تله فیلم پروانه‌ها اولین اثر تلویزیونی ناصر رفائی است

دختران انتظار

دوره نوجوانی دقیقا به دلیل موقعیت پیچیده فرآیند رشد و مرحله هویت‌یابی و بلوغ عاطفی ـ اجتماعی واجد ظرفیت‌های دراماتیکی بالایی است که همچون یک قصه هیجان‌انگیز فراز و فرودهای تعلیق‌آفرینی دارد. بحران‌هایی که فرد در این دوره تجربه می‌کند او را در موقعیت چندگانه‌ای قرار می‌دهد که از حیث نمایشی می‌تواند مورد بازنمایی و روایت قرار بگیرد با همه تعلیق‌ها و تعلقاتی که مربوط به این سن است. این موقعیت حساس در دختران به واسطه برخی محدودیت‌های اجتماعی و انگاره‌های اخلاقی، پیچیده‌تر هم می‌شود. متاسفانه سینمای ما کمتر سراغ دوره نوجوانی رفته و اساسا به اعتقاد برخی منتقدان ما در ایران چیزی به نام فیلم یا سینمای نوجوان نداریم. با این حال تله‌فیلم «پروانه‌ها» را می‌توان در ذیل سینمای نوجوان قرار دارد که با رویکردی روان‌شناختی تلاش می‌کند تا درباره تحولات و تجربیات رفتاری ـ اجتماعی این دوره در دختران تصویری ارائه دهد.
کد خبر: ۴۱۲۴۱۸

پروانه‌ها هم یک قصه شخصیت‌محور است هم داستانی جنسیت‌محور. به این معنی که با داشتن یک قهرمان اصلی و شخصیت محور، قصه خود را حول چند شخصیت با ویژگی‌ها و دغدغه‌های مشترک روایت می‌کند. در واقع کارگردان یک برش زمانی از دوران نوجوانی چند دختر دبیرستانی که هر کدام به شکلی با یک بحران یا دست‌کم مساله رفتاری دست به گریبان هستند را تعریف می‌کند تا در این روایت پازل‌گونه، ابعاد و مصادیق گوناگونی از وضعیت نوجوانی در دختران را بازنمایی کرده باشد.

پیرنگ مفهومی این روایت نیز تضاد و کشمکش‌های چند نسل است. شخصیت‌محوری داستان دختری به نام نگین است که به دلیل برخی محدودیت‌های قانونی و حقوقی نمی‌تواند به همراه والدینش برای زندگی در خارج از کشور سفر کند. او باید چند ماهی صبر کند تا موفق شود دیپلمش را بگیرد و از آن طرف نیز پدر و مادرش مقدمات و شرایط مهاجرت او را فراهم کنند. نگین مجبور می‌شود در این مدت نزد عمو حسین و همسرش نرگس خاتون که یک پیرمرد و پیرزن سنتی هستند زندگی کند. این موقعیت اجباری از یک‌سو به تضاد فکری و فرهنگی نگین دامن زده و آن را عمیق‌تر می‌کند و از سوی دیگر به واسطه برخی اتفاقات و تجربه‌هایی که رخ می‌دهد او را به یک نقطه تعادل و تعقل می‌رساند. این تمهید بهانه‌ای است تا کارگردان از تفاوت نسل‌ها در نگاه به زندگی و مطالبات دو نسل قدیم و جدید وارد شده وتلاش کند تا بین آنها آشتی و تفاهم برقرار کند. نگین به این وضعیت معترض است و حتی با نگاه تحقیرآمیزی به عموحسین و نرگس خاتون و رفتارها و سبک زندگیشان می‌نگرد، اما به دلیل آرامش و مهربانی و اخلاق حسنه آن دو بتدریج جذب محبتشان می‌شود که این تجربه درکنار وضعیت آشفته و تنش‌هایی که در زندگی خود و دوستانش مثل سحر می‌بیند او را به بازنگری در رفتار و نگاهش به خود و سبک زندگیش وا می‌دارد. هر کدام از این دختران یک مشکل اساسی در زندگی داشته و به این واسطه رنج می‌کشند. وضعیت سحر در این میان بدتر از بقیه است. او مدام زیر فشار استرس ناشی از درگیری و دعواهای پدر و مادرش است تا جایی که یک بار از خانه فرار کرده و به نگین پناه می‌آورد یا دختر همسایه که درسن پایین ازدواج کرده، فرزندی مریض دارد و شوهرش نیز به خاطر اعتیاد در زندان به سر می‌برد.

به عبارت دیگر در پروانه‌ها با دخترانی مواجه هستیم که در حساس‌ترین مرحله سنی و رشد خود با بحران‌های رفتاری ـ اجتماعی دست به گریبانند. فیلم قصد دارد تا هم به شکل شفاف‌تر و بدون برخی ملاحظات عرفی از این وضعیت دشوار رمزگشایی کند و هم در بستر یک موقعیت نمایش به تغییر نگرش و تحول اخلاقی شخصیت‌های قصه دست یابد. با این حال نمی‌تواند به طور کامل خود را از دام شعارزدگی برهاند. نمونه‌ای از این جسارت و شفافیت نمایشی، عاشق شدن مرجان، دوست نگین است که به عرفان دلبستگی پیدا می‌کند. کمتر پیش آمده که در یک فیلم یا سریال از عشق زن به مرد سخن گفته شود، اما در اینجا این مساله به عنوان یکی از تجلیات و ویژگی‌های عاطفی ـ رفتاری سن نوجوانی به تصویر کشیده می‌شود. فیلم سعی می‌کند تا با ایجاد موقعیت‌های مشابه و به واسطه تمهیدات قیاس‌گونه به عنوان واکنش مخاطب، شخصیت‌های خود را در وضعیتی قرار دهد تا از طریق تعقل و اندیشه و بازنگری در مفاهیم ذهنی و چه بسا کلیشه‌ای خود درباره واقعیت‌های زندگی، آنها را به نقطه تعادل و عقلانی برساند. با این حال این تحول درونی به تمهیدات روان‌شناختی بیشتری نیازمند بود تا برای مخاطب باورپذیرتر شود.

مثلا این‌که عرفان پیشنهاد آشنایی مرجان را رد می‌کند که در فیلم چیزی از دلیل آن بیان نمی‌شود جز آن که خواهر عرفان در پارک زیر گوش مرجان چیزی می‌گوید، اما در سکانس پایانی فیلم مرجان را با چادر می‌بینیم که با رمزگشایی از آن تعلق قبلی، تماشاگر را متوجه این نکته می‌کند که او به خاطر عقاید و باورهای عرفان دست به این کار زده و تغییر کرده است. از سوی دیگر نگین شخصیت اصلی قصه نیز به واسطه تجربه‌هایی انسانی و عاطفی که در این مدت کوتاه در خانه عمو حسین داشته دچار تغییر نگرش شده و حالا زندگی در ایران را بر مهاجرت به خارج از کشور ترجیح می‌دهد. سحر اما در موقعیت بینابینی قرار گرفته است. او از تنش‌های درونی خانه رها شده است، اما اکنون با جدایی پدر و مادرش از هم موقعیت تلخ دیگری را باید تجربه کند.

پروانه‌ها یک فیلم نوجوانانه است که تلاش می‌کند بخشی از دغدغه‌ها و مسائل نوجوانی در بین دختران را به تصویر بکشد دخترانی که همواره در انتظار زندگی دیگری هستند و در مرز بین رویا و واقعیت زندگی می‌کنند.

سید رضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها