به گزارش ایسنا، مأموران کلانتری 102 پاسداران در اولین روز تیرماه و در پی مرگ مشکوک جوانی 30 ساله به نام «داود» در بیمارستان شهید لبافینژاد، حاضر شدند.
پس از تحقیقات اولیه از خانواده متوفی، شاهنگیان بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران در بیمارستان حاضر شد و با دستور وی، پرونده قتل «داود» به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع داده شد.
کارآگاهان در ابتدا ضمن تحقیق از خانواده مقتول دریافتند که داود با خودرواش در یک آژانس تاکسی تلفنی در عباسآباد کار میکرد و روز قبل از مرگ مدیر یک آژانس با پدر وی تماس گرفته و گفت داود در اثر درگیری با یک مرد ناشناس وضعیت خوبی ندارد و هنگامی که پدر داود، وی را به بیمارستان منتقل کرد او در بیمارستان جان سپرد.
با توجه به این که درگیری روبروی آژانس رخ داده بود، کارکنان آژانس تاکسی تلفنی در تحقیقات پلیسی اعلام کردند: داود در بیرون از آژانس مشغول تمیز کردن خودرواش بوده تا نوبتش برای انجام سرویس آژانس برسد که مرد موتورسواری ناگهانی او را در آنجا دید و توقف کرد و با صدای بلند گفت: «کلاهبردار این طلب ما را کی میخوای بدی؟» و این موضوع باعث درگیری دو نفر شد که در درگیری فیزیکی مرد ناشناس با مشت به سر و صورت وی زد و داود نقش بر زمین شد.
شناسایی متهم
کارآگاهان پس از انجام چهرهنگاری، تحقیقات خود را بروی شناسایی این متهم به قتل داود متمرکز کرده که نهایتا دریافتند اسم متهم نیز «داود» بود و این فرد مغازه خواروبار فروشی داشته که مدتی است بسته است.
با شناسایی کامل این فرد در نهایت این فرد در تاریخ 27 تیرماه دستگیر و به اداره دهم منتقل شد. متهم به نام داود که 42 سال داشت ابتدا با انکار موضوع درگیری و قتل قصد داشت خود را تبرئه کند اما با توجه به شاهدان و سایر دلایلی که وجود داشت اعتراف کرد و گفت: حدود دو سال قبل تغییر شغل داده و یک مغازه خواروبارفروشی در نظامآباد افتتاح کردم. برای گرفتن جنس به یک شرکت معروف تولید و پخش کننده موادغذایی تماس گرفتم و به آنها سفارش جنس دادم که داود در آن شرکت به عنوان ویزیتور فعالیت میکرد. مدتی من به وی سفارش جنس میدادم و در این حساب و کتابها من مبلغ 90 هزارتومان از داود طلبکار شدم و چند بار هم با او تماس گرفتم اما او قبول نداشت. بعد از آن ارتباط ما قطع شد.
وی در مورد روز حادثه گفت: در روز حادثه و در مسیر مغازه به منزل به طور اتفاقی او را جلوی آژانس دیدم و از موتور پیاده شده و گفتم «کلاهبردار! طلب ما را نمیخوای بدی؟ » که این حرف من باعث درگیری شد.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده معاون مبارزه با جرائم جنایی با اعلام این خبر گفت: تحقیقات در مورد ابعاد این پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی همچنان ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم