حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در سالهای گذشته سینمای کودک رونق داشت و اکران تابستانی فیلمهای کودکانه علاوه بر ایجاد فضای فرهنگی برای رشد سینماگران، ابزاری جهت آموزش غیرمستقیم بود که به نوعی کارکرد مدارس در طول سال تحصیلی را کامل میکرد. اما با رکود سینمای کودک در سالهای اخیر، این وظیفه بیش از پیش بر دوش تلویزیون سنگینی میکند تا برنامههای مفصلی برای سرگرم کردن و انتقال اطلاعات به کودکان و نوجوانان تدارک ببیند. شبکه 2 ـ که شبکه تخصصی کودکان نامیده میشود ـ برای این ماهها چه برنامهای دارد؟
چه محصولات جدیدی و براساس کدام تحقیقها و برنامهریزیها تدارک دیده شده و چه کسانی مسوول تهیه و تولید آنها هستند؟ آیا اهداف آموزشی و رویکردهای کلان این شبکه و مدیرانش معلوم و طبقهبندیشده است؟ آیا ضعفها و نارساییهای سالهای گذشته آسیبشناسی شده و از نتیجه این بررسیها در برنامههای جدید استفاده خواهد شد؟
بدیهی است شبکه 2 با توجه به رسالتی که دارد همه تلاشش را برای تأمین نیازهای این گروه سنی در تعطیلات طولانی تابستان خواهد کرد؛ اما به نظر میرسد با توجه به سنگینی رسالت تلویزیون دراین خصوص، یک شبکه به تنهایی نمیتواند پاسخگوی نیازهای گروهی گسترده از مخاطبان باشد؛ چه این مخاطبان از اعضای بزرگسال و خانوادهها تشکیل شده باشند و چه از کودکان و نوجوانان. موضوع آنقدر مهم و تعیینکننده است که نیاز به نوعی بسیج همگانی و احساس مسوولیت در همه برنامهسازان، مدیران و گردانندگان تلویزیون احساس میشود. صحبت از چند نفر یا چند خانواده نیست. از طیف گستردهای حرف میزنیم که به تبع سنوسال و نیازهای روحیاش به برنامههایی پرشور و سرگرمکننده احتیاج دارد وگرنه بدون لحظهای تردید، نیازهایش را از بیرون تأمین میکند و خوراک سرگرمیاش را از مسیرهایی میگیرد که به تصدیق کارشناسان نهتنها مفید و سازنده نیستند، بلکه گاهی حتی تأثیری مخرب و جبرانناپذیر بر روان و اخلاقیات کودکان باقی میگذارند که شاید با صدها و هزاران ساعت کار بیوقفه هم از حافظه آنان پاک نشود و زیانها و هزینههای فراوانی برای مسوولان و متولیان فرهنگ و جامعه به بار بیاورد.
تلویزیون در یکی دو سال گذشته در برنامهریزیها و سیاستگذاریهایش هوشیار بوده که سرگرمیهای مطلوب کودکان را از مسیر کنترلشده به آنان برساند و بر چرخه عرضه و دریافت آن نظارت کند. نمونهاش برنامههای ترکیبی موفقی مثل «تماشاخانه» که فیلمها و کارتونهای روز دنیا را با مؤلفههای فرهنگی و تربیتی مقبول جامعه ما آداپته میکند و سپس در معرض تماشای کودکان و نوجوانان میگذارد. شاید انتخاب و برنامهریزی برای عرضه صحیح محصولات روز دنیا، همان اندازه دشوار و خطیر باشد که تولید محصولات بومی اورژینال. اما در هر دو مورد باید این نکته را در نظر گرفت که در شرایط کنونی پر کردن اوقات فراغت به شیوهای صحیح و اثرگذار (و نه فقط از روی رفع تکلیف و پر کردن بیلانهای مدیریتی) نخستین و مهمترین رسالت تلویزیون برای تابستان امسال است.
برای رسیدن به این هدف و انجام چنین این مأموریت خطیری، میتوان کمی آسان گرفت و مخاطبان پرشمار این طیف را مجذوب جنبههای جذاب و سرگرمکننده برنامهها کرد. همیشه هم اولویت با پیام و آموزش و تذکر نیست. گاهی جذب مخاطب مساوی است با راضی کردن او.
امان جلیلیان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....