونه ادامه میدهد: یکی از بهترین خاصیتهای یک موزه برای تلویزیون این است که ما با مراحل رشد رسانه تلویزیون در جامعه آشنا میشویم. خیلی خوب است که بدانیم مثلا دوربینهای اولیه استودیوها چه حجم و اندازهای داشتهاند. کاراییشان چگونه بوده و چطور با آنها کار میکردهاند. این چیزها خودش یادگاری است مثلا چقدر خوب بود ما امکان دیدن وسایل و امکانات سریالها و فیلمهای قبل و بعد از انقلاب را میداشتیم مثلا همین سریال هزار داستان که از تلویزیون پخش شد. تیتراژ این اثر عظیم کار هنرمند بزرگ خطاط مرحوم رضا مافی است. خوب ما اگر جایی به نام موزه تلویزیون داشتیم؛ اکنون میتوانستیم «کپشن»های این تیتراژ را داشته باشیم که در جای خود اثر گرانبهایی است.امیدوارم فکر راهاندازی این موزه هرچه زودتر عملی شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم