حسن جوهرچی را اکثرا در نقشهای مثبت دیدهایم، اگرچه خودش میگوید نقشهای مثبتم با یکدیگر متفاوتند. به هر حال به بهانه بازیاش در سریال «سراب» و نقش استاد سلیمانی به سراغش رفتیم و او پاسخگوی سوالاتمان شد.
از دنیای این روزهای حسن جوهرچی چه خبر؟
خبری نیست. برای چند کار صحبت کردهام، اما هنوز قطعی نشده.
در این سالها فقط میخواهید بازی کنید یا خود کار هم برایتان مهم است؟
اتفاقا اهمیت کارها برایم بیشتر شده. شاید یک زمانی آن هم در ابتدای کارم و به دلیل انتخاب شدنم خیلی نقشها برایم اهمیتی نداشتند، اما حالا هم انتخاب میکنم و هم نقشها برایم مهم هستند. من فکر میکنم نقشهایم 2 دسته هستند یا بشدت از آنها دفاع میکنم و دوستشان دارم مثل غریبانه، مشق عشق و جابربن حیان یا اگر خوب نبودهاند از مردم عذرخواهی کردهام.
مثل؟
اجازه بدهید اسم نبرم چون، به هر حال عوامل آن کارها جزو دوستانم هستند.
پس با این حساب نمیخواهید به هر قیمتی کار کنید و حضور داشته باشید؟
بله، برای همین هم 4 ماه کار نکردم و ناراحت هم نبودم. اگر قصه خوب به دستم نرسد هرگز کار نخواهم کرد.
اما با این شرایط نمیتوانید منتظر قصه خوب بمانید؟
طبیعی است و حرفتان را قبول دارم، اما به هر حال باید کارهایی را انجام دهم که بتوانم بعدها از آنها دفاع کنم. من حاضرم کمتر بخورم، دیرتر بخوابم، اما کار درست و حسابی انجام دهم.
اما قبول کنید که نقشهای همیشه مثبتی که بازی میکنید بسیار به هم نزدیک هستند. آیا آدم آرمانیای هستید؟
ببینید ما یک تاریخ 8 ساله جنگ داریم که نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم و از آن فرار کنیم. در ضمن مردم این کشور همگی متاثر از این ماجرا هستند، حتی کودکی که امروز به دنیا میآید. به هر حال ما نهتنها نباید منکر این موضوع شویم، بلکه باید مشوق زنده نگاه داشتن آن هم باشیم. در ضمن فراموش نکنید که من نقش منفی هم بازی کردهام، مانند نقشی که در سریال غریبانه یا فاصلهها داشتم.
اما نقشهای منفیتان بسیار کم بودهاند. شاید پیشنهادی در این زمینه ندارید. اینطور نیست؟
چرا. نقش منفی هم به من پیشنهاد میشود اما معمولا شخصیتهای قابل پردازشی نیستند و با تصورات من نمیخواند. نقشهایی که من میپذیرم باید یکسری شرایط داشته باشند که بتوانم به آنها نزدیک شوم و مثبت یا منفی بودن آنها برایم فرقی نمیکند. ضمن این که در سالهای اخیر، نویسندگان ما دیگر شخصیتهای تک بعدی صرف که مثلا منفی منفی یا مثبت مثبت باشند را خلق نمیکنند و با سطح سلیقه مردم جلو میروند. برای مثال امروزه دیگر محمد منصوری در پناه تو برای مردم باور کردنی نیست.
بله، طبیعی است. آیا مخاطب امروز تلویزیون، به مراتب سختگیرتر از قبل شده است؟
بله، چون هم سطح سواد بصری او بالا رفته و هم شعور و دانش اجتماعیاش بیشتر شده است. الان دیگر فیلم یا سریال ضعیف را مردم نگاه نمیکنند.
برویم سراغ سراب و نقش استاد سلیمانی. چه شد که این نقش را بازی کردید؟
من پیشتر با آقای سهیلیزاده در سریال فاصلهها همکاری کرده بودم و خیلی دوست داشتم دوباره با ایشان کار کنم. برای همین وقتی این نقش به من پیشنهاد شد با کمال میل پذیرفتم. در ضمن زمانی این کار به من پیشنهاد شد که تازه از سفر حج برگشته بودم و موهایم بسیار کوتاه بود.
فیلمنامه سراب آماده بود؟
خیر. طرح اولیه آن کامل نوشته شده بود، اما فـــقــط 7 قسمت از فیلمنامه نوشته و آماده بود و بقیه در طول کار به دستمان میرسید.
قصه سراب چقدر برایتان جذاب بود؟
به نظرم قصه سراب خیلی امروزی و خوب نوشته شده بود و به نوعی معضل امروز جامعهمان را مطرح میکرد. مشکلاتی که نخبگان دانشگاهی ما با آن مواجه هستند. متاسفانه برای دانشجویان نخبه کشور، شرایط تحقیق و پژوهش به درستی مهیا نیست و آنها برای ادامه تحصیل به کشورهای خارجی میروند و در آنجا به ادامه تحصیل میپردازند که این مساله یک فاجعه بزرگ برای کشور ما محسوب میشود.
دکتر سلیمانی هم در این قصه به نوعی سنگ صبور این دانشجویان نخبه است.
جوهرچی: قصه سراب خیلی امروزی و خوب نوشته شده بود و به نوعی معضل امروز جامعهمان را مطرح میکرد. مشکلاتی که نخبگان دانشگاهی ما با آن مواجه هستند. متاسفانه برای دانشجویان نخبه کشور، شرایط تحقیق و پژوهشی به درستی مهیا نیست
بله، دقیقا همین طور است. او به نوعی فضا را تلطیف میکند و به بچهها کمک میکند که بتوانند حقشان را بگیرند. هرچند آدمهایی هستند که این وسط تشنج ایجاد و فضا را مسموم میکنند. به هر حال سلیمانی یک تکیهگاه برای بچههاست و میبینید که حتی با آنها رفت و آمد خانوادگی دارد و با زندگی تکتک آنها آشناست.
اما همین مساله باعث شده که استاد سلیمانی آدم غیرواقعی و شعاریای به نظر برسد شما این طور فکر نمیکنید؟
خیر. سلیمانی آدم اصولگرایی است. اصولگرا به این معنا که اعتقادات مذهبی و اجتماعی برایش کاملا جدی هستند و بشدت پایبند آنهاست و وقتی هم میبیند حق دانشجویان دارد ضایع میشود با یک سیاسیکاری پای مصنوعیاش را بیرون میآورد و میگذارد روی میز و میگوید مجوز آمدن بچهها را به دانشگاه با همین یک پایم هم میتوانم پس بگیرم. به هر حال گاهی مجبور میشویم شعار هم بدهیم. هرچند معتقدم شعار خلاصه شده یک جریان اعتقادی است.
آیا هنرمند باید به این ورطه بیفتد یا خیر؟
خیر. ولی این مساله کاملا اجتنابناپذیر است.
فکر میکنید قصه سراب دغدغه چند درصد از مخاطبان تلویزیون است؟
میتواند دغدغه خیلی از آنها باشد، چون به هر حال تعداد دانشجو در کشور ما بسیار زیاد است. ضمن این که فضای دانشجویی و دانشگاهی ما در حال حاضر فضای مبهمی است. البته قصه فاصلهها میتوانست همه را جذب کند، چون بیانگر شکاف نسلها بود، ولی سراب قشر دانشجویی را هدف قرار داده است. به هر حال به نظرم این سریال توانسته تاثیر خودش را بگذارد و همین که الان من پیش شما هستم یعنی این که سراب توانسته حرفش را بزند.
ولی شاید فقط در حد یک تلنگر بوده است؟
خیر. به نظرم از یک تلنگر بیشتر بوده است و توانسته خیلی از مسائل پشت پرده را بیان کند. این یعنی چندین گام جلوتر از کلیشههای معمول حرکت کردن و رسیدن به هدف.
نقش دکتر سلیمانی را خیلی با انرژی بازی کردهاید. چرا؟
چون دلم میخواست با کارهای گذشتهام متفاوت باشد، البته آقای سهیلیزاده هم به عنوان کارگردان خیلی مرا راهنمایی کردند. مثلا من خیلی تلاش کردم لحن صحبت کردنم، رفتارم و حتی نوع نگاه کردنم متفاوت باشد و این که بتوانم در لحظههای مختلف تغییراتی ایجاد کنم.
چرا در مورد این نقش تا این حد دغدغه داشتید؟
متغیر بازی کردن در لحظههای مختلف هدف اصلی من برای اجرای این نقش بود و دلم میخواست یک نمونه خوب و امروزی از یک استاد واقعی که به دانشجویانش توجه دارد به معرض نمایش بگذارم.
آیا بازیگران تازهکار این سریال هم همین قدر تلاش میکردند؟
بله. به نظرم همه جوانان این سریال خوب بازی کردهاند و همگی در حد خودشان انرژی گذاشتهاند. معمولا سهیلیزاده انتخابهای خوبی دارد و کمتر دچار اشتباه در این مورد میشود. برای همین هم در اکثر کارهایش جوانان پرانرژیای را به سینما و تلویزیون معرفی کرده است.
بعضیها میگویند این سریال میخواهد جنبش دانشجویی را به سخره بگیرد. در این مورد چه نظری دارید؟
چند سالی است که قشر دانشجو و کلا فضای جامعه، فضای سیاسی شده است که این مساله فیالنفسه، اتفاق خوبی است. منتها چون اختلاف سلیقه وجود دارد، مشکلاتی هم پیش میآید که این مساله در همه جای دنیا وجود دارد. دانشجوی نخبه حق دارد اگر نسبت به تحقیقاتش بیمهری شود اعتراض کند و این مساله کاملا طبیعی است و حال دکتر سلیمانی به عنوان تریبون مثبت و اصلی قصه میخواهد کاری کند که این دانشجویان به خواستههای مشروعشان برسند. حالا نمیدانم این جریان، روی لبه تیغ حرکت کردن است یا خیر و این که مخاطبان به چه میزان به رسانه ملی اعتماد دارند. به هر حال اگر افرادی این سریال را سفارشی میدانند یا قصه آن را به سخره میگیرند دیگر مشکل خودشان است.
میشود گفت دکتر سلیمانی نماینده همه نخبگان دانشگاهی ماست؟
بله، قطعا. اگر غیر از این بود اصلا سراب ساخته نمیشد و من هرگز این نقش را بازی نمیکردم.
در این نقش چند درصد از حسن جوهرچی را ما شاهد هستیم؟
استاد سلیمانی یکسوم حسن جوهرچی است، یکسوم متن و یکسوم سهیلیزاده و ترکیب اینها باهم شده نقشی که دارید در قاب تلویزیون از من میبینید، خوشحالم که توانستهام حرف عدهای از دانشجویان نخبه کشورم را به این وسیله بزنم و مشکلاتشان را مطرح کنم.
فکر میکنید در چه چیزهایی با استاد سلیمانی شباهت دارید؟
من هم مانند او به فعالیتهای جمعی و همینطور جوانان علاقهمندم. برای همین هم دوست داشتم این نقش را بازی کنم. من استاد سلیمانی را با تمام وجود باور کردم.
سهیلیزاده جزو کارگردانهایی است که خیلی از نماهای بسته و کلوزآپ استفاده میکند. با این مساله مشکلی به لحاظ بازی نداشتید؟
به هر حال بازی در کلوزآپ و نمای بسته آسان نیست، اما حالا دیگر به نوع کار سهیلیزاده عادت کردهام.
فکر میکنید استاد سلیمانی روی اساتید دانشگاه هم اثر گذاشته است؟
بله. حداقل از عکسالعملهایی که تا به حال از مردم و قشر دانشگاهی دریافت کردهام میتوانم در این مورد جواب مثبت بدهم.
محبوبه ریاستی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم