یکی از دوستان دخترم که بعد از یک سال که در دوره راهنمایی با هم در یک کلاس بودند سراغ دخترم میآید و درخواست میکند که به خاطر مسافرت پدر و مادرش و نداشتن جایی که شب بماند، در خانه ما شب را بگذراند تا فردا. دخترم نیز که با وی در دوره راهنمایی دوست و آشنا بوده بدون فکر از ما اجازه میگیرد که دوست خود را شب نزد خود بیاورد. خلاصه بعد از آمدن دختر فوق روز بعد که وی به دنبال کار خود میرود زنگ خطر به صدا درمیآید. مبلغی پول که حقوق یک ماه شوهرم بود غیب میشود.
بعد از جستجو و نگرفتن نتیجه، شک ما به دوست دخترم میرود و بعد از تماس با وی و تهدید وی به تحویل دادنش به مامور قانون، اعتراف میکند که پول را او برداشته و فرصت میخواهد که پس بیاورد. خلاصه پس از ساعتها کلنجار رفتن و گفتگو با دختر خلافکار، پول را پس میدهد.
قضیه تمام میشود ولی ضربهای که در نتیجه اینکار آن دختر به روحیه دخترم وارد میکند، که دیگر نباید به هیچ آدمی اعتماد کرد، قابل جبران نیست. شاید بتوان آن خسارت را جبران کرد ولی اگر بعد از سرقت پول اتهامات دیگری برای باجگیری از خانواده انجام میداد چه میبایست کرد. هزینه این کار ماهها از وقت و توان و انرژی یک خانواده را در برخواهد گرفت و اگر ما نیز بیشتر مراقب میشدیم و اجازه نمیدادیم بدون شناخت و فکر، دخترم دوست خود را به خانه بیاورد این اتفاق نمیافتاد و خانوادهای درگیر چنین مشکلی نمیشد. با آرزوی سلامتی برای تمام نوجوانان.
فرشته محمدی ـ تهران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....