در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حقیقت رحمان قصه (با آن که حضور فیزیکی ندارد)باعث تحول و تلنگری در شخصیتهای داستان میشود.
جذابیت در عین سادگی
دره باغ از توابع بخش زواره شهرستان اردستان، تقریبا در 45 کیلومتری شهرستان نائین(درست پس از نطنز) واقع شده است . این روستا در دل درهای قرار گرفته که اطراف آن به وسیله چند رشته کوه احاطه شده است.دره باغ از یک سو به باغ و بستان، از سوی دیگر به مناطق کوهستانی ختم میشود و سوی دیگر آن کویر است. دره باغ فضای لوکیشن تلهفیلم به رنگ انتظار است که سکانسهای مورد نظر در آن برداشت و ضبط میشود.
فضای لوکیشن درهباغ به لحاظ ریتم و قاببندی فرمی، بصری و ساختار، کاملا شبیه فضای طراحی شده داستان به رنگ انتظار است.این را سلطانی(تهیه کننده این اثر) میگوید و ادامه میدهد:«طی جلساتی که با کارگردان داشتیم، تصمیم گرفتیم برداشتهای سکانس این تلهفیلم در روستای دره باغ انجام شود، چراکه برای رسیدن به فضای داستان بهترین انتخاب است.»
به رنگ انتظار براساس مضمون ظهور منجی نوشته شده است و داستان،ساختاری ساده دارد و همین مساله جذابیت فیلم را افزایش میدهد. سیدمحسن میرحسینی(کارگردان این اثر) در این خصوص میگوید: «اوایل سال تلهفیلم به رنگ انتظار توسط سلطانی به من پیشنهاد شد. با مطالعه فیلمنامه به این نتیجه رسیدم که علاوه بر قلم ایشان، نوع محتوا و ساختار فیلمنامه از جذابیتهای زیادی برخوردار است که میتواند به فیلمی قوی تبدیل شود.»
میرحسینی در ادامه میگوید: « این تله فیلم از لحاظ محتوایی و ساختاری ساده است، یعنی روایت و شخصیت پردازی قصه ساده و ملموس است، بنابراین تصمیم گرفتم دکوپاژی ساده داشته باشم تا به این منظور سادگی قصه برهم نریزد.»
محتوایی برگرفته از مضمون انتظار
سیدمحسن میرحسینی ـ که فعالیت خود را با کار دستیاری و برنامهریزی آغاز کرده و تاکنون بهعنوان نویسنده، دستیار، برنامهریز و کارگردان در آثار مختلف حضور داشته است ـ درباره محتوای داستانی این تله فیلم میگوید:«به رنگ انتظار، برگرفته از مضمون قرآنی انتظار است، چرا که امکان دارد ما در طول عمرمان به دیدن آقا امام زمان(ع) نائل نشویم، اما مهم انتظار است که واقعی باشد. مهم آمدن نیست، بلکه برداشت از اعتقاد اهمیت دارد، زیرا با ایمان راسخ، زندگیمان متحول میشود و میتوانیم از برکات انتظار بخوبی بهره ببریم. مهم نیست رحمان قصه چه زمانی میآید، مهم تلنگری برای شخصیتهای داستان است و این به نوبه خود مبحث اصلی انتظار را بیان میکند.»
محتوای فیلم باید حرفی برای گفتن داشته باشد و با خلق پردازشی ساده،مخاطب را دنبال خود بکشاند. فهیمه سلطانی، نویسنده و تهیهکننده این اثر معتقد است:«شرایط تله فیلمها خاص و قابل قیاس نیستند و زمان زیادی صرف ساخت تلهفیلمها نمیشود، اما انتظار میرود فیلمهای تلویزیونی به بهترین و ایده ال ترین شکل ساخته شوند. من معتقدم با وجود سختی این شرایط، مردم باید خودشان با تماشای فیلم به پیام و مضمون اصلی داستان پی ببرند نه آنکه خودمان شعار بدهیم که منظور از ساخت این تله فیلم چیست.»
سلیمانی در خصوص انتخاب بازیگران میگوید:«از همان ابتدا در زمان نگارش فیلمنامه، مد نظرم بود بی بی قصه داستان ما را مینا جعفرزاده بازی کند. خوشبخانه خیلی از بازیگرانی که از پیش در ذهنم تعیین کرده بودم با ما همکاری کردند.»
آمدن رحمان، تلنگری در جریان داستان
بچهها با تردید وارد قهوه خانه میشوند و به اطراف مینگرند.مسعود (با بازی رامتین کبریتی )در کنار حاج ابراهیم (با بازی محمد فیلی) نشسته است.حاج ابراهیم که متوجه ورودشان شده به آنها اشاره میکند. بچهها نزد حاج ابراهیم میروند.مسعود بلند شده و روی تخت کناری مینشیند. حاج ابراهیم دست آنها را میگیرد و کنار خود مینشاند و پیشانیشان را میبوسد.
حاج ابراهیم (آرام): من یه عذرخواهی به شما بدهکارم (لبخند میزند) عذرخواهی خودش شهامت میخواد، نه!
بچهها هاج و واج ماندهاند. حاج ابراهیم که متوجه شده آنها هنوز از جریان سر در نیاوردهاند به پیرمرد پیله وری که کمی آن طرف تر نشسته و چای مینوشد اشاره میکند.
حاج ابراهیم (آرام): من صبحی به شما شک کردم. گفتم شاید خدایی نکرده قضیه اومدن رحمان رو از خودتون در آوردید.
علیرضا (مجتبی سلیمانیدرباغی ) نفس عمیقی میکشد و به مجید (احسان سلیمانیدرباغی) مینگرد.
حاج ابراهیم: اما غروبی (به پیرمردی که در حال خوردن چای است با نگاهش اشاره میکند) ...این آقا سید یه چیزایی گفت که فهمیدم شمام بیراهه نگفته بودید.
شخصیت حاج ابراهیم را محمد فیلی بازی میکند. محمد فیلی را اغلب در شخصیتهای مختلف دیدهایم و با حضور در مجموعه تلویزیونی «روزی روزگاری» در نقش نسیم بیک از او به نیکی یاد میکنیم. این روزها نیز او را در شخصیت شمر سریال «مختار نامه» میبینیم. محمد فیلی درخصوص کاراکترش در این تلهفیلم میگوید: «حاج ابراهیم کد خدای روستاست. درحین آرامش، دلسوز اهالی است. اهالی ضمن رفع مشکلات، چشم به راه شخصی هستند که روستایشان را آباد کند. آن شخص سالهاست گم شده و اهالی را منتظر گذاشته. از شخصی خبر میرسد که او زنده است، بنابر این در ادامه داستان شاهد یک سری ماجرا و اتفاقهای جذابی هستیم.»
او در ادامه میگوید: «در برخی اثرها که میرحسینی دستیار بوده همکاری داشتم، اما به رنگ انتظار نخستین کارم با کارگردانی ایشان محسوب میشود و به لحاظ سابقه دوستی و همچنین استعداد و خلاقیت بالایی که ازایشان سراغ دارم، تمایل داشتم با این گروه همکاری کنم.»
بیش از این با محمد فیلی همکلام نمیشویم، چرا که برداشت پلان بعدی به دستور میرحسینی انجام میشود.
رابعه اسکویی در این تله فیلم با ایفای نقش هانیه بر خلاف بازیهای کلیشه ای در شخصیتهای طنزی که از او تا به حال شاهد بودهایم در قالب کاراکتری کاملا جدی ظاهر شده است. وی علاوه بر بازی در فیلم به رنگ انتظار، طراحی صحنه و لباس را نیز به عهده دارد. او میگوید: « با انتخاب نقش هانیه در حقیقت خواستم خودم را محک بزنم و جدی بودن این کاراکتر را دوست دارم.» او معتقد است در کارنامهاش علاوه بر وجه طنز در اثرهای جدی نیز دیده شده است و میگوید در حال حاضر قصد دارد در کارهای درام بیشتری ایفای نقش کند. اسکویی همچنین درخصوص فیلمنامه این اثر میگوید: « فیلمنامه این تلهفیلم کاری شسته رفته است و نمیتوان دخل و تصرف چندانی در آن داشت و دیالوگها را کم و زیاد کرد چرا که هر المانی در جای خاص خود قرار دارد و کار را برای کارگردان و بازیگر راحت میکند.»
وجیه (با بازی سولماز آقمقانی) به عنوان یک شخصیت احساسی در این کار معرفی میشود. این شخصیت در ری اکشنهایش بخوبی پیداست. آقمقانی در سریالهایی مانند همچون سرو، سه در چهار و... بازی خود را به مخاطب عرضه کرده است. درخصوص شخصیتش در این تلهفیلم میگوید: «وجیه دختری محجوب و محکم است و در این روزگار جز بیبی، برادر و نامزد گم شدهاش کسی را ندارد و تنها امیدش در این سه نفر خلاصه میشود. گم شدن رحمان نامزدش باعث شکست و سرخوردگی او شده و از طرفی در طول داستان وجیه را میبینیم به مرحلهای رسیده که باید انتخابی داشته باشد، اما یکدفعه خبر برگشت نامزدش را میشنود، ولی دریغ از آن که بداند این خبر صحت ندارد و اتفاقی برای رحمان رخ داده و مقصر اصلی او نیز برادرش منصور است.»
آقمقانی در ادامه میگوید:«فیلمنامه از لحاظ نوع دیالوگ و پردازش داستانی، پیامهای زیادی را به مخاطب انتقال میدهد، زیرا از نظر محتوا و نوع نوشتاری به گونهای زیبا انتظار را به تصویر کشیده که بینندگان براحتی با تماشای فیلم میتوانند ارتباط برقرار کنند.»
او به شیوه همکاریاش با میرحسینی اشاره میکند و میگوید: «میرحسینی با آنکه کارگردان بسیار جوانی است، اما کاملا به نوع دکوپاژ، میزانسن ها، زاویه و کادربندی آشنا و آگاه است و از اینکه با کارگردان جوانی کار میکنم که به تمام امور تسلط دارد، احساس آرامش دارم، چون کارم را به دست کسی سپردهام که میتوانم به
او اعتماد کنم.»
تهیهکنندگان: سیدمحسن میرحسینی و فهیمه سلیمانی / کارگردان: سیدمحسن میرحسینی/ نویسنده: فهیمه سلیمانی/ مدیر فیلمبرداری: علی الهیاری / دستیاران تصویر: یاسر زمانی، امین الهیاری و مهدی فرامرزی / صدابرداران: سیدمهدی حسینی ـ دستیار صدا: همایون حاجیخانی / طراح صحنه و لباس: رابعه اسکویی / دستیار صحنه: مجتبی بتوندی و فرزاد حقشناس / طراح گریم: دانش کریمی و مجریان گریم: حسن محمدی و سولماز یوسفی / گروه کارگردانی: علی دلبر و میترا مختارپور/ منشی صحنه: مریم کریمی / آهنگساز: مجید شرفی / عکاس: ماه منیر خاجی
بازیگران: اردلان شجاعکاوه، مینا جعفرزاده، سولماز آقمقانی، محمد فیلی، رونیا حاجییوسفی، مجتبی باحشمت، شهلا مداحی، فاطمه سلیمانی، حسام بیگدلو، احسان سلیمانیدرباغی و مجتبی سلیمانیدرباغی و با حضور رامتین کبریتی، رابعه اسکویی و....
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: