هر چند که اصولا اگر وی آیندهنگر بود و خیر و صلاح فوتبال را میخواست نباید به خود اجازه میداد که وارد حیطه مسوولیتی حساس و بزرگ شود. شاید رئیس سابق فدراسیون دوومیدانی و معاون اسبق سازمان تربیتبدنی بخواهد به تجارب مدیریتیاش در این عرصه بنازد، اما با تمام احترامی که برای شخصیت حقیقی کفاشیان قائل هستیم، کارنامه مدیریتی او آنچنان درخشان نیست که به دلیل آن بتوان حضورش در فوتبال را منطقی و توجیهپذیر دانست. اصلا چرا باید راه دور رفت، نگاهی به نفراتی که این روزها دور و بر علی کفاشیان در فدراسیون فوتبال هستند، بخوبی گواه آن است که وی نهتنها پس از گذشت 4 سال جایگاه خود را در این رشته نیافته، بلکه هنوز هم حضور خود را یک شوخی تلقی میکند. مشاور ارشد او در فدراسیون یک کشتیگیر است، او در رشته فرنگی فعالیت میکرد اما حتی یک بار نیز نتوانست صاحب پیراهن تیم ملی شود. این جوان که در زمان دبیرکلی کفاشیان در کمیته ملی المپیک نیز مشاور ارشد او بود، در فدراسیون فوتبال نیز ایفاگر همین نقش شده است تا از مشورتهای خود رئیس غیرفوتبالی را بهرهمند سازد. البته در کانون توجهات رئیس فدراسیون فوتبال چند دونده و قوم و خویش نیز در کمیتههای استیناف، حقوقی و سرپرستی تیمهای پایه حضور دارند تا کفاشیان در کار هدایت اصولی فوتبال احساس تنهایی نکند. بگذریم از اینکه در فدراسیون عریض و طویل او، خیلیها مدیران در سایه هستند تا تنها هنگام موفقیتها در انظار ظاهر شده و خودنمایی کنند.
به هر صورت و در شرایطی که با ناکامی تیم امیدهدر شدن سرمایهگذاری میلیاردی صورت گرفته در راه حضور در المپیک، بیش از پیش فوتبال نیازمند خانهتکانی است، رئیس فدراسیون فعلا خود را به نشنیدن زده و این در حالی است که بهاعتقاد کارشناسان، استعفا را برای چنین زمانهایی گذاشتهاند و نباید بیش از این بر انجام یک سیکل معیوب پافشاری کرد.
حجتاله اکبرآبادی
دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم