در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها او وارد عرصه کارگردانی هم شده است. از او چند تلهتئاتر با عنوان «من که حرفی ندارم» و «دنبالشو نگیر» از صدا و سیما پخش شده است. این دو تلهتئاتر براساس داستانهای رمی آلبرتو موراویا نوشته شده و توسط بهناز بستاندوست بازنویسی شده و به تنظیم تلویزیونی درآمده است. هر دو از شبکه 4 پخش شده و او این روزها هم درگیر کارهای جدید در حوزه کارگردانی است. بازی او در حبیب که این روزها در شبکههای گوناگون تلویزیون بازپخش شده، موضوع بحث و گفتوگوی با اوست.
تله فیلم حبیب در جشنواره فیلم پلیس جایزه گرفت. نظرتان راجع به فیلمنامه چه بود؟
فیلم حبیب فیلمنامه به نسبت خوبی داشت. در اجرا هم به نظرم به یمن وجود دوستان هنرمند، موفق بود. من تا حدودی فیلمنامه را دوست داشتم. همسر حبیب به نظر من بیشتر یک ناظر بود؛ ناظری که شاهد بدبختیها و بیکسیهای خود است. اگر هم تلاشی میکند بهگونهای است که انگار مخاطب باید بفهمد که از سر ناامیدی است. قرار نیست هیچگاه نتیجه دهد. تنهایی، واقعیت دیگری است که این زن با آن روبهروست. همسر حبیب با غم عمیق و معصومیتی انکارناپذیر بوضوح این تنهایی را پذیرفته و تنها منتظر است تا ببیند زمانه بازهم چه هدایایی برایش در نظر گرفته است!
یعنی همسر حبیب تنهایی را پذیرفته است؟
بله. وقتی تنها هستید دیگر دست و پا نمیزنید و باور دارید. هرقدر هم سخت، تنها تسلیم میشوید و تنهاییتان را دوستانه در آغوش میکشید. هرچند ممکن است پیوند غم و اندوه را تا همیشه در وجودتان به یادگار بگذارد و رد پای رنج، فروغ چشمهایتان را غبارآلود کند.
اما در انتهای فیلم به نظر میرسد که ممکن است این زن تنها نماند؟
نه. چون بازهم ترک میشود. هم توسط مادر شوهرش که میمیرد و او را عملا برای همیشه ترک میکند و هم توسط شوهرش که به زندان بازمیگردد و او بازهم باید در تنهایی بماند.
این روزها کارگردانی هم میکنید؟ کار بازیگری در این راه کمکی میکند؟
بله. من کارگردانی را از رادیو و نمایشنامههای رادیویی شروع کردم. بعد تئاتر و بتازگی هم دو تلهتئاتر برای تلویزیون کار کردم که هردو هم پخش شد. من کارگردانی را دوست دارم. به نظرم کار بازیگری در کارگردانی بیتاثیر نیست. وقتی میخواهید به عنوان کارگردان از بازیگر بخواهید که حسی را به تصویر بکشد، بازیگر بودن در این زمینه میتواند کمک زیادی بکند.
تلهتئاترهایی که کارکردید بیشتر غیرایرانی بودهاند. در انتخاب آنها عمدی داشتهاید؟
نه، عمدی نداشتم. به نظرم کار خوب مهم است، چه خارجی و چه ایرانی. متنها خوب بودند. ضمن اینکه من اصرار داشتم این تلهتئاترها با یک دوربین ضبط شود تا ریتم کار بیشتر در دست خودم باشد. دوستان و آشنایان ظاهرا راضی بودهاند؛ ولی از آمار رسمی خبر ندارم. آنها از ریتم کار خیلی تعریف میکردند.
ریتم را چگونه حفظ کردید؟
به دلیل اینکه داستان باید رئال کار میشد، مهم بود که ریتم نزدیک به زندگی باشد. چون در درون متنها مایههای طنز هم وجود داشت. اگر ریتم بهطور اصولی رعایت نمیشد، لحظههای طنز درنمیآمد.
با بازیگرانی که کار کردید قبلا تجربه کار داشتید؟ چون در میان بازیگران شما برخی چهرهها هستند که قبلا در بعضی کارهای طنز دیده شدهاند. البته بازیگرانی هم هستند که بیشتر کارهای غیرطنز کردهاند. در انتخاب آنها چه معیارهایی مدنظرتان بود؟
همه آنها بازیگران موفق حوزه تئاتر بودند. برخی در کارهای طنز و برخی دیگر درکارهای جدی بازی کرده بودند. فکر کردم برای این نقشها مناسب هستند.
وقتی شما بازیگر خوبی دارید ممکن است هرگز کار طنز نکرده باشد یا در فلان حوزه کار نکرده باشد، اما من اینطور هستم که چندان به تجربه نگاه و تکیه نمیکنم. بیشتر نگاه میکنم در لحظه چه اتفاقی میافتد. ممکن است بازیگری را سال گذشته دیده باشیم و امسال رشد عمیقی کرده باشد. توانایی امسال او را باید دید. یا برعکس بازیگری سال گذشته تواناییهای خوبی داشته و حالا دیگر آن توانایی را به آن صورت ندارد و افول کرده است. ممکن است نه تمرکز داشته باشد و نه دیگر آن اعتماد به نفس را.
مساله در اینجا انسان است. بنابراین در این زمینه نمیتوان چندان به مقوله تجربه تکیه کرد. بیشتر باید به این نگاه کرد که در لحظه آیا میتواند تواناییاش را بروز دهد یا نه.
مهدی نیاکی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: