در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خانوادهها برای سفر برنامهریزی میکنند و این برنامهریزیها بیشتر بر اساس تجارب شخصی خود یا دیگران است، به هر حال اطلاعات نهادهای مسوول در گردشگری کمترین نقش را در برنامههای مسافرتی خانوادهها دارد، دلیل آن نیز پرواضح است، اصلا اطلاعات شایسته و بایستهای در دست نیست. به هر صورت آنها راهی میشوند به امید....
در کلبه ما رونق هست، راه نیست!
هر برگ از تاریخ زرین و پرافتخار ایران را که ورق میزنی، با شکوهی وصف ناشدنی و مهری بیپایان از مردمان این دیار روبهرو میشوی . مهری که در هنر و معماری تجلی مییابد، مهری که تو را به یک تبسم زیبا مهمان خواهد کرد و مهری بیپایان. این هنر و تجلی زیبایی در جای جای ایران نهفته و پراکنده است.
بسیاری ایران را به لحاظ غنای تاریخی و فرهنگی، یک موزه خواندهاند و برخی دیگر از منظر طبیعت بکرش آن را سرزمین چهار فصل نام نهادهاند.
... شما عزم دیدن و لذت بردن از این همه زیبایی را دارید، راهی میشوید، راه شما را میخواند. اگر کمی دقت کنید بسیاری از شهرها با جاذبههای بسیار، در مسیر تردد مسافران قرار دارد؛ اما خودروها بدون کمترین توجه و توقفی از کمربندی این شهرها عبور میکنند و منطقه را با تمام دیدنیهایش، نادیده باقی میگذارند. مشکل کار کجاست؟
شهرهای فراموش شده
مسوولان و مردم بسیاری از شهرها و استانها، همیشه از کمبود گردشگران در منطقه خود گلهمند هستند. آنها ضمن اشاره به وجود جاذبههای گردشگری فراوان، طبیعت زیبا و... از عدم استقبال مسافران اظهار ناخرسندی میکنند.
شکی در این مساله وجود ندارد که جادهها و راههای مواصلاتی از اصلیترین زیرساختهای گردشگری برای هر منطقه و شهری محسوب میشوند؛ همانگونه که یک جاده و اتوبان میتواند گردشگران را به شهری برساند، به همان اندازه نیز میتواند دافع مسافران برای ورود به یک شهر یا منطقه باشد. بیشتر مسافران در رسیدن به مقصد خود، بیشتر به دیدن تابلوی نام شهر یا یک منطقه، که گاه به مهمانان نرفته هم خوشامدگویی میکنند، بسنده میکنند.
انگار مسوولان شهری تنها به یک تابلوی خوشامدگویی برای جذب گردشگران بسنده کردهاند؛ در حالی که هیچ تابلوی معرفی کننده جاذبهها، راهنمای مسیر گردشگران و... در کمربندی شهرها مشاهده نمیشود.
اصلا هیچ جاده مستقیم و مطلوب ورودی برای شهر نیز وجود ندارد به صورتی که در بسیاری موارد، رانندگان به دلیل کمبود تابلوهای راهنمایی و رانندگی، مسیر خود را به درستی طی نمیکنند.
هر کمربندی به همان اندازه که میتواند برای رونق گرفتن گردشگری فرصت تلقی شود به همان اندازه میتواند تهدیدی نیز محسوب شود
این تنها یک بخش ماجرا بود. بخش مهمتر وجود جلوههای ناخوشایند در همین جادههای کمربندی شهرهاست. شما حتما رخسار نه چندان زیبای دکههای بیقواره و زهوار دررفته، وجود تعداد زیادی آپاراتی و تعویض روغن و... را در ورودی شهرها به یاد دارید.
ورودی بسیاری از شهرها چندان مطلوب و خوشایند مسافران نیست، اصلا زیبنده ایران ما نیست. به محض ورود به برخی از شهرها با راههای باریک، بافت های فرسوده، دکهها و چرخیهای دورهگرد روبهرو میشوید! این در حالی است که بسیاری از مسافران عبوری ناگزیر هستند در همین ورودیها برای استراحتی کوتاه توقف کنند. درست همین زمان کوتاه، ملاک قضاوت آنها درباره آن شهر قرار خواهد گرفت. عمده وظیفه در این بخش به عهده شهرداریهاست که با به کارگیری تابلوها و علامتهای ویژه و جذاب، به شهر جلوهای نیکوتر بخشند تا تمایل بیشتری در مسافران برای اقامتی طولانیتر ایجاد شود.
کمربندی مشکل یا راهحل؟
در نوروز گذشته در یکی از شهرهای میان راهی، چند ارگان اقدام به مسدود کردن جاده کمربندی کرده بودند تا مسافران برای ادامه راه ناگزیر شوند از داخل شهر عبور کنند! این مساله موجب گلهمندی و انتقاد بسیاری از رانندگان شده بود؛ گردشگری آن هم از نوع اجباریاش!
فلسفه ایجاد کمربندی در هر شهر و استان، جلوگیری از ترافیک، تسهیل عبور خودروها، امنیت بیشتر شهرها و... است. برخی از شهرستانهای فاقد کمربندی، با مشکلات زیادی در این زمینه روبهرو هستند. آنان هر روز ناچارند پذیرای مهمانانی باشند که ناگزیر راهی شهر شدهاند؛ البته این مساله چندان برای مسافران نیز خوشایند نیست، آنها مدت زمان بیشتری را باید در این مسیر و پشت چراغ قرمزها سپری کنند.
به بیان دیگر کمربندی به همان اندازه که میتواند برای رونق گرفتن گردشگری یک شهر فرصت تلقی شود به همان اندازه نیز میتواند شکلی نامطلوب به خود گیرد. نکته مهم و ظریف شناخت و چگونگی استفاده از فرصت است. به طور مثال میتوان با دادن اطلاعات لازم، مسافران را برای توقف و بازدید از شهرها ترغیب کرد.
یکی از شیوههای معمول و مرسوم تبلیغات گردشگری توزیع سیدی یا بروشور است که این در جایگاه خود موثر، اما ناکافی است. حتی در برخی موارد، راهنمایان، آشنایی و اطلاعات چندانی درباره ابنیه و میراث منطقه خود ندارند.
به نظر میرسد برای معرفی هر چه بیشتر این جاذبهها به شیوههای جدید تبلیغاتی نیاز داریم؛ شیوههایی که باید بر اساس یک نیازسنجی، برنامهریزی مناسب و بهرهگیری از نظر کارشناسان صورت گیرد. اکنون مسوولان گردشگری برخی از شهرها همچون اصفهان به محض ورود یک خودرو به کمربندی، اقدام به ارسال پیامک و معرفی اثر یا جاذبهای که در آن نقطه وجود دارد میکند که این شیوه میتواند در سایر استانها نیز اجرایی شود.
ایجاد تسهیلات
حالا فرض را بر این قرار دهید که تمام ایدهها را برای جذب و ورود مسافران به کار گرفتیم و مسافران با نادیده گرفتن کمربندی وارد دیار ما شدند، این تنها بخش نخست ماجراست. آیا امکانات اقامتی کوتاهمدت یا بلندمدت، رستورانهای مناسب، امکانات رفاهی در مکانهای گردشگری، راهنما و... مهیاست؟ مطمئنا تا تحقق کامل موفقیت، نیاز به انجام کارهای بیشتری است.
شما تنها در این صورت میتوانید آمار قابل قبولی از گردشگران شهر خود ارائه دهید و صرفا به آمار «نفر ـ سفر»، که مورد انتقاد تمام کارشناسان است، بسنده نکنید. شما در این صورت به طور واقعی شاهد ورود گردشگرانی خواهید بود که در رونق بخشیدن به شهر و دیار شما نقش ایجابی دارند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: