پیوست A از گزارش RAND - گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی آمریکا (RAND)،درباره منافقین

معمای سیاسی حضور منافقین در عراق

در خلال عملیات آزادی عراق، نیروهای ائتلاف با یک موضوع اسیرگیری غیرعادی مربوط به مجاهدین خلق و یک گروه معارض فرقه‌ای ایرانی تبعیدی که صدام حسین به عراق دعوت کرده بود تا از جانب او در جریان جنگ ایران و عراق بجنگند، روبه‌رو شدند.
کد خبر: ۴۱۱۶۸۳

در سپتامبر 1965، یک گروه کوچک از دانشجویان دانشگاه تهران شروع به دیدار و گفت‌وگو درخصوص مبارزه مسلحانه به‌منظور سرنگون کردن محمدرضا شاه پهلوی که آنان وی را دست‌نشانده آمریکا به حساب می‌آوردند، کردند. تفاوت آنان با سایر گروه‌های ضد شاه در اقدامات خشونت‌آمیز آنان بود و این‌که آنان یک ایدئولوژی از ترکیب اسلام شیعی و مارکسیسم به‌وجود آوردند که هر دوی آنها به اعتقاد مجاهدین دارای بنیان‌های مبارزه انقلابی بودند. انتخاب نام آنان ـ مجاهدین خلق‌ـ منعکس‌کننده ریشه‌های مارکسیستی و اسلامی گروه است.

سازمان مجاهدین خلق، اعضا و هواداران را (به‌طور خاص از میان دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه در میان طبقه متوسط) با سیاست اجتماعی مارکسیستی خود، فرصت‌های زندگی جمعی، ضدیت با نفوذ ایالات متحده در ایران و حمایت از دولتی که ایده‌های اسلامی را منعکس می‌کرد ـ برخلاف گروه‌های چپ سنتی ـ جذب می‌کرد. اعضا به زندگی جمعی و اشتراکی تشویق می‌شدند که در آن مکان‌ها محدودیت‌های سخت اجتماعی و اشتراک در دارایی‌ها اعمال می‌شد. آنان اقتصاد مارکسیستی، تئوری‌های انقلابی، اصول و روش‌های جنگ چریکی و شهادت طلبی شیعی را مورد مطالعه قرار می‌دادند. برخی اعضا در اردوگاه‌های سازمان آزادیبخش فلسطین در اردن و لبنان آموزش دیدند.

تنها عضو کمیته مرکزی اصلی سازمان مجاهدین خلق که در زندان از مرگ نجات یافت مسعود رجوی بود. وی یک سازمان دهنده کاریزماتیک است که بسرعت زمانی که از زندان همراه با سایر معارضان زندانی در ژانویه 1979 آزاد شد، رهبری گروه را به‌دست گرفت. در میان بسیار متحدان تاکتیکی اولیه، رجوی خود را با (امام) خمینی و انقلاب اسلامی همسو نشان داد.

مسعود رجوی و امام خمینی

به هرحال ابتدای انقلاب، (امام) خمینی نسبت به مقاصد رجوی و تمایل مارکسیستی سازمان مجاهدین خلق دچار شک بود.

بعد از ناکامی در برابر اتحاد با (امام) خمینی، سازمان مجاهدین خلق دست به اولین تغییر بزرگ در موضع خود در اتحاد با نیروها و پلاتفرم مردمی که در مرکز کوشش‌هایش جهت بقا قرار داشت، زد. در اواسط سال 1981 با رئیس‌جمهور ایران، ابوالحسن بنی‌صدر علیه حزب جمهوری اسلامی متحد شد. سازمان مجاهدین خلق مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را با هدف سرنگون کردن رژیم (امام) خمینی اعلام کرد. سرنگون کردن جمهوری اسلامی ایران تا به امروز هدف مقدم سازمان مجاهدین خلق باقی مانده است.

صدام به سازمان مجاهدین خلق حفاظت، پول، سلاح، مهمات خودرو، تانک، تعلیمات نظامی و حق استفاده از زمین (ولی نه مالکیت) اعطا کرد

سازمان مجاهدین خلق حملات خشونت‌آمیزی را علیه اهداف حزب جمهوری اسلامی پیش برد. جاه‌طلبانه‌ترین حمله که به سازمان مجاهدین خلق منتسب است مربوط به بمبگذاری در مرکز حزب جمهوری اسلامی در تهران در 28 ژوئن 1981 است. این حمله موجب کشته شدن بیش از 70عضو رهبری ایران از جمله آیت‌الله بهشتی، که هم دبیر کل حزب و هم رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی بود، شد. یک اقدام قابل توجه دیگر سازمان مجاهدین خلق بمبگذاری در ژوئن 1981 بود که به‌صورت جدی رهبر فعلی جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای را مجروح کرد که به محدودیت در استفاده از دست راست وی منجر شد.

در 29 ژوئن 1981، رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق و بنی صدر با یک بوئینگ 707 ربوده شده از نیروی هوایی ایران به پاریس فرار کردند.

رجوی وبنی صدر بعد از فرار به پاریس

بخش کوچکی از بدنه سازمان به دنبال رهبری به اروپا، کردستان ایران یا با عبور از مرز به عراق رفتند که در آنجا جوامعی را تشکیل دادند.

در حالی که رهبری سازمان مجاهدین خلق در تبعید بود، شبکه زیرزمینی که در ایران باقی مانده بود به طراحی و هدایت حملات خود به منظور بی‌ثبات کردن رژیم (امام) خمینی، از جمله بمبگذاری در آگوست 1981 که منجر به کشته شدن رئیس‌جمهور و نخست وزیر ایران شد، ادامه داد. میزان تلفات در حملات سازمان مجاهدین خلق قابل بحث است.

سازمان مجاهدین خلق ادعا می‌کند که صرفا به مکان‌های دولتی جمهوری اسلامی و اهداف نظامی حمله کرده است، اما جمهوری اسلامی و گروه‌های ضد سازمان مجاهدین خلق مدعی هستند که سازمان مجاهدین خلق اقدام به ربودن چندین هواپیما کرده و هزاران غیر نظامی را به طور مستقیم یا غیرمستقیم کشته است. 1

تبعید به فرانسه 1981 تا 1986

در اقدامی دیگر رجوی برای حفظ خود، فلسفه مارکسیست ـ اسلامی را در پوشش شورای ملی مقاومت از نظر اروپاییان و آمریکایی‌ها مخفی کرد و در عوض یک پلاتفرم جدید به‌وجود آورد که ارزش‌های سیاسی از قبیل دولت سکولار، انتخابات آزاد، آزادی بیان، حقوق برابر زنان، حقوق بشر و اقتصاد بازار آزاد را ارائه کرد که تنها برخی از آنها در گذشته مورد تأیید سازمان مجاهدین خلق بود.

اگرچه یک بخش بزرگ از هزینه‌های شورای ملی مقاومت توسط صدام حسین تأمین می‌شد و بخشی هم از جانب عربستان سعودی، ولی شورای ملی مقاومت از طریق کلاهبرداری نیز پول به دست می‌آورد.

در حالی که رجوی به طور فزاینده‌ای شورای ملی مقاومت را از یک سازمان فراگیر به یک شعبه از سازمان مجاهدین خلق تبدیل می‌کرد، شرکای اولیه این کنسرسیوم، از جمله حزب دموکرات کردستان ایران از آن جدا شدند. خود بنی‌صدر در مارس 1983 از شورای ملی مقاومت کناره‌گیری کرد و رجوی، دختر بنی‌صدر را که با وی در سال قبل از آن ازدواج کرده بود، طلاق داد.

در سال 1985 رجوی اعلام کرد که وی مریم عضدانلو، همسر همکار نزدیک خود مهدی ابریشم‌چی را به عنوان همردیف مسوول اول سازمان مجاهدین خلق منصوب کرده است. مریم بزودی از شوهر خود طلاق گرفت و با رجوی ازدواج کرد. آنها با هم انقلاب ایدئولوژیک را که در طول زمان، سازمان مجاهدین خلق را به یک گروه فرقه‌ای تبدیل کرد، به پیش بردند.

نقل مکان به عراق جهت جنگ برای صدام 1986 تا 1988 (دیدار رجوی با صدام حسین)

بعد از اشغال ایران، صدام حسین شروع به تأمین مالی سازمان مجاهدین خلق کرد تا آنان را قادر سازد مبارزه تبلیغات اروپایی شورای ملی مقاومت علیه جمهوری اسلامی را در عوض اطلاعاتی که سازمان مجاهدین خلق می‌توانست در خصوص ایران بدهد گسترش دهند. کادر رهبری مجاهدین خلق، دعوت صدام جهت انتقال گروه به عراق را پذیرفتند تا ظاهرا برای جنگ علیه جمهوری اسلامی به مرزها نزدیک‌تر باشند ولی در واقع به نیروهای صدام پیوسته و همراه وی وارد جنگ شدند.

صدام به سازمان مجاهدین خلق حفاظت، پول، سلاح، مهمات، خودرو، تانک، تعلیمات نظامی و حق استفاده از زمین (ولی نه مالکیت) اعطا کرد. با این منابع، رهبری سازمان مجاهدین خلق مراکز تجمع جدیدی در عراق احداث کرده و هواداران سازمان در ایران و سایر نقاط را تشویق به نقل مکان به عراق کرد.سازمان مجاهدین خلق در برابر حمایت‌های صدام، خدماتی چون دادن اطلاعات درخصوص جمهوری اسلامی، خدمات بازجویی و ترجمه و کمک‌های مستقیم نظامی عرضه می‌کرد. سازمان مجاهدین خلق چندین حمله در طول مرز به داخل ایران انجام داد و با نیروهای نظامی و سپاه پاسداران ایرانی بعضا در همکاری با نظامیان عراقی درگیر شد.

عملیات فروغ جاویدان جهت اشغال ایران بیش از 1500 کشته برای ارتش آزادیبخش ملی به جا گذاشت (حدود یک‌چهارم شورشیان مجاهدین خلق که در عراق زندگی می‌کردند). در هر صورت رجوی از خصوصیت شبه نظامی ارتش آزادیبخش ملی و شکست در مأموریت مربوط استفاده کرد و کنترل خود را بر سازمان مجاهدین خلق متمرکز کرد و یکسری تغییر سیاست را ادامه تبدیل فزاینده سازمان درونگرای مجاهدین خلق به یک فرقه بود به اجرا گذاشت.

تبعید در عراق 1988 تا 2003

خدمات سازمان مجاهدین خلق به صدام حسین بعد از جنگ ایران و عراق نیز ادامه یافت. تا سال‌ها گروه، خدمات امنیتی در مناطق پیرامون اردوگاه‌های خود ارائه می‌کرد. در جریان وقایع بعد از جنگ اول خلیج فارس، اعتقاد عمومی بر این بود که سازمان مجاهدین خلق به صدام حسین در سرکوب خشونت‌بار قیام شیعیان و کردها در سال 1991 کمک کرده است. به هرحال، اتهامات همکاری نزدیک گروه با صدام با گزارش‌های مطبوعاتی تقویت می‌شوند که از مریم رجوی نقل قول شده است که به اعضای خود فرمان می‌دهد کردها را زیر تانک خود بگیرند و گلوله‌های خود را برای پاسداران انقلاب اسلامی نگه دارند. این امر همچنین مصادف با اعطای مدال رافدین ـ یک مدال پر افتخار در ارتش عراق ـ به مسعود رجوی بود. هر آنچه واقعیت مطلب باشد، بسیاری از مردم عراق اعتقاد دارند که سازمان مجاهدین خلق از جانب صدام دست به خشونت علیه شیعیان و کردها زده است.

جذب نیرو یک چالش عمده در برابر سازمان مجاهدین خلق از زمان فرار از ایران در سال 1981 بوده است. بعد از اتحاد با صدام و انتخاب عراق به عنوان پایگاه اصلی، سازمان مجاهدین خلق با افت حتی بیشتری از پیوستن داوطلبان مواجه شد. یک روش جذب نیروی مورد استفاده سازمان مجاهدین خلق، با کمک دولت صدام حسین به مورد اجرا گذاشته شد. به زندانیان جنگی ایرانی از جنگ ایران و عراق پیشنهاد شد تا از رفتن به اردوگاه‌های سازمان مجاهدین خلق و نهایتا بازگشت به ایران یا باقی ماندن در اردوگاه‌های اسرا در عراق یکی را انتخاب کنند. در نتیجه، صدها نفر پیوستن به سازمان مجاهدین خلق را انتخاب کردند. به هرحال آنان به ایران بازگردانده نشدند.

سازمان مجاهدین خلق طبیعتا به دنبال معارضین ایرانی بود، ولی همچنین سایر ایرانیان را با استفاده از وعده‌های دروغ جذب می‌کرد. در میان کسانی که هدف جذب قرار می‌گرفتند پناهندگان اقتصادی ایرانی، افراد محتاج به کمک‌های مالی و خانواده‌های اعضای سازمان هم بودند. جذب بسیاری از طریق دادن وعده‌های دروغ برای کار همراه با حقوق، اعطای زمین، کمک در دریافت پناهندگی، دیدار آزاد با خانواده، امکانات بهداشت و درمان عمومی و حتی ازدواج بوده است. لذا کاملا بدیهی است که بسیاری از عضوگیری‌های سازمان مجاهدین خلق از سال 1986 داوطلبانه نبوده باشد.

چندین عضو سازمان مجاهدین خلق برای کلاهبرداری در امر جمع‌آوری کمک مالی برای یتیم خانه‌ها و انجمن‌های خیریه فرضی و سپس مصرف پول‌های جمع‌آوری شده برای تهیه سلاح و تجهیزات مخابراتی برای سازمان دستگیر و محاکمه شدند.

پلیس فدرال (FBI) هسته‌هایی از سازمان مجاهدین خلق را در چندین شهر آمریکا کشف کرد. این هسته‌ها شامل تعداد زیادی عضو ایرانی که هزاران نفر از آنان با کمک سازمان مجاهدین خلق به آمریکا قاچاق شده بودند نیز می‌شدند. دستگیری مریم رجوی در پاریس در سال 2003 در ارتباط با تحقیقات FBI بود که مدارکی به دست آورد که ادامه موارد مالی غیر قانونی را برملا می‌کرد. پلیس هنگام دستگیری مریم رجوی 9 میلیون دلار نقد همراه با مدارکی که مشخص می‌کرد سازمان مجاهدین خلق دارای حساب‌های بانکی است که برخی حاوی ده‌ها میلیون دلار است، کشف کرد. اعضای سابق اشاره می‌کنند که سازمان مجاهدین خلق همچنین روی سهام و اموال شخصی از قبیل هتل‌ها و کلوب‌های شبانه در دبی و سایر کشورها سرمایه‌گذاری می‌کند.

به دنبال کنفرانس‌های مطبوعاتی شورای ملی مقاومت در سال‌های 2002 و 2003 که برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران را برملا کرد، سازمان مجاهدین خلق از بازسازی حمایت سیاسی برخوردار شد. برای مثال در کنفرانس مطبوعاتی سال 2005، پرزیدنت جورج بوش اعلام کرد که برنامه هسته‌ای ایران به این دلیل برملا شد که یک گروه معارض آن را برای جهان آشکار ساخت. 2

پانوشت ها:

1ـ رجوع شود به گزارشی از انجمن عدالت ـ 12هزار قربانی ترور که 73 درصد آنها را غیرنظامیان و غیردولتی‌ها تشکیل می‌دهند

http:‌/‌‌/‌edalatjusticesociety.com‌/‌default.aspx.

2ـ رجوع شود به اظهارات اسکات ریتر در خصوص رابطه اسرائیل و موساد با سازمان مجاهدین خلق.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها