مساله تعلیق غنی سازی ، به جنجالی تمام عیار در مذاکرات ایران و اروپا تبدیل شد. لحظاتی پیش
از شروع مذاکرات سعدآباد، هنوز توافقی بر سر آن به دست نیامده است.
کد خبر: ۴۰۷۷۰
اصرار هیات ایرانی ، تعلیق موقت و داوطلبانه است ; اما اروپایی ها خواستار توقف کامل
غنی سازی هستند.
توافق نکردن بر سر این واژگان ، مذاکرات را به دردسر خواهد انداخت و درست در آخرین لحظات ، اروپایی ها نظر ایران را می پذیرند و گروه مذاکره با امیدواری پا بر جلسه اصلی می گذارد.
سید حسین موسویان ، دبیر کمیته سیاست خارجی شورای عالی امنیت ملی ، در آن هنگام مسوول گروه مذاکره ایران بود. از این لحظات ، به عنوان یکی از شیرین ترین خاطرات اتمی خود یاد می کند.
سفیر پیشین ایران در آلمان که از سال 77 در این سمت فعالیت می کند در طول 8 ماه گذشته به
چهره ای ثابت کنار حسن روحانی ، در مذاکرات مربوط به بحران هسته ای تبدیل شده است.
او که دکترای روابط بین الملل خود را از دانشگاه کنت انگلستان گرفته، اهل کاشان است ، 4 فرزند
دارد و 40 سال را از سر گذرانده است.
در این گفتگو، موسویان از قطعات آلوده ، جاسوسی هسته ای ، سانتریفیوژ P2، رفتار دو گانه آژانس ، بازرسی های سر زده و علت آغاز بحران و... سخن می گوید.
به عنوان نخستین پرسش ، آقای موسویان ، بحث تجهیزات آلوده به مواد هسته ای غنی سازی شده ، همواره یک اتهام بلوک غرب علیه ایران بوده ایران این تجهیزات را از کجا تهیه کرده است؛
کشورهای عضو N.P.T در به وجود آمدن این وضعیت مقصر هستند، چرا که مطابق معاهده ،
همه آنها باید در تامین تجهیزات لازم برای فناوری هسته ای همکاری کنند.
در دهه های 80 و 90 میلادی ، کشورهای جهان در چارچوب N.P.T با ایران همکاری نکردند و ایران مجبور شد از بازار سیاه اقلام مورد نیاز خود را تامین کند.
ماواقعیت منشا تامین تجهیزات را به آژانس گفته ایم. این
تجهیزات از طریق یک دلال خریداری شد که در دبی تحویل شده است.
این که او این تجهیزات را از کجا گرفته است به ما ارتباطی پیدا نمی کند. چرا در آن زمان به آلودگی این قطعات توجهی نشده است.
بعضی قطعات دسته دوم بوده است که قبلا چون غنی سازی روی آنها صورت گرفته ، آلودگی داشته ، اما برای ما واقعا مهم نبوده است.
ایران می خواسته سانتریفیوژ داشته باشد و در حدی که
معاهده N.P.T اجازه می دهد، بتواند غنی سازی صلح آمیز را داشته باشد و این تجهیزات را
خریده و توانسته به هدف خود دست یابد.
منتهی ، وقتی که بازرسان آژانس آمدند و از این تجهیزات نمونه برداری کردند، آلودگی ها معلوم
شد; آلودگی هایی با درصدهای مختلف ، که آژانس کم و کیف آن برایش بسیار با اهمیت است.
ما اطلاعاتی که در اختیار داشتیم به آژانس دادیم و از نظر ما، ایران به تمام وظایف خودش عمل
کرده و غنی سازی بالا را هم مسلما ایران نداشته و آژانس هم این را می داند; اما آژانس باید این
مساله را به طور شفاف در گزارش خود بیاورد و منشا قطعات را روشن کند که این مساله به آژانس
و کشور ثالث باز می گردد.
در اوج مباحث اتمی ایران در پاییز سال گذشته ، گفته می شد که ایران نمی خواهد نام این کشور
ثالث را افشا کند. علت چه بود؛
ایران هیچ وقت از کشوری اسم نبرده، برای این که ما با هیچ کشور و دولت در زمینه خرید دستگاه
و قطعات سانتریفیوژ هیچ مراوده ای نداشته ایم.
ما از طریق یک دلال در دبی این تجهیزات را تهیه
کرده ایم...
...و مثل این که الان یک دلال در مالزی بازداشت شده است؛
او هم دقیقا همین حرف ما را زده ، یعنی طاهر که در مالزی دستگیر شده ، گفته که تجهیزات دسته دوم به ایران فروخته ام.
اظهارات طاهر، موید گزارش ایران است. ایران اسمی از هیچ کشوری نبرده ، چون با هیچ کشوری معامله نداشته ایم.
این که طاهر، قطعات را از عبدالقادرخان گرفته است و چرخه بازار سیاه از عبدالقادرخان شروع
شده ، چقدر مورد تایید ایران است؛
ما اطلاعاتی نداریم و چون واقعا نمی دانیم شبکه ای که طاهر درباره آن صحبت می کند چیست ، درباره آن صحبت نمی کنیم.
عبدالقادرخان گفته بود که از قطعات فروخته شده به وسیله طاهر، قطعه حساسی را برداشته و
برای او مایه تعجب است که ایران توانسته به این دانش دست پیدا کند.
آیا این قطعات سالم بود یا ایران با اتکا به توانایی دانشمندان خود توانست به چنین فناوری دست پیدا کند؛
از صحت این مطالب عبدالقادرخان اطلاعی ندارم ; اما به هر حال هم توانمندی متخصصان ایرانی برای جبران کمبودها در خرید بوده و هم خود تجهیزات مبنای محکمی برای راه اندازی دستگاه های سانتریفیوژ بوده است.
آقای موسویان! بحث جاسوسی هسته ای در بحران اخیر چه اندازه به کشور ضربه زده؛ اطلاعاتی که در مقاطع حساس منتشر شده و فشار جهانی را در پی داشته است؛
فکر می کنم این مساله ، موضوع خیلی تعیین کننده ای نباشد. برای این که اساس استراتژی ایران
این است که فناوری صلح آمیز هسته ای داشته باشد.
ایران به جد مخالف دسترسی به سلاحهای هسته ای است ، چه از نظر ایدئولوژیک و چه از نظر استراتژی سیاسی و نظامی ; بنابراین بحث جاسوسی هسته ای وقتی خیلی حساس می شود که کشوری به دنبال ساخت سلاح هسته ای باشد و اطلاعاتی که از کشور خارج می شود موجب افشای فعالیت های هسته ای سری بشود، چون
ایران چنین فعالیتی نداشته است.
به نظر من خیلی جاسوسی بحث تعیین کننده ای نیست ; البته در گذشته خلاهایی در ارتباط ایران
و آژانس وجود داشته.
آژانس از آن ناحیه گله هایی دارد. بخشی از گله ها اساس ندارد، اما بخشی از آن هم درست است ; بنابراین آنچه در آینده مهم است ایجاد یک ساز و کار شفاف و با اعتماد کامل میان ایران و آژانس است که از یک طرف ایران در چارچوب یادمان و پروتکل تمام فعالیت های هسته ای خودش را به اطلاع آژانس برساند و از طرف دیگر آژانس هم تمام
نیازمندی های ایران را برآورده کند.
به نظر شما آیا فهرست پرسشهای آژانس علیه ایران تمامی دارد؛
در هر سفری که البرداعی به ایران آمده با خودش فهرست تازه ای از پرسشها را همراه آورده است.
این ابهامات تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؛
من اعتقاد ندارم البرداعی در هر سفر، فهرست های جدیدی را با خودش آورده باشد.
صحبتی که ایشان در آخرین سفر - فروردین ماه 83 - داشت ، چند بحث فنی مثل آلودگی ، P2 و پلونیوم بود.
اینها مباحثی بود که در اجلاس اسفند مطرح شد، پیشتر از سفر قبلی هم ، باز همین ها بود. فکر نمی کنم فهرست نامحدودی علیه ایران وجود داشته باشد.
موارد کاملا مشخص شده است و توافق شده تا طی یک برنامه زمان بندی ، دو طرف برای حل این سه چهار مورد حرکت کنند.
دقیقا این ابهامات چیست؛
ببینید، یک آلودگی است...
آیا علاوه بر نطنز، آنها مدعی آلودگی جدیدی هستند؛
نه. آنها منشا آلودگی را می خواهند مشخص کنند، دوم بحث P2 بود، سوم پلونیوم هست و چهارم هم ابهاماتی درباره غنی سازی لیزری .
اینها 4 مساله عمده است ; البته یکی دو مساله جانبی هم داریم مثل طیف سنجهای جرمی و سلول های داغ که کاملا بحثهای تکنیکی است و موارد دیگری
بیشتر از این ، میان ایران و آژانس نیست.
من نکته قابل توجهی را باید یادآور شوم. در سپتامبر وقتی قطعنامه علیه ایران صادر شد،
جمله بندی هایی در آن وجود داشت که ابهامات را فوق العاده وسیع نشان می داد; اما، تا اجلاس
مارس به جایی رسیدیم که ابهامات فنی آژانس به چند مورد مشخص محدود شد و تکلیف ما و آژانس روشن است که باید در این محدوده همکاری کنیم.
پس از بیانیه تهران ، گزارش فعالیت های هسته ای ایران در قالب پادمان داده شده ، پروتکل را به
منظور اعتمادسازی امضا کردیم و اجرای آن را ادامه می دهیم.
غنی سازی را که محل سوؤظن شدید بود، داوطلبانه به حالت تعلیق درآوردیم ، ابهامات فنی هم محدود شد; بنابراین طیف وسیع و نامحدودی از ابهامات وجود ندارد که ما نگران باشیم ، البته ممکن است رفع آنها به زمان احتیاج داشته باشد.
شما اشاره می کنید که آژانس هیچ ابهام تازه ای را مطرح نکرده ، اما درست 2 روز پیش از همین سفر اخیر دبیر کل آژانس ، یکی از خبرگزاری ها به نقل از یک مقام آژانس خبری منتشر کرد مبنی بر کشف پلوتونیوم با کاربرد نظامی در ایران ، که خود همین مساله منجر به جنجال شدیدی علیه تهران شد.
باز هم این بحث جدیدی نیست ، شاید بخشی از آن به علت اطلاع ناکامی باشد.
در جریان 2 اجلاس نوامبر و مارس ، امریکا روی بحث آزمایش پلونیوم در ایران و کاربرد نظامی آن متمرکز شده بودند; بنابراین این خبر تازه ای نبود.
در قطعنامه مارس آمده که برای آژانس مهم آن است که نیت ایران در آزمایش پلونیوم روشن بشود. راجع به همین موضوع، یک اختلاف فنی با آژانس داشتیم.
قبلا بازرسان آژانس می گفتند که پلونیوم صرفا کاربری نظامی دارد، اما متخصصان ایرانی آنها را قانع کردند که پلونیوم کاربری های صلح آمیز هم دارد و آنها این را پذیرفتند; اما تنها چیزی که به عنوان موضوع جدیدی علیه ایران طرح شده ، بحث P2 پس از اجلاس نوامبر بود.
همین بحث P2 که تقریبا ما را با مشکل جدی مواجه کرد، از کجا شروع شد؛
ما در بحث P2 واقعا با مشکل مواجه شدیم. قبلا بازرسان آژانس که آمده بودند، بعضی قطعات P2
را دیده بودند.
آنها حساسیت خیلی خاصی را نشان ندادند. وقتی به لیبی رفتند و برنامه هسته ای آنها را مشاهده کردند که هر 5 مرحله هسته ای در آن طی شده بود، که مرحله پنجم آن نقشه بمب اتمی و مرحله چهارم ساخت P1 بود نسبت به ایران نیز حساس شدند. ایران تا مرحله سوم یعنی P1 را طی کرده بود. (درباره P2 هم ایران مدتی طرح تحقیقاتی داشت که ماهها قبل آن را متوقف کرده بود) و چون ساخت P2 از برنامه سازمان انرژی اتمی کنار گذارده شده بود، ما معتقد بودیم (و بعد هم آژانس پذیرفت) که P2 را ایران باید در قالب اظهارنامه های پروتکل اعلام
می کرد، اما آنها وقتی که از لیبی برگشتند، از ما پرسیدند که آیا شما P2 دارید و ما به آنها گفتیم که ما نمونه قطعات را قبلا به شما نشان داده بودیم. گفتند چرا اینها را در گزارش نوامبر اظهار نکرده
بودید، در حالی که واقعا مخفی کاری نبود. شاید بهتر بود که ایران در گزارش ، آنها را ذکر می کرد.
اما هیچ مخفی کاری وجود نداشت...
نوعی سهل انگاری بود.
...این موضوع از نظر سازمان انرژی اتمی مهم نبوده است. چون واقعا یک طرح تحقیقاتی بود که
ماه ها قبل هم متوقف شده بود; اما برای آژانس به دلیل تشابهات برنامه ها با لیبی فوق العاده مهم
بود که مبادا ایران P2 را ساخته و نقشه بمب اتمی را هم دارد و این هر دو را، پنهان کرده است و
این باعث جنجال تازه ای شد.
بعد هم در مذاکرات با 3 کشور اروپایی آنها پذیرفتند که ایران باید P2 را در قالب اظهارنامه های پروتکل ارائه می کرده است.
غیر از P2، در چند ماه اخیر با مساله تازه ای مواجه نشده ایم. آژانس ممکن است بارها سوالاتی را
مطرح کند، اما این به ابهامات نمی افزاید.
ثانیا روند برخورد آژانس با کشورهای دیگر و بازرسی های آنان از برزیل یا ژاپن به مانند ایران سختگیرانه و شاید بیشتر هم باشد، اما در مساله
ایران اراده سیاسی امریکا و بعضی کشورها و نیز دو دهه تبلیغات وسیع بین المللی در مورد برنامه های هسته ای ایران ، وضعیتی غیرطبیعی به وجود آورد.
آقای دکتر! اساسا چقدر می توان به آژانس اطمینان کرد؛
اعتماد به آژانس نسبی است ، واقعا به کدام کشور و به کدام سازمان بین المللی می توان کاملا
اعتماد کرد؛
کمیسیون حقوق بشر، شورای امنیت یا...؛
واقعیت این است که سازمان های بین المللی را دولتهای مختلف شکل می دهند و امریکا اکنون با نفوذترین کشور جهان است ; اما آیا این دلیل می شود که ما از کلیه سازمان های بین المللی خارج شویم و ایران به را جزیره ای منزوی
تبدیل کنیم؛
روندی که طی 7-8 ماه گذشته شروع شده از محکومیت ایران در سپتامبر به انزوای عملی امریکا در مارس رسیده است.
اما وضعیت آژانس انرژی اتمی با دیگر نهادها متفاوت است ، چون آنها با اطلاعات محرمانه کشور در ارتباطند.
این مساله بیش از حد بزرگنمایی شده است.
در بحث شیمیایی بازرسان مرتب به ایران می آیند... درست است. من هم موافقم که رفتار با ایران دوگانه است ، انگیزه های مغرضانه سیاسی وجود دارد و تلاشهای جاسوسی گسترده در جریان است. (درست مثل روندی که همه کشورهای بزرگ در پشت صحنه علیه یکدیگر دارند. ژاپن متحد امریکاست ، اما بیشترین بازرسی های غنی سازی ژاپن را امریکایی ها دنبال می کنند) و این فناوری محدود به ایران نیست.
راهی که ما باید طی کنیم ، این است که حضور خودمان را در این مراکز تقویت و منافع ملی خود را تامین کنیم.
آیا در میان بازرسان آژانس تاکنون کسی بوده است که ایران آنان را نپذیرد؛
آژانس فهرست بازرسان خود را ارائه می کند و ایران می تواند نظر بدهد. شما می توانید بگویید فردی را قبول دارید یا نه؛ پس از آن ، ویزایی یک ساله صادر می شود و می توانند مکرر رفت وآمد داشته باشند.
موردی هم بوده که نپذیریم؛
نه، تاکنون چنین چیزی نبوده است.
آیا آژانس تا الان درخواست خاصی از ایران داشته است؛ چون گفته می شود که آژانس برای
بازرسی بیشتر چیزهایی را خواسته است ، که ما نپذیرفته ایم.
نه، واقعا نداشته است. آژانس هیچ درخواست عمده و فوق العاده مهمی خارج از پروتکل یا پادمان نداشته است.
مثلا این که بخواهد مکان خاصی را بازرسی کند؛
به هیچ وجه. درباره مکانهای نظامی که آژانس تقاضا می کند و ما در گزارش های خودمان به آژانس
اطلاع می دهیم که مثلا بعضی قطعات سانتریفیوژ در این مکان ساخته می شود.
آنها هم خواسته اند که آنجا را بازرسی کنند. در یک مرکز نظامی هم که می روند اصلا کاری به دیگر
تولیدات ندارند.
آیا تاکنون اتفاق افتاده که آنها براساس اطلاعات غلط، خواستار بازرسی از مکانی باشند؛
اطلاعات بسیار وحشتناک و غلطی را سرویس های اطلاعاتی متخاصم و گروهک های ضدانقلاب
به آنها می دهند که وقتی می آیند و حسن نیت ایران را می بینند، کاملا متعجب می شوند.
برخی وقت ها نیمه راه بازرسی را رها کرده اند، چون اطلاعات دریافتی شان از اساس غلط بوده است.
می خواهم بحث دیگری را طرح کنم. آقای دکتر! هنگامی که رئیس جمهور در دهه فجر سال 81،
خبر از دستیابی ایران به فناوری چرخه سوخت داد و پس از آن ، بحث نطنز پیش آمد و بحران کلید خورد; اما سوال اینجاست که آیا ما به نقطه ای رسیده بودیم که ارزش این همه فشار و دشواری را داشته باشد؛
موضعگیری های رئیس جمهور براساس واقعیت بود. نگرانی که پس از آن به وجود آمد، درباره طرح نطنز بوده چرا که از شروع، کار را به آژانس اعلام نکرده بودیم ، اما بعد مراتب را به اطلاع آژانس رساندیم.
هنگامی که آقای البرداعی به ایران آمد و از طرح نطنز بازدید کرد، آنها تصورشان این بود که ما به
غنی سازی به طور کامل دست پیدا کرده بودیم و بعضی آلودگی ها با 87 درصد که در قطعات سانتریفیوژ پیدا شد، به این شبهات دامن زد.
موضعگیری رئیس جمهور درست بود، اما ما به غنی سازی در حد 2/1 درصد رسیده بودیم و طبق مقررات آژانس ، غنی سازی تا 3 درصد مجاز است.
تصوری که در دنیا به وجود آمد، این بود که ایران مشابه کره شمالی ، که به یک باره اعلام
کرد به بمب دست پیدا کرده است ، به بمب نزدیک شده و تبلیغات درازمدت 20 ساله علیه ایران
هم این نگرانی ها را تشدید می کرد.
کار ما اکنون سخت شده ، تا بتوانیم دنیا را قانع کنیم که اقدامات ایران در حد مجاز N.P.T است. زمان لازم دارد.
بالاخره ارزش این همه درگیر بحران شدن را داشت؛
نمی خواهم وارد نقد شویم. چون موضع رئیس جمهور، موضع کشور است و درست بوده، اما شاید ما باید با توضیحات بیشتری به دنیا اعلام می کردیم تا سوءاستفاده زمینه پیدا نمی کرد.
آقای البرداعی هم وقتی آمد و اعلام کرد ایران جزو 10 کشور اول فناوری هسته ای دنیاست ، بیشتر به
شبهات دامن زد.
و تصور پیش آمد که ایران وارد باشگاه اتمی شده است.
بله. این مساله باعث تشدید فشارها شد.
در این بحران ، تا چه اندازه از ناحیه موضعگیری های غلط داخلی لطمه دیدیم و مجبور شدیم امتیازاتی بدهیم؛
پیشرفتی که تا امروز در پرونده هسته ای به دست آمده ، مدیون اجماع ملی است. تا این مرحله با
اجماع پیش رفته ایم.
سران 3 قوه ، فرماندهان نظامی ، وزرای خارجه، اطلاعات و دفاع، همه و همه با بررسی کارشناسی ، تصمیماتی را اتخاذ کردند که با تایید رهبر معظم انقلاب اسلامی اجرا شد.
ما در این روند با نظرات متفرقه ای مواجه شدیم که در چارچوب اجماع ملی نبود; مثلا برخی امضای پروتکل را خیانت می دانستند، یا از آن طرف نداهایی شنیده می شد که باید مجلس با طرحی 3 فوریتی پروتکل را امضا کند و... این افراط و تفریطها را در مواضع رسانه ای هم داشتیم.
البته به نظر می رسد اینها طبیعی است. در زمانی که آزادی هست ، هر کس می تواند عقاید خودش
را ابراز کند.
چرا زودتر پروتکل را امضا نکردیم؛ آیا اگر ایران پروتکل را در بهار سال قبل امضا می کرد، مجبور
می شد تا تحت فشار و شرایط سخت ، آن را بپذیرد؛
تازه آن موقع این امکان وجود داشت که روند
تصویب آن روال عادی قرار گیرد.
همان طور که بی اعتمادی نسبت به ایران وجود دارد، ایران هم نسبت به خیلی از این مراکز
بین المللی بی اعتماد است.
اطمینان نداشتن دوطرفه است. اگر واقعا ایران اعتماد کامل داشت که امضای پروتکل تضمین کننده منافع ملی کشور است و به همه جنجال ها و توطئه های بین المللی خاتمه می دهد; قطعا در همان مقطع می پذیرفت.
بعد که ما مذاکراتمان بیشتر پیشرفت کرد و نگرانی هایمان در غالب دو بیانیه تهران منعکس شد، آن هنگام پروتکل را امضا کردیم.
حالا، خیلی این بحث خاصیت ندارد که بگوییم اگر در فلان موقع می پذیرفتیم وضع بهتر بود، چرا
که همان موقع برخی می گفتند که اصلا باید از N.P.T خارج می شدیم.
الان مهم است که صبر داشته باشیم و از سوی برخی شیطنت های رسانه های غربی تحریک نشویم و به دنیا اثبات کنیم که ایران به دنبال سلاح هسته ای نیست و استفاده از فناوری صلح آمیز هسته ای را برای خود تثبیت کنیم.
هجمه 20 ساله علیه ایران نیاز به زمان طولانی برای از میان رفتن دارد.
آقای دکتر! در بحث دیپلماتیک بحران هسته ای ، به نظر می رسد ایران وزنه اصلی را روی اروپا قرار
داده است.
آیا در موقعیت های حساس می توان بر روی اروپایی ها حساب باز کرد؛
درست است که ما با اروپایی ها بسیار فعال کار کرده ایم ، اما به موازات کار با اروپا، با روسیه ،
غیرمتعهدها، چین و حتی ژاپن که در مقطعی ، موضع منفی درباره ایران داشت نیز در ارتباط
فعال بودیم.
نتیجه همکاری ایران با اروپا را می توان بسیار فراتر از دستاوردهای بحران هسته ای دانست. اولین نتیجه این روند، در صورتی که با موفقیت کامل به انجام برسد، آزمایش یک راهبرد جدید در قبال راهبرد یک جانبه گرایی امریکاست.
راهبرد امریکا مبتنی بر تهدید و اعمال زور است ، در حالی که اروپایی ها می خواهند از راه مفاهمه و گفتگو مسائل را پیش ببرند.
دوم آن که این همکاری موجب گشوده شدن باب همکاری های ایران و اروپا در زمینه امنیت منطقه به ویژه عاری سازی منطقه از سلاحهای کشتار جمعی و... خواهد شد.
مطمئنا این همکاری هم از سوی امریکا به چالش کشیده خواهد شد. سومین ثمره یا باز هم در صورت موفقیت می تواند این باشد که ما بعد از انقلاب حول 4 موضوع تسلیحات کشتارجمعی ، تروریسم ، حقوق بشر و صلح فلسطین با اروپا اختلاف داشته ایم و حدود 10 سال گفتگویی انتقادی درباره این موضوعات وجود داشت ، اما روند فعلی به حل و فصل بخشی از 4 مساله اصلی ختم می شود.
این می تواند الگویی برای سایر مسائل باشد. چهارمین دستاورد هم اگر به نتیجه برسد بهبود روابط ایران و اروپا به عنوان دو شریک مهم اقتصادی صنعتی خواهد بود. با این طرز تفکر که چه امتیازی داده و چه امتیازی گرفته ایم ، موافق نیستم.
برای این که ما کار بزرگتری انجام داده ایم و در حال آزمایش همکاری های جدید با اروپاییم و این تمرین اگر به نتیجه برسد...
چرا با اما و اگر در باره به نتیجه رسیدن این روند صحبت می کنید؛
برای این که مطمئن نیستم به طور کامل به سرانجام برسد. از دو طرف مخالفانی دارد. در صحنه
بین المللی نقش اصلی مخالفت را امریکایی ها بر عهده دارند و می خواهند این همکاری با شکست مواجه شود.
در داخل هم با مخالفت هایی مواجهیم. این مخالفت ها عمدتا از ناحیه دلسوزان انقلاب و در جهت اطمینان از تامین منافع نظام است.
شبهاتی وجود دارد، که ما در این ماجرا امتیاز داریم ، امنیت ملی را خدشه دار کردیم ، این روش یک جاده یکطرفه است و... به هرحال این مخالفت های عمدتا خیرخواهانه وجود دارد.
در کنار آن هم مخالفت هایی جناحی و گروهی وجود دارد که با توجه به آغاز مبارزات انتخابات ریاست جمهوری نمی توان آنها را نادیده گرفت.
متاسفانه این نکات می تواند بر روند مذاکرات هسته ای تاثیر منفی بگذارد.
شما اشاره کردید قبلا هم آقای روحانی اعلام کرده بود مذاکراتی فراگیر میان ایران و اروپا
بزودی آغاز می شود. محور این مذاکرات چیست؛
مذاکراتی که می خواهیم با اروپایی ها شروع کنیم. بحثی دراز مدت برای اعتمادسازی و متقابل
درباره برنامه های غنی سازی ایران و اروپاست. اکنون نوعی بی اعتمادی وجود دارد. آنها
سانتریفیوژ را از نسل دهه 50 سانتریفیوها در اروپا می دانند، که معتقدند صددرصد غیر اقتصادی است. می گویند اگر ایران سوخت هسته ای می خواهد، دلیلی ندارد که برنامه غنی سازی غیراقتصادی داشته باشد.
می گویند: ما (اروپا) حاضریم سوخت مورد نیاز ایران را برای دراز مدت تامین کنیم و حتی حاضریم تعهد 50 ساله در این زمینه بدهیم. به همین دلیل ، آنها مظنونند که ایران قصد ساخت بمب هسته ای را دارد.
حال آن که ، برای ما نفس دستیابی به فناوری و
ارتقای توان علمی و فنی ایران دارای اهمیت است و غنی سازی تا 3 درصد را حق مشروع خود در چارچوب معاهده NPT می دانیم.
دیگر آن که علی الاصول با رفتار دوگانه در معاهدات خلع سلاح مخالفیم و محدودیت های آنها را می پذیریم ، تا از مزایای آن نیز بهره مند شویم.
نکته دیگر این که ایران چندین نیروگاه دیگر اتمی هم در دست مطالعه دارد، که قطعا باید سوخت آن را از خارج تامین کند. بنابراین با امضای پروتکل خواستیم به دنیا پیام اطمینان بدهیم و مانع
سوءاستفاده تبلیغاتی امریکایی ها شویم.
این مذاکرات کی شروع می شود و طرف مذاکره کننده کیست؛
فکر می کنم طی ماه آینده شروع شود. درباره بخش دوم سوال هم مدیریت بحران هسته ای بر عهده شورای عالی امنیت ملی است و شخص آقای روحانی از طرف شورا، ریاست جمهوری و مقام معظم رهبری این مسوولیت را عهده دار است.
مذاکرات کارشناسی از سوی دیپلمات های وزارت امور خارجه انجام می شود. در نهایت ، توافقات نهایی میان وزارت خارجه 3 کشور و آقای روحانی انجام می گیرد.
گویا در مقطعی مسوولیت مذاکرات کارشناسی بر عهده شما بود؛
در ابتدا که وزرای 3 کشور دعوت شدند، مسوولیت تا مذاکرات کارشناسی بیانیه سعدآباد و تا قطعنامه نوامبر بر عهده من بود.
دیپلمات های برجسته وزارت خارجه نیز حضور فعال داشتند و بعد از اجلاس نوامبر که رفع تهدید آنی امنیت ملی شد، کل کار مذاکرات کارشناسی به عهده
دیپلمات های ارشد وزارت امور خارجه گذارده شد و سیاستگذاری های اصلی آن در شورای امنیت ملی انجام می شود.
چرا در اواخر سال 82 و پس از شورای حکام آقای روحانی اعلام کرد بازرسان آژانس را نمی پذیرد، اما آقای البرادعی گفت: اقدام ایران برای مصرف داخلی است؛
آقای روحانی در آن مقطع نارضایتی ایران را اعلام کرده بود، اما بازرسی ها مشکلی نداشت.
بخشی از آن در ایام نوروز هم امکان انجام شدن داشت ، اما بخشی دیگر به دلیل تعطیلی مراکز دولتی در ایران اجرایی نمی شد.
البته چون دنیا منتظر اقدامی از سوی ایران بود، هر رفتار کوچکی بزرگنمایی می شد.
آیا بهتر نبود راه اندازی فرآوری اورانیوم اصفهان با کمی تاخیر آغاز به کار می کرد، چرا که در همین
مقطع موجب جوسازی علیه ایران شد؛
VF6 اصفهان در ابتدا تحت نظر آژانس بوده و از لحاظ نوع کار کاملا در چارچوب NPT و مجاز بود و زمان راه اندازی آن فرارسیده بود.
آژانس هم کاملا در جریان بود و در محدوده تعلیق
داوطلبانه فعالیت های غنی سازی هم قرار نداشت. همه جوانب این اقدام مشروع و قانونی بود، اما تاخیر یکی دو ماهه هم بی ضرر بود.
به نظر می رسد روسها ادامه ساخت نیروگاه بوشهر را موکول به تامین قطعاتی از جانب ایران کرده اند. ایران هم باید آنها را از اروپا تامین کند...
من اطلاعی از قطعاتی ندارم که ایران باید آنها را تامین کند. روند ساخت بوشهر عادی است.
البته در مقطعی تحت تاثیر بحران قرار گرفت و تا اکتبر حتی این خبر وجود داشت (با توجه به پیامهایی
که روسها ارسال کردند) که همکاری های هسته ای ایران و روسیه می توانست با مشکل مواجه
شود.
بعد از بیانیه سعدآباد و دیدار آقای روحانی با پوتین ، او دستور داد دیگر هیچ خللی در همکاری ها وجود نداشته باشد.
اما اکنون ساخت نیروگاه بوشهر به کندی انجام می شود؛
با کندی همراه است و روسها به ایران توضیح داده اند علت آن تطبیق فناروی و تجهیزات ساخت
آلمان با محصولات روسی است.
در یک مصاحبه تلویزیونی گفتید مقامات اروپایی به ما گفتند که قطعنامه امریکا در اجلاس اسفند،3
بار در مذاکرات آنها تغییر کرده اما گویا این تغییرات فقط 2 بار انجام شده است.
با این حال، اروپایی ها در چه سطحی با ایران همکاری می کنند؛
اروپایی ها بعد از اجلاس نوامبر در همکاری با ایران سست شدند. این یک واقعیت است.
دلایلی مطرح کردند، از جمله این که ایران در بیانیه سعدآباد متعهد شده بود همه چیز را اعلام کند، اما بعد خبر P2 منتشر شده بود، یا این که ایران چرا اعلام کرده می تواند سوخت هسته ای صادر کند؛
آیا به سوخت دست پیدا کرده است؛ چه مقدار از سوخت تولید و انبار کرده که می تواند آن را
صادر کند؛
دیگر این که گفته شده بود ایران بمحض بسته شدن پرونده در شورای حکام، غنی سازی را شروع می کند، حال آن که از نظر آنها تعلیق باید تا زمان اعتمادسازی کامل ادامه یابد.
با این حال ، ستون مهم مخالفت با امریکایی ها هنوز هم اروپایی ها بودند، چرا که آنها به دنبال
اجرای تعهد خود در بیانیه سعدآباد (مبنی بر بسته شدن پرونده در شورای حکام) بودند.
ما نیز معتقدیم ممکن است رفع ابهامات فنی آژانس ، چند سال طول بکشد.
باید بحث هسته ای ایران در ابعاد سیاسی بین المللی عادی شود; زیرا ایران به تعهدات اصلی خود (ارائه گشایش فعالیت های هسته ای ، تعلیق غنی سازی و امضا و اجرای پروتکل) عمل کرده است.
با این ترتیب ، فکر می کنید چه زمانی را می توان برای نقطه پایان بحران اتمی مشخص کرد؛
من فکر می کنم ما از لحاظ سیاسی روند خیلی خوبی را طی کردیم و به نقطه پایان سیاسی مساله
نزدیک شده ایم ، اما از لحاظ فنی و تکنیکی ابهامات آژانس برای رفع شدن ممکن است به زمان
طولانی تری نیاز داشته باشد.
آقای دکتر! برخی اعتقاد دارند آنچه اروپایی ها در اجلاس های مختلف از ایران خواسته اند یک مرحله خفیف تر از خواسته های امریکایی هاست که قصد ارجاع به شورای امنیت را ندارد. شما با این نظر چقدر موافقید؛
در این بحثی نیست که اروپایی ها و امریکایی ها در 4 مساله تروریسم ، سلاحهای کشتار جمعی ،
صلح خاورمیانه و حقوق بشر با امریکایی ها هم نظرند و در این باره میان آنها اشتراک نظر وجود
دارد.
اروپایی ها تاکتیکی را انتخاب کرده اند که مبتنی بر دیالوگ و همکاری است و در واقع نوعی
روش مسالمت آمیز است ، حال آن که امریکایی ها برخورد چکشی را می پسندند.
بنابراین ،اختلاف امریکا و اروپا فقط در تاکتیک است ، نه در اصل موضوع.
به عنوان آخرین پرسش در بحث هسته ای ، اهرم فشار ایران چیست؛ آیا ما برگ برنده ای منحصر به فرد در اختیار داریم؛
به نظر من ، بهترین ابزار برای ایران ، همین معاهدات بین المللی است و بهترین شانس ایران و جامعه بین المللی این است که در چارچوب این ابزارها همکاری بکنند.
آقای دکتر، بحث عراق این روزها بشدت جدی شده است ، برخی رسانه های غربی هم از حمایت ایران از برخی جریانات داخلی یا مقتدی صدر سخن می گویند. آیا شما این اخبار را تایید می کنید؛
ما منکر نفوذ خود در عراق نیستیم و امریکا، انگلیس و سایر کشورها هم به این واقعیت اعتراف
دارند، روابط ایران هم با مردم عراق بسیار دیرینه و تاریخی است و یک شبه ایجاد نشده است.
به نظر ما سیاست های تند امریکا، پخته نیست و راه حل بحران روشهای مسالمت آمیز است.
مقتدی صدر هم سیاست های تندی را در عراق دنبال می کند، که شاید اکثریت رهبران عراق هم با آن
موافق نباشند.
اما راه حل آن ، پاسخ خشن امریکایی ها نیست. خود رهبران عراق امکان گفتگو با مقتدی را دارند و احتیاجی به مداخله خارجی برای حل و فصل بحران نیست.
ایران ، اکنون در عراق نقش یک میانجی را بر عهده دارد؛
ایران به هیچ وجه به دنبال میانجیگری نیست ، بلکه به دنبال ثبات در عراق است.
کمتر کشوری به اندازه ایران از بی ثباتی عراق ضربه می بیند. علاوه بر این ، به لحاظ مذهبی نیز برای 70 میلیون شیعه ایرانی (که آرزویشان زیارت اماکن متبرکه عراق است) امنیت عتبات عالیات بسیار
حائزاهمیت است.
در این راستا، حرکتی که بتوانیم در آن نقشی مثبت و ایفاگرانه ایفا کنیم ، انجام خواهیم داد و نیازی به درخواست امریکا و ائتلاف نیست.
آیا امریکا از ایران تقاضای میانجیگری کرده است؛
امریکا از ما تقاضای میانجیگری نکرده است. امریکا از ما خواسته از نفوذ خودمان برای تقویت ثبات و امنیت در عراق استفاده کنیم.
آیا در صورت درخواست امریکا با آنها همکاری می کنیم؛
به نظر من راه حل بحران در یک مربع همکاری است که سازمان ملل ، رهبران عراق ، همسایگان و
نیروهای ائتلاف 4 محور آن هستند و معتقدم تا این مربع همکاری شکل نگیرد هیچ سیاست یکجانبه ای به سر منزل مقصود نخواهد رسید.
بالاخره با امریکایی ها مذاکره می کنیم یا نه؛
درست به مانند همکاری با آنها در مذاکرات ژنو و
حمله به افغانستان. با آن که جورج بوش پس از آن همکاری ها، ایران را عضو محور شرارت نامید.
اصلا برایمان مهم نیست که امریکایی ها چه می گویند. حذف طالبان در راستای منافع ملی ایران
بود و اولین مخالفان آنها در منطقه ما بودیم ، نه امریکا.
اساسا امریکا، القاعده و طالبان را ابتدا علیه
ایران به وجود آورد، مهم برای ایفای نقشی مثبت در افغانستان در حذف بن لادن ، ملاعمر و...
بود.
در همین جا بگویم تا زمانی که هدف ایجاد عراق با ثبات و امن باشد، ما مشکلی برای همکاری های بین المللی نداریم.
اشاره به القاعده کردید. هنوز هم امریکایی ها از زندانیان القاعده در ایران به عنوان یک مساله در روابط دوجانبه یاد می کنند. آخرین وضعیت درباره زندانیان القاعده چیست؛
القاعده ابتدا با کمک امریکایی ها سازماندهی شدند. آنها باید امروز پاسخگوی اعمال القاعده باشند.
آنها حق ندارند به ایران اتهامی بزنند، چرا که به القاعده اجازه ورود به ایران را نمی دهیم و
در صورت ورود، آنها را دستگیر می کنیم.
عناصری از آنها را به کشورهایشان برمی گردانیم (درست مانند بیش از 500 نفر از آنان که به کشورهایشان فرستاده شدند) و عناصری را که مخل امنیت ملی خود ما بوده اند، خود بازجویی و محاکمه می کنیم.
آیا تاکنون محاکمه ای هم انجام شده است؛
بازجویی ها ادامه دارد.