ناامید روی تخمهای دیگر نشست. بعد از مدتی جوجه دوم به دنیا آمد این بار هم خانم کلاغه سر و روی جوجهاش را تمیز کرد و به او سفارش کرد از جایش تکان نخورد تا مادر برود و برایش غذا بیاورد...
اگر شما هم مثل خانم کلاغه میخواهید از آخر و عاقبت این داستان باخبر شوید کتاب «خانم کلاغه و مار سیاه» را بخوانید. این قصه یکی از داستانهای کتاب معروف کلیله و دمنه است که مژگان شیخی آن را برای گروه سنی ب بازنویسی کرده، تصویرگر کتاب فرهاد جمشیدی و ناشرش واحد کودکان و نوجوانان انتشارات قدیانی است. قیمت کتاب هم 800 تومان است.
پسری که تقریبا همهچیز داشت
این کتاب ماجرای زندگی پسر پولداری است که سر پدر و مادرش حسابی شلوغ بود. پدر و مادری که تقریبا همه چیز به او داده بودند به غیر از یک چیز که او باید تا تولد 7 سالگیاش صبر میکرد تا بفهمد آن چیست.
در آن روز بخصوص خدمتکار پسری که تقریباً همه چیز داشت، بعدازظهر او را از خواب بیدار کرد. آهنگ تولدت مبارک را خواند و گفت: «یک دست و هورا به افتخار شما قربان. نگاه کنید من این کیک مخصوص را برای شما آوردهام. یک کیک به شکل لودر در اندازه واقعی که با بادام پوشانده شده بود. چرخهایش از شکلات، صندلیاش از تافی و چراغهایش آبنبات چوبیهای بزرگ بود. پسرک توی تختش غلتی زد، خمیازه کشید و دستور داد: «ببرش بیرون. من دیروز هم کیک داشتم.» پیشخدمت گفت: «متاسفم که از کیک خوشتان نیامد. امروز چی دوست دارید که برایتان بیاورم؟»
پسرک فریاد کشید: «من از کجا بدانم؟ تو پیشخدمت منی؛ تو بگو که من چی دوست دارم.»
پیشخدمت گفت: «از آنجا که شما همه چیز دارید این کار خیلی سخت است.»
این شروع داستان کتاب «پسری که تقریباً همه چیز داشت» بود؛ کتابی که نسرین مهاجرانی ترجمهاش کرده و نشر پیدایش آن را برای بچههای گروه سنی ج و علاقهمند به کتاب با قیمت 2000 تومان چاپ و روانه بازار کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم