ابتدا برای خوانندگان ما بگویید اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه دقیقا چه اقداماتی انجام میدهد و سابقه آن به چه زمانی برمیگردد؟
اداره حقوق بشر از ابتدای دهه 70 در وزارت امور خارجه تشکیل شد. مسوولیت این اداره ایجاد ارتباط بین سازمانها و سازوکارهای بینالمللی مربوط به حقوق بشر و ارگانهای داخلی مرتبط با بحث حقوق بشر است. همچنین این اداره مسوولیت دارد تعهدات بینالمللی را که کشور ما در زمینه حقوق بشر پذیرفته است به مراجع داخلی مرتبط کرده و نحوه اجرای آن تعهدات را نیز به مراجع ذیربط بینالمللی منعکس کند. ما در حوزه حقوق بشر ارتباط بین دستگاههای داخلی کشور با همتایان خارجی خودشان و سازمانهای بینالمللی را برقرار میکنیم. به طور مثال یکی از برنامههای اداره حقوق بشر برقراری همکاریهای دوجانبه حقوق بشری با دیگر کشورهاست که در این برنامههای دوجانبه وزارت خارجه به عنوان هماهنگکننده بین ارگانهای داخلی فعال در بحث حقوق بشر و همتایان خودشان در دیگر کشورهاعمل میکند. در حال حاضر ما گفتوگوهای حقوق بشری مختلفی را با کشورهای دیگر داریم که در این گفتوگوها مباحث فنی حقوق بشر مورد بحث واقع میشود و همچنین ارگانهای ذیربط با همتایانشان در مورد تحقق بهتر حقوق بشر یا نحوه مدیریت بهتر امور قضایی تبادل تجربه میکنند.
در مباحث و موضوعات حقوق بشری بیشتر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه مطرح است و به نظر می رسد مردم بیشتر دکتر محمدجواد لاریجانی را به عنوان فعال در این زمینه میشناسند. آیا این ستاد رویکردی موازی با اداره حقوق بشر وزارتخارجه ندارد؟
کارکرد این دو ارگان کاملا متفاوت است ولی هر کدام از این ارگانها کارکرد مهمی دارند. اداره حقوق بشر زیر مجموعه وزارت امور خارجه است و مسوولیت وزارت امور خارجه پیگیری سیاست خارجی است؛ بنابراین مسوولیت اداره حقوق بشر پیگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در حوزه حقوق بشری است. این نقشی است که این اداره ایفا میکند، اما ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در زیر مجموعه قوه قضاییه قرار گرفته است و به عنوان یک نهاد ملی عمل میکند. به این معنی که ستاد حقوق بشر مسوولیت هماهنگی دستگاههای داخلی درباره موضوعات مربوط به حقوق بشر را دنبال میکند. پس اداره حقوق بشر و ستاد حقوق بشر دو همکار هستند که اقداماتشان مکمل همدیگر است و به یکدیگر کمک میکنند و ارتباطات تنگاتنگ دارند، اما کارکردهایشان متفاوت است. چون بخش عمدهای از حقوق بشر بخش قضایی است آن بخش را احاله میدهیم به قوه قضاییه و از ستاد حقوق بشر قوه قضاییه کمک میگیریم.
به طور مثال ما در مورد تحولات حقوق بشریمان باید گزارشهای منظم به ارگانهای بینالمللی داشته باشیم. طبیعتا این گزارش را وزارت خارجه نمیتواند تهیه کند و در سطح تهیه گزارش باید این کار توسط مراجع قضایی صورت گیرد.
ایرانیان مختلفی مثل شهرزاد میرقلیخانی هستند که به بهانههای واهی توسط آمریکا دستگیر شدهاند. ایران چه برنامهای برای جلوگیری از این گونه اتهامات آمریکا به اتباع خود دارد؟
در مورد خانم میرقلیخانی گزارشهایی که ما دریافت کردهایم، نشان میدهد موارد متعددی از نقض حقوق بشر ازجمله طرح اتهامات بیاساس، محاکمه غیرعادلانه، شکنجه و بدرفتاری در مورد ایشان اتفاق افتاده است. اعتراض به این گونه موارد، امر لازمی است که اداره حقوق بشر انجام میدهد. ما موضوع ایشان را در سازوکارهای بینالمللی حقوق بشر مطرح کردهایم، ازجمله گزارشگران سازمان ملل را متوجه این موضوع کردهایم و از آنها خواستهایم وضعیت این خانم را پیگیری کنند، اما این سازوکارها با یک مشکل همیشگی مواجه است و آن این که خانم میرقلیخانی در آمریکا بازداشت است و آمریکا کشوری است که با سازوکارهای بینالمللی حقوق بشر همکاری نمیکند، بنابراین وقتی گزارشگران سازمان ملل میخواهند موضوعی را در ارتباط با آمریکا پیگیری کنند با عدم همکاری این کشور مواجه میشوند.
در کنفرانس دوربان کشورهای غربی برای اولین بار در موضع متهم قرار گرفتند. موضوع کنفرانس دوربان نژادپرستی بود و متهم اول در بحث نژادپرستی و تبعیض نژادی اروپا و آمریکا هستند. بعد از این اجلا س وجهه ساختگی اروپا و آمریکا در بحث حقوق بشر به شدت مخدوش شد
آن کاری که ما فکر میکنیم باید انجام دهیم این است که ایران باید وضعیت اتباعش را در خارج از کشور با جدیت پیگیری کند. ما نباید نسبت به وضعیت اتباعمان در خارج از کشور بیتفاوت باشیم. باید از همه ظرفیتهای موجود استفاده کنیم
به نظر شما چرا غربیها و در راس آنها آمریکا با وجود کارنامه مردودی که دارند، توانستهاند خود را مدعی اول حقوق بشر در دنیا جلوه دهند؟
البته من فکر میکنم این روند عوض شده، یعنی الان جایگاهی که کشورهای غربی در حوزه حقوق بشر دارند با جایگاه قبلیشان متفاوت است. در زمانی به چند دلیل این نظر وجود داشت که کشورهای غربی خودشان را مدعی حقوق بشر میدانستند و بر وضعیت حقوق بشر در کشورهای دیگر نظارت میکردند. کشورهای دیگر هم ظاهرا پذیرفته بودند که همیشه متهم باشند، اما بعد از کنفرانس دوربان، این وضعیت دچار تعلل جدی شده است. در کنفرانس دوربان کشورهای غربی برای اولین بار در موضع متهم قرار گرفتند. موضوع کنفرانس دوربان نژادپرستی بود و متهم اول در بحث نژادپرستی و تبعیض نژادی اروپا و آمریکا هستند. آن چیزی که باعث شد آثار این جابهجایی بیشتر باشد، رویکرد اروپاییها بود، یعنی اروپاییها در آن کنفرانس حاضر نشدند مسوولیت خودشان را بپذیرند و اتحادیه اروپا و آمریکا رویکرد غیرمسوولانهای در این باره داشتند. این مساله باعث شد وجههای که قبلا داشتند تا حد زیادی مخدوش شود. آمریکا و اتحادیه اروپا نشان دادند در مواجهه با انتقادات حقوق بشری، پاسخهایشان مسوولانه نیست. از آن به بعد ما شاهد تحولات بسیاری بودهایم که باعث شده این جابهجاییها بیشتر صورت بگیرد. موضوع 11 سپتامبر تحولات بسیاری در این باره ایجاد کرد. بعد از آن گزارشهای متعددی درمورد نقض حقوق بشر در مورد آمریکا و اروپا و وضعیت مسلمانان و اسلامستیزی منتشر شد. الان دیگر آن تقسیم کار سنتی وجود ندارد و شما وقتی در اجلاسهای شورای حقوق بشر حضور پیدا میکنید، کشورهای زیادی در مورد وضعیت حقوق بشر در آمریکا انتقاد میکنند. در حال حاضر، همه کشورها این اختیار را برای خود قائلند که از وضعیت حقوق بشر در هر کجای دنیا انتقاد کنند.
به نظر شما به عنوان یک دستاندرکار، با توجه به اهمیت حقوق بشر برای نظام و کشور چگونه میتوان جلوی سوءاستفاده بیشتر غربیها از این موضوع را گرفت؟
یکی از کارهایی که ما باید انجام دهیم و مهم است، معرفی دستاوردهای حقوق بشری است یعنی ما اصولا نباید خودمان را در حوزه اتهاماتی که غرب علیه ما مطرح میکند، محصور کنیم. ما باید در یک اقدام مبتکرانه اصول و رویکردها و دستاوردهایمان را در حوزه حقوق بشر به دنیا معرفی کنیم. خیلی از دستاوردهای حقوق بشری در ایران هستند که در دنیا نادیده گرفته میشوند. ما در حوزههای بسیاری دارای الگوهای قابل ارائه هستیم. به طور مثال بحث حق آموزش، بهداشت و... موضوعات حقوق بشری هستند، در این زمینهها ما الگوهای قابل ارائه داریم. این امر باعث میشود که شناخت بیشتری نسبت به دستاوردهای ایران در مجامع حقوق بشری حاصل شود و در حقیقت زاویه دید دنیا نسبت به تحولات ایران آن چیزی نباشد که رسانههای غربی منعکس میکنند بلکه منابع اطلاعاتی افکار عمومی دنیا متنوع شود. اگر ما دستاوردها و عملکردهایمان را به دنیا نشان دهیم این باعث میشود چهره متفاوتی را در دنیا داشته باشیم.
میدانید که موضوعاتی مثل سکینه آشتیانی را غربیها تا قلب افکار عمومی غرب و اروپا میکشانند. پیشنهاد وزارت خارجه در چنین مواردی به دیگر بخشهای داخلی چیست؟
البته موضوعاتی را که غرب مطرح میکند 2 دسته هستند. بعضی اوقات موضوعات نظری است که بحثهای کلان است و گاهی اوقات موضوعات ریز است. ما درمورد بحثهای نظری باید این سیاست را داشته باشیم که وارد یک گفتوگوی جدی با غرب شویم، یعنی ایران به عنوان یک کشور صاحب نظر باید به طور جدی وارد مباحث نظری حقوق بشر شود. این نقش را به طور انحصاری ایران میتواند ایفا کند چون ایران کشوری است که سابقه تمدنی، پشتوانههای قوی فکری و نهادهای قوی برای ارائه نظرات خودش دارد. مهم این است که ما برای این موضوع برنامهریزی کنیم. عرصه دوم موضوعات ریز است که شامل موارد خاص حقوق بشری میشود. 2 نکته در این باره وجود دارد؛ اولا ما باید متوجه باشیم که گاهی اوقات غرب با طرح موضوعات جزئی ما را درگیر میکند، به طوری که ما از وظیفه اولمان بازمیمانیم، یعنی آنقدر روی موضوعات جزئی متمرکز میشویم که نسبت به وظیفه تبیینیمان غفلت میکنیم. نکته دوم آن است که چون در معرض اتهام هستیم و اصولا در غرب یک سازمانیافتگی برای طرح انتقادات حقوق بشری علیه ایران وجود دارد باید در این زمینه هوشیاری و مراقبت داشته باشیم. ما باید متوجه باشیم که هر اتفاق حقوق بشری در ایران رخ میدهد یک طیفی در غرب آماده هستند که حول و حوش آن پردازش انجام دهند و تبلیغات سیاسی را سازماندهی کنند. در عین حال باید توجه داشته باشیم که اطلاعرسانی و پاسخگویی سریع داشته باشیم چون آن چیزی که مورد سوءاستفاده غرب قرار میگیرد سوار شدن بر یک جریان رسانهای با استفاده از جعل اطلاعات در مورد یک موضوع قضایی است. اگر بتوانیم یک اطلاعرسانی سریع و دقیق راجع به موضوعات قضایی داشته باشیم امکان فعالیت غرب در حوزه حقوق بشر را میتوانیم محدود کنیم.
به نظر شما در قیاس با کاری که آنها میکنند این وضعیت تا چه اندازه و در چه نسبتی در جریان است؟
من معتقدم که هم در بعد ورود به بحثهای نظری و هم در بعد تقویت ساختار اطلاعرسانی وضعیتمان نسبت به گذشته خیلی بهتر است، اما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله داریم. برای وزارت خارجه مهم آن است که ما در مسیر درست حرکت کنیم. حرکت در مسیر درست این امیدواری را ایجاد میکند که ما به وضعیت مطلوب برسیم. اراده غرب برای فشار بر ایران در موضوع حقوق بشر جدی است. آنها از تمام ظرفیتهایشان برای اعمال فشار بر ایران استفاده میکنند، اما چقدر این فشارها تاثیرگذار خواهد بود بستگی به عوامل مختلف دارد، یک عامل میزان تاثیرگذاری و موضع قوی و فعال ماست و یک عامل آن هم میزان مقاومت جریانهای بینالمللی است. چون قرار نیست غرب در تحولات بینالمللی حرف آخر را بزند و تعیینکننده همه امور باشد. جریانهای مقاوم بینالمللی هم وجود دارند که در سالهای گذشته نقش چشمگیری را ایفا کردهاند، مثل کشورهای در حال توسعه، جنبش عدم تعهد یا سازمان کنفرانس اسلامی. البته اینکه این تشکلها تا چه حد تاثیرگذاری بینالمللیشان را حفظ کرده و ارتقا بدهند این موضوع نیز تعیینکننده است. ما به عنوان یک کشور در حال توسعه معتقدیم که متعلق به بلوک کشورهای در حال توسعه هستیم و وقتی این نزاع فکری بین ما و گروه غرب شکل میگیرد ،مهم است که کشورهای در حال توسعه چقدر با ما همراهی و در برابر جریانی که از سوی غرب آغاز شده مقاومت میکنند.
بنابراین میزان تاثیرگذاری غرب در طراحیهای حقوق بشریشان علیه ایران به 2 عامل مهم بستگی دارد؛ عامل اول میزان حضور قوی ما در ارتباط با بحث حقوق بشر در نظام بینالملل است و عامل دوم میزان تاثیرگذاری جریان گروههای مقاوم در نظام بینالملل.
غرب وارد مرحله تعیین نماینده ویژه سازمان ملل برای ایران شده است، اگر این نماینده تعیین شود چه اتفاقی روی میدهد؟
اگر به لحاظ فنی بخواهم جواب بدهم، یک سازوکار نظارتی دائمی برای بررسی وضعیت حقوق بشر ایران شکل میگیرد، یعنی طی 9 سال گذشته تاکنون سازوکار مستقل دائمی برای بررسی وضعیت حقوق بشر ایران وجود نداشت. ما از سال 63 تا 81 این سازوکار را داشتیم و گزارشگری، مسوول گزارش درخصوص وضعیت حقوق بشر در ایران بود. در حال حاضر با تعیین گزارشگر ویژه به لحاظ فنی ما به وضعیت قبل از سال 81 برمیگردیم، یعنی مجددا یک گزارشگری خاص از حقوق بشر در ایران شکل میگیرد که مسوولیتش صرفا تهیه گزارش درباره ایران است. نکتهای که از بعد سیاسی مهم است این است که تعیین گزارشگر برای ایران یک سیگنال بد برای تمام کشورهای در حال توسعه است. دلیل این امر آن است که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل 6 سال پیش منحل و به جای آن شورای حقوق بشر تشکیل شد. علت اصلی انحلال کمیسیون حقوق بشر این بود که این کمیسیون به ابزاری در دست آمریکا برای اعمال فشار سیاسی به کشورهایی که مخالف آن بودند، مبدل شده بود. شورای حقوق بشر برای جلوگیری از چنین روندی و پیگیری حقوق بشر در فضای مثبت و مبتنی بر همکاری ایجاد شد. با حضور آمریکا در شورای حقوق بشر که از 2 سال پیش اتفاق افتاد فعالیتهای تخریبی در این شورا شروع شد و آمریکا اقدامات بسیاری را در این شورا انجام داد و تلاش کرد شورا وضعیتی شبیه به کمیسیون حقوق بشر پیدا کند.
گفته شده ایران از خانم پیلای، کمیسیر عالی حقوق بشر سازمان ملل دعوت به عمل آورده است. احتمال انجام این سفر چقدر است و چه برنامههایی برای آن وجود دارد؟
از ایشان دعوت رسمی برای سفر به ایران انجامشده و این سفر در سال 2011 انجام خواهد شد. اینکه برنامههای این سفر چه خواهد بود هنوز چیزی به ایران اعلام نشده است؛ فکر میکنم روش کار به این صورت است که دفتر کمیسیون عالی حقوق بشر با ما تماس بگیرد و برنامههای سفر را تبیین کند. هنوز در این باره چیزی به ما اعلام نشده است.
در سالهای اخیر بسیار شنیدهایم که در سیاست تهاجمی موارد نقض حقوق بشر در غرب بررسی شده و انتشار خواهد یافت. چگونه میتوان از این روش بهره موثر گرفت؟
البته اینکه ما نسبت به وضعیت حقوق بشر در غرب انتقاد داشته باشیم و موضع خودمان را شفاف کنیم، این یک نگاه سیاسی در بحث حقوق بشر نیست. ما وظیفه خودمان میدانیم اگر در نقطهای از جهان ملتی مورد تعرض و ستم واقع شد از آن دفاع کنیم. پایش وضعیت حقوق بشر در غرب یک نگاه اصیل به موضوع حقوق بشر است، در عین حال چنین اقدامی میتواند غرب را چه در بحثهای نظری و چه در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای غربی با چالش جدی مواجه کند و باعث شود غرب نتواند آن چهرهای را که قبلا از خودش به جهانیان معرفی میکرده به نمایش بگذارد.
متن کامل این گفت و گو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید
کتایون مافی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم