در شکل جدید سفرکردن ابتدا مقصد گردشگری از طریق یکی از انواع رسانهها به مردم شناسانده میشود، این شناساندن باید به حدی حرفهای باشد که مخاطبان را به سمت آن مقصد راهی کند. سپس مشتریان بالقوه شروع به تحقیق درباره مقصد گردشگریشان میکنند. معمولا منبع این تحقیق هم رسانهها هستند، برای مثال آنها ممکن است از اینترنت برای کسب اطلاعات بیشتر درباره مقصدشان کمک بگیرند؛ کتابی درباره آن منطقه بخرند یا سراغ لوحهای فشرده گردشگری بروند که آن منطقه را با جزئیات بیشتری معرفی کردهاند یا... اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. گردشگران باید وسیله نقلیهشان را انتخاب کنند. شاید خرید بلیت هم لازم باشد. پسازآن متقاضیان سفر باید مکانی را رزرو کنند که این کار هم از طریق رسانهای همچون اینترنت به آسانی امکانپذیر است. اینجاست که ثابت میشود رسانهها اگرچه ممکن است در نگاه نخست نقش چندانی در توسعه گردشگری نداشته باشند، اما در نگاهی عمیقتر میشود فهمید که نبودشان صنعت گردشگری را با مشکلاتی جدی مواجه میکند.
به بیانی سادهتر میشود این طور باور داشت که صنعت گردشگری در دنیای مدرن، عرصهای برای استفاده از آخرین فناوریهای بشری و همراه کردن آنها با خلاقیت و نوآوری است تا وسیلهای برای تامین رضایت گردشگران باشند؛ فناوریهایی که بخشی از آنها در انواع رسانهها ظهور میکنند.
کارشناسان معتقدند مسوولیت اصلی رسانهها، فرهنگسازی برای چگونه سفر کردن است. این فرهنگسازی موارد گوناگونی را شامل میشود مانند تقویت عرق ملی مردم برای حفاظت از آثار باستانی و پاسداری از طبیعت، آموزش برخورد صحیح با گردشگران داخلی و خارجی در مناطق مقصد گردشگری و... .
این آموزشها مسلما وظایف دشواری برای رسانهها نیستند و همان طور که سالهاست رسانههای کشور ازجمله رادیو و تلویزیون، فرهنگ صحیح رانندگی را در قالب تیزرهایی کوتاه به مردم آموزش دادهاند و فرهنگ رانندگی صحیح تا حد زیادی در کشور نهادینه شده است، میتوان شیوه مسافر بودن و پذیرایی از مسافران را نیز به مردم آموزش داد، فقط کافی است عزممان را جزم کنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم