حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به گزارش ایسنا، هفته نامه فرانسوی لوپوان، در تحلیلی درباره خروج نیروهای نظامی فرانسوی از افغانستان نوشت:
«18 ژوئن برابر بود با سالروز صدور دستور ژنرال دوگل برای ادامه جنگ علیه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم. و اکنون سرباز فرانسوی که در تاریخ 18 ژوئن 2011 در جریان گشت شناسایی در جنوب دهکده تکاب در ولایت کاپیسا افغانستان کشته شد نیز کاری جز ادامه جنگ انجام نمیداد. مثل همیشه حملهای بدون هیچ گونه نشانهای که بتوان آن را پیش بینی کرد، در میان صخرهها و بیشهزارهایی که به هم شبیه هستند به طور ناگهانی اتفاق افتاد.
فلوریان موریون، سرباز 20 ساله فرانسوی از همان ابتدای درگیری به سختی زخمی شد و به محض رسیدن به بیمارستانی در کابل جان خود را از دست داد. مطمئنا به رغم سن کم، جنگ حرفه این سرباز جوان بوده و فلوریان در حالی که تنها یک ماه از حضورش در افغانستان میگذشت، کاملا از خطراتی که با آنها مواجه بوده آشنایی داشته است.
مطمئنا عدهای با جسارت خواهند گفت که تعداد سربازان فرانسوی کشته شده در جنگ افغانستان از تعداد کشتههای سوانح رانندگی در جادههای این کشور در یک هفته از فصل تابستان کمتر است.
به هر طریق بیتفاوتی مردم فرانسه هنگام مواجهه با کشته شدن سربازان کشورشان در افغانستان شگفت آور است؛ به ویژه اگر آن را با واکنش احساسی مردم در آمریکا و بریتانیا به هنگام اعلام وقوع حوادثی از این دست برای سربازان آنها مقایسه کنیم، شگفتی بیشتر خواهد شد.
مطمئنا در آن سوی اقیانوس اطلس، جایی که 100 هزار سرباز آن درگیر جنگ هستند، این کشتهها از اهمیت بیشتری برخوردارند. اما بحث بر سر مشروعیت ادامه عملیات در افغانستان، هر روز توسط نشریات و رسانههای تلویزیونی مطرح میشود.
چند روز قبل، هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه دولت نیکسون که جنگ ویتنام را به راه انداخت، در روزنامه نیویورک تایمز نوشت: این چهارمین جنگی است که ما بدون هیچ نتیجهای واگذار میکنیم (پس از کره، ویتنام و عراق). هر دفعه با یک طرح کلی رو به رو بودیم. هر بار با اتفاق نظر جنگ را آغاز میکنیم، سپس در زمانهای سرخوردگی، لحظهای فرا میرسد که ما بیشتر از آنکه به دنبال یک استراتژی باشیم، به دنبال راهی برای خروج از جنگیم.
باراک اوباما اخیرا برای نشان دادن ورودش به رقابتهای انتخاباتی دستور خروج 10 هزار سرباز آمریکایی از افغانستان تا پایان سال جاری میلادی و خروج 23 هزار سرباز دیگر تا تابستان سال 2012 را صادر کرد. این موضوع نشان میدهد که وی به خوبی با مفهوم حرفهای کیسینجر آشنا بوده است.
خروج هر چه سریعتر از افغانستان دقیقا همان کاری است که نیکلا سارکوزی میبایست هر چه زودتر برای 4000 سرباز فرانسوی که در این کشور هستند، انجام میداد.
دلایل بسیار مستحکمی برای خروج از افغانستان وجود دارد:
1- بن لادن دیگر زنده نیست. ما فرانسویها، از 10 سال پیش آمریکاییها را به طور نظامی حمایت کردیم چون که قرار بود شبکههای تروریستی که پیرامون بن لادن، خیال حمله 11 سپتامبر به برجهای تجارت جهانی را در سر پرورانده و آن را سازماندهی و اجرا کردند، مجازات شوند. همه مدارکی که از سکونتگاه بن لادن پس از مرگ وی به دست آمد، نشان داد که القاعده جوهره قابلیتهای خود را که در ابتدا از آنها برخوردار بود، حتی قبل از مرگ رهبر خود، از دست داده بوده است. از 30 تروریستی که مستعد جانشینی بن لادن بودند، 20 تن از بین رفتهاند. همانطور که ژان ـ میشل بوشرون، نماینده سوسیالیست مجلس شورای ملی فرانسه گفت "اکنون جنگ علیه تروریسم دیگر در افغانستان جریان ندارد".
2- دومین دلیل تداوم حضور فرانسه در افغانستان، پشتیبانی از تشکیل دولتی بود که به اصطلاح به طور دموکراتیک انتخاب شده باشد و همین طور تشکیل ارتشی که بتواند امنیت افغانستان را تامین کند. با این وجود، در عرض 10 سال هنوز این امر عملی نشده است. همه میدانند که فساد، قاچاق از هرگونه و نوع و رقابتهای قبیلهای به ما اجازه نخواهد داد که به این هدف قبل از سال 2014 به عنوان تاریخ تعیین شده برای خروج همه سربازان ناتو از افغانستان، دست پیدا کنیم.
3- باراک اوباما هنگام اعلام خبر خروج سربازان آمریکایی از افغانستان گفت: زمان آن رسیده که بر امور داخلی خود تمرکز کنیم. تهدید اصلی علیه امنیت ما بحران بدهی است. بر این اساس این سخنان با قدرت نشان میدهند که به دلیل انتخابات ریاست جمهوری اکنون اولویتهای آمریکا تغییر پیدا کردهاند.
اولویتهای فرانسه در این مورد چه میشود؟
نیکلا سارکوزی اعلام کرده که فرانسه در تقویمی مشابه تقویم بازگشت نیروهای اضافی آمریکا از افغانستان، بازگشت سربازان خود را آغاز خواهد کرد. آیا منطقی است که فرانسه رفتار خود را از آمریکا الگو بگیرد؟
انگیزههای انتخاباتی و نظرسنجیها ممکن است شتابهای بیشتری به پروژههای خروج اوباما از افغانستان دهند. پروژههایی که فرانسه را مجبور به واکنش ساختند. بنابراین به نفع سارکوزی است که اعلام کند فرانسه هر چه زودتر از همه ماموریتهای رزمی خود در افغانستان دست میکشد.
رئیس جمهور فرانسه نیز به نوبه خود انتخابات ریاست جمهوری را در پیش رو دارد که ریسک بالایی را متوجه وی خواهد ساخت.
این دلیل خوبی برای پیشدستی کردن در این موضوع بود نه این که وی این احساس را ایجاد کند که دنباله رو آمریکا است.»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....