در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه چیز در مغازههای جواهرده پیدا میشود از بنزین آزاد گرفته تا قرص سردرد و سرماخوردگی تا اسباب بازیهای چینی. ولی چیزهای سنتی هم اینجا کم نیست ؛ سیرترشی، مربای گل گاوزبان، لواشک و ماست و عسل. در مغازههای جواهرده برای چشیدن هر نوع خوراکی آزادی، اینجا اگر خودت هم سر تشت ماست چکیده گوسفندی بروی و پوشش توری روی آن را برداری کسی جلویت را نمیگیرد حتی اگر بخواهی کمی از ترشی ازگیل یا ربآلوچه جنگلی بچشی کسی مانعت نمیشود. اگر از مغازهای خرید کنی انگار خانهزاد شدهای، مغازهدارها قیافه مشتریهایشان را خوب به ذهن میسپارند و هر بار که از مقابلشان بگذری سلامی گرم میکنند و ساز گپ زدن را کوک میکنند.
زنها هم همین مرام را دارند، آنها صبحها و عصرها نان و آش میپزند ـ نانهای گرد و کنجددار و آشهایی که انگار هر چه سفتتر باشد کدبانویی خانم خانه را میرساند ـ و اگر کسی یک بار از آنها خرید کرده باشد به او سلام میکنند و لبخند میزنند و دعای خیر بدرقهاش میکنند. اگر در جواهرده احیانا کسی از زیبایی شما تعریف کرد و گفت چه لبخند زیبا و صورت آرامی دارید ، تعجب نکنید؛ چون این یکی از خصلتهای مردم اینجاست.
زنهای جواهرده صبحها و عصرها سبزی و اجناس کاموایی هم میفروشند؛ درست مثل بیشتر زنهای شمال که کار با میل و گلوله نخهای بافتنی جزئی از وجودشان است. زنهای جواهرده دستگیرههای تزئینی بافتنی یا عروسکهای کوچک رنگ و وارنگ میبافند، اما هنر اصلی آنها بافت شالهای توری و ریشهدار است؛ خرید این اجناس کاموایی به آدم نشاط میدهد.
نان در این روستا قرصی 2 هزار تومان است، شاید گران به نظر برسد اما طعم مطبوعی دارد. مخصوصا اگر بدانی آنها اخیرا هر کیسه آرد را 40 هزار تومان میخرند و کلی جلوی آتش مینشینند تا خمیر داخل ماهیتابه تبدیل به نان شود، آنوقت برای درآوردن یک یا چند 2 هزار تومانی از جیبت تردید نمیکنی. پس اگر به جواهرده رفتید لبخند زدن را یاد بگیرید و تمرین کنید تا آدم پیش سلامی باشید، همینطور به خودتان وعده یک کاسه آشداغ و تند با نان محلی را هم بدهید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: