حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
چرا سازمان همکاریهای شانگهای برای ایران اهمیت دارد؟
سازمان شانگهای به دلایل مختلفی برای ایران حائز اهمیت است. ابتدا اینکه این سازمان یک رکن از ارکان سیاست شرقی ایران است؛ یعنی ما هم براساس قانون اساسی و هم براساس سند چشمانداز سیاست خارجی مستقلی را در دنیا در پیش میگیریم و پیگیری این سیاست مستقل به این معناست که ما توجه ویژهای هم به شرق داریم. این رویکرد در چند سال اخیر هم تقویت شده است یعنی غرب از اولویت ما خارج شده و روابط با شرق از جمله تقویت روابط با چین و روسیه اولویت بیشتری در سیاست خارجی ایران پیدا کرده است. پس به شکل کلی این سازمان با توجه به رویکرد تقابل با غرب و رویکرد مستقل مسائل بینالمللی مورد توجه جمهوری اسلامی ایران است.
اما دلایل متعدد دیگر نیز در این باره وجود دارد. یکی از رویکردهای اصلی در سیاست خارجی ایران مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا و متحدین اروپاییاش است. سازمان شانگهای هم در چند سال اخیر رویکرد مشابهی از خود نشان داده است، از جمله در اجلاس آلماتی که چند سال پیش برگزار شد، این سازمان در سال 2005 بیانیهای رسمی صادر و حضور قدرتهای خارجی در منطقه و دخالت آنها در مسائل منطقهای را محکوم کرد. بنابراین مجموعا رویکرد این سازمان مقابله با یکجانبهگرایی است و طبیعی است که در این رویکرد مشابهت و قرابت با سیاست خارجی ایران وجود دارد. دلیل دیگری که باعث نزدیکی جمهوری اسلامی ایران به این سازمان است، رویکرد تامین امنیت به شکل منطقهای در سیاست خارجی ماست. ما اعتقاد داریم که مداخلات کشورهای خارجی در منطقه، خسارتهای زیادی را از جمله در افغانستان و عراق به بار آورده است. کشورهایی که دور از این منطقه قرار دارند، با مداخلات یکجانبهای که بعضا سازمانهای بینالمللی را هم برای این اقدامشان ابزار قرار میدهند، باعث خسارات زیادی در منطقه شدهاند. مجموعا مداخله آمریکا و ناتو در مسائل منطقه موضوع غیرقابل قبولی است و در چند سال اخیر نگاه کشورهای ایران، روسیه و چین به تامین امنیت منطقهای و جلوگیری از مداخلات خارجی به هم نزدیک شده است. حتی در بحث خزر هم این موضوع کاملا مشاهده میشود و در مذاکرات خزر هم یک مقدار زیادی رویکردها به سمت همکاریهای امنیتی رفته است. توجه به این موضوع نیز جایگاه شانگهای را برای ایران برجسته میکند. در شرایط موجود هم تحولات جهان و هم وضعیت منطقه خاورمیانه موجب شده است که آمریکا و اروپا به شکل جدی برای مدیریت آن وارد منطقه شوند و این مدیریت و دخالت آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، چین و روسیه را هم نگران کرده است. از این رو، برگزاری اجلاس شانگهای در شهر آستانه ، امسال از اهمیت برخوردار بود. ضمن اینکه اعضای سازمان شانگهای از ظرفیت بالایی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی برای همکاری برخوردار هستند و این سازمان میتواند این ظرفیتها را فعلیت بخشد.
ایران برای عضویت ناظر در سازمان شانگهای تلاش بسیاری کرد، اما چرا امسال در خواستی برای عضویت دائم در این سازمان مطرح نکرده است؟
این موضوع دو بعد دارد. در گذشته این موضوع مطرح شد و خیلی مورد استقبال طرفهای خارجی قرار نگرفت. به نظرم قدری در این زمینه باشتاب عمل شد. خود روسیه یکی از کشورهایی بود که به شکلی در عضویت کامل ایران در این سازمان مانعتراشی کرد یعنی شرطی را مطرح کردند که به شکلی حضور ایران در آن سازمان منتفی میشد.
این شرط چه بود؟
در مصوبههای سازمان شانگهای آوردند که کشورهایی میتوانند عضو دائم سازمان باشند که تحت تحریمهای بینالمللی قرار ندارند. امسال رویکرد جمهوری اسلامی ایران، رویکرد متفاوت و بجایی بود و ما در مذاکرات و مشورتهایی که پیش از این داشتیم، تصور میکردیم که عضویت دائم ایران در این سازمان ضرورت ندارد و میتواند ناظر فعال باشد. ایران همزمان عضو فعال سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدمتعهد است و در آینده نزدیک عضو تروئیکای جنبش عدمتعهد برای دوره طولانی میشود و اگر این فعالیتها در کنار سازمان شانگهای قرار بگیرند، ضرورتی در عضویت دائم ایران در این سازمان نیست و ایران میتواند یک عضو فعال باشد. اگر اولویتبندی هم بکنیم، شانگهای در عین حال که ظرفیتهای بالایی دارد و میتواند بیش از آنچه تاکنون مطرح بود، محقق شود، ولی در نهایت رکن سوم سیاست شرقی ما قرار میگیرد و سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدمتعهد نسبت به آن اولویت دارند.
بجز مانع تحریمها، آیا موانع دیگری هم در برابر عضویت ایران در این سازمان وجود دارد؟
طبیعتا تحریمها یک جنبهای از موضوع و ظاهر قضیه است، روسیه و چین تعاملات گستردهای با آمریکا دارند و این تعاملات گسترده را بر روابط خودشان با ایران اولویت میدهند. آنها علاقهمند بازی با ایران در سطح محدود و شناختهشدهای هستند، بنابراین مانع از عضویتی می شوند که خلل جدی به تعهدات منطقهای و بینالمللی آنها وارد کند. آنها سعی میکنند به شکل مقطعی به حضور و بازی ایران در منطقه نگاه کنند.
پتانسیل اقتصادی این سازمان بیشتر برای ایران اهمیت دارد یا نقش امنیتی آن؟
امروزه در دنیا تقویت همکاریهای امنیتی بدون وجود مبادلات اقتصادی گسترده غیرممکن است. در زمان جنگ سرد ممکن بود این اتفاق بیفتد که 2 کشور، متحد استراتژیک هم باشند در حالی که روابط اقتصادی گستردهای هم ندارند، ولی در جهان بعد از جنگ سرد این امر امکانپذیر نیست
در نگاه به این سازمان طبیعتا بعد امنیتی آن برای ایران حائز اهمیت بیشتر است. خود این سازمان در اصل اجلاسی بود که برای حل و فصل مشکلات مرزی میان 5 کشور شکل گرفت اما در سال 2001 تبدیل به یک سازمان شد و بیشتر رویکرد امنیتی آن تقویت شد، چرا که مسائل مرزی بین 5 کشور اصلی عضو حل شد. حوادث 11 سپتامبر و بحث مبارزه با تروریسم در منطقه و جداییطلبی و بحث مبارزه با مواد مخدر موجب شد که رویکردهای امنیتی این سازمان تقویت شود. سپس رویکرد مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا در این سازمان تقویت شد به شکلی که روسیه وارد تقابل با آمریکا گردید. اقدامی که در سال 2008 به یک جنگ سرد نزدیک شد و کشورهای آسیای مرکزی هم مسیر کاهش همکاریهای نظامی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را دنبال کردند. این تقابل تا حدی پیش رفت که از سازمان شانگهای به عنوان ناتوی شرقی هم یاد شد. تمام این موضوعات موجب شد تا رویکرد امنیتی این سازمان تقویت شود و برای جمهوری اسلامی ایران هم به عنوان یک سازمان منطقهای، توان امنیتی این سازمان و حضور چین و روسیه در آن حائز اهمیت است. اما اگر به عنوان یک حوزه به این سازمان نگاه کنیم و کشورهایی را که عضو این سازمان هستند در نظر بگیریم، 6 کشور عضو اصلی و 3 عضو ناظر، این سازمان هم از نظر اقتصادی و هم به لحاظ فرهنگی ظرفیت بالایی دارند. متاسفانه ما در غیر از مورد چین، آمار مبادلات اقتصادیمان با دیگر کشورها آمار قابل توجهی نیست. یکی از مسائلی که باید در دستور کار سیاست خارجی ما قرار بگیرد مبادلات اقتصادی با این کشورهاست. روابط اقتصادی ما با این کشورها محدود میشود به واردات به کشور ما و صدور انرژی از ایران به این کشورها که لازم است این امر تنوع بیشتری پیدا کند و حجم و مقدار صادرات غیرنفتی به این کشورها افزایش پیدا کند که این نیازمند تغییر رویکرد ما به همکاریهای امنیتی است. امروزه در دنیا تقویت همکاریهای امنیتی بدون وجود مبادلات اقتصادی گسترده غیرممکن است. در زمان جنگ سرد ممکن بود این اتفاق بیفتد که 2 کشور، متحد استراتژیک هم باشند؛ در حالی که روابط اقتصادی گستردهای هم ندارند، ولی در جهان بعد از جنگ سرد این امر امکانپذیر نیست.
تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا و اهمیت آن آیا موجب کمتوجهی به حوزههای مهمی مثل آسیای میانه و قفقاز نشده است؟
ما یک بحث کلی در این زمینه داریم که به آن اندازهای که حوزه جنوب (خاورمیانه) در مرکز ثقل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد هیچوقت حوزه شمال که اوراسیاست به اندازه کافی در این سیاست برجسته نشده است. البته ما باید با سازمان شانگهای واقعبینانه مواجه شویم و محدودیت سطح عمل آن و سقف پرواز آن را ببینیم. از زمان فروپاشی شوروی همکاری با آسیای مرکزی و قفقاز در همه دولتها در اولویت سیاست خارجی ایران بوده و در دولت نهم و دهم این امر هم در ابعاد اقتصادی و هم در ابعاد فرهنگی تقویت شده است. منتها یک بحث کلیتر در سیاست خارجی داریم که بسیاری از تحلیلگران در داخل کشور معتقد هستند اوراسیا هیچوقت به اندازهای که باید در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اهمیت پیدا نکرده است در حالی که فرصتهایی که برای ما موجود است بسیار است و تهدیداتی در این زمینه ممکن است ناشی شود. این امر به این دلیل است که رابطه ما با حوزه جنوب به شکل سنتی و خودکار تقویت میشود در حالی که به دلایل تاریخی و روانشناسی محیط گسترش روابط با حوزه شمال نیاز به یک تلاش گسترده و دیپلماسی حرفهای دارد. در حال حاضر بدون اینکه تلاش خاصی صورت بگیرد روابط اقتصادی ما با عراق به شکل گستردهای رشد کرده و به سالی بیشتر از 6 میلیارد دلار میرسد؛ در حالی که روابط ما با کشورهایی چون ترکمنستان و جمهوری آذربایجان که مثل عراق همسایه ما هستند و پتانسیل بسیار گستردهای دارند و بخصوص در 2 دهه پیش تقریبا به همه چیزهایی که در کشور ما تولید میشد احتیاج داشتند، رشد چندانی نداشته است. بنابراین ضمن اینکه حوزه خاورمیانه و حوزه جنوب یک رکن اصلی در سیاست خارجی ماست، اما ارتباط با کشورهای حوزه اوراسیا برنامهریزی، تقویت کادر و نگاه ویژهای را میطلبد. مشارکت جدی ایران در این اجلاس اخیر شانگهای هم در سطح رئیسجمهور از توجه ایران به این منطقه حکایت میکند.
موفقیت بیشتر بلوک های منطقه ای در دنیا از نظر شما چگونه حاصل می آید ؟
باید توجه کرد همکاریهای منطقهای در شرایط فعلی در ذیل معادلات بینالمللی عمل میکنند یعنی اگر همکاریهای منطقهای تعارضات جدی با سیستم بینالملل پیدا کنند با رکود مواجه خواهند شد، بنابراین باید سعی کنیم که این بلوکها به شکلی تنظیم شوند که حداقل تعارضات را با سیستم بینالمللی و بلوکهای بینالمللی داشته باشند.یعنی این بلوکها برای پیشرفت خود باید تعارضاتشان را با نظام بینالملل ولو اینکه نظام بینالملل ناعادلانه تنظیم شده باشد، به حداقل برسانند. همچنین جمهوری اسلامی باید به شکل عملی روابط خودش را با این حوزه گسترش دهد. ما در حالی که از همکاریهای منطقهای و از رویکرد نگاه به شرق صحبت میکنیم، اما در عمل گاهی حجم مبادلاتمان با برخی کشورهای غربی که رابطهای با آنها نداریم و دوستانه نیست، بیشتر از کشورهای شرقی است. ما باید حجم مبادلاتمان را به شکل عملی با کشورهایی که توقع داریم در بلوکهای منطقهای عضویت پیدا کنند، گسترش دهیم. اگر این مشکل حل شود و موضوع مورد توجه و ملاحظه قرار گیرد جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای که ظرفیتهای بالایی دارد و از موقعیت ژئواستراتژیک خاصی برخوردار است و در حوزههای مختلف فرهنگی و اقتصادی رشد قابل توجهی داشته، از ظرفیت و موقعیت مناسبی برای ایجاد و تقویت همگرایی و بلوکهای منطقه برخوردار خواهد بود. ایران اگر با دیپلماسی حرفهای وارد شود و تعارضات را کاهش دهد حتما توفیقات زیادی را به دست میآورد.
متن کامل این گفتوگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید
کتایون مافی/ گروه سیاسی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....