در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدای این مناظره که اجرای آن بر عهده حمید تقیآبادی شاعر و روزنامهنگار مشهدی بود، آرش شفاعی به عنوان مخالف در سخنان کوتاهی از شجاعت برگزارکنندگان نشست تشکر کرد و گفت: فضای ادبیات کشور باید به این بلوغ و شعور برسد که همه جریانهای حاضر در عرصه ادبیات معاصر بتوانند در این فضا زیست کنند و قلبا معتقدم با تسلط یک نگاه و یک گفتمان و حذف نگاه و نگرشهای دیگر ادبیات ما رشد نخواهد کرد منتها این زیست مسالمتآمیز باید دوجانبه باشد. هم دوستان غزل پستمدرن زیستهای دیگر را در فضای ادبیات کشور به رسمیت بشناسند و اجازه فعالیت بدون حاشیه به آنها بدهند و هم گروههای دیگر بدانند با حذف نگرشهای دیگر ازجمله دوستان آقای موسوی به جایی نخواهند رسید.
سیدمهدی موسوی در پاسخ، با رد این ادعا که شاعران جریان غزل پستمدرن به دنبال حاشیهسازی هستند از وجود «بایکوت خبری و فرهنگی» علیه این جریان انتقاد کرد و گفت: ما چه رسانهای داریم و چه حاشیهای میتوانیم درست میکنیم؟ اصولا حاشیه چیست؟ این که روزی چند هزار دشنام در وبلاگ من مینویسند. همین دوستان کلاسیکسرا علیه من وبلاگ و سایت درست کردهاند و من علیه آنان شکایت کردهام. بچههای ما میخواهند در جشنوارهها شرکت کنند، باید شعر کلاسیکشان را بفرستند و من هنوز باید شعرهای قدیمیام را بفرستم تا بتوانم به جشنواره دعوت شوم و بروم بالای تریبون یا در محافل خصوصی شعری را که دوست دارم بخوانم. این که ما میخواهیم به جشنوارهها برویم برای این است که میخواهیم با بقیه ارتباط برقرار کنیم چون رسانهای نداریم بعد ما حاشیه ایجاد میکنیم؟
جار و جنجال باکتری نیست
شفاعی در پاسخ به صحبتهای موسوی با بیان این که اگر ادبیات ما مشکلی دارد همه ما مقصریم، گفت: این که ما یک بخش از ادبیات را متهم به زیادهخواهی کنیم و خودمان را از این زیادهخواهیها و مشکلات کنار بکشیم راه درستی برای فهم قضایا نیست. این که اینجا بیاییم و با مظلومنمایی بگوییم زمین و زمان علیه من اقدام میکنند و من در تمام طول زندگیام چون شمع برای ادبیات میسوزم درست نیست.
شفاعی با بیان این که اغلب جریانهای ادبی حاضر در فضای ادبی کشور به دنبال خودخواهیها و لشکر جمع کردن و میلیشیای ادبی هستند گفت: اگر این کار بد است نباید یک لشکر ادبی دنبال خودمان بکشیم و اگر رسانهای به دستمان میرسد این رسانه را در اختیار همه قرار بدهیم؛ برای همه ماست. البته اگر آقای موسوی انتظار دارد من در روزنامههایی که در آنها کار میکردهام شعرهایی را که دوستانشان میگویند چاپ کنم واقعیتهای جامعه ما را نمیپذیرد.
شاعر مجموعه «شهریوری تو» با تاکید بر این نکته که جار و جنجال در فضا ایجاد نمیشود گفت: جار و جنجال باکتری نیست که خودش یک دفعه رشد کند. جار و جنجال ادامه جار و جنجال و رفتار تنشزا ادامه رفتار تنشزاست. من نمیپذیرم که وقتی نام یک جریان همواره با حاشیه همراه میشود و خیلیها نسبت به آن موضع دارند، خود آن جریان خودش را همیشه از حاشیهها برکنار بدارد و بگوید من هیچگاه اقدام حاشیهزا و حاشیهسازی انجام ندادهام، اما همیشه دیگران بودهاند که علیه من اقدام کردهاند.
وی ادامه داد: پستمدرنیسم در ذات خود تناقضها و تضادهایی دارد. خیلیها میگویند این که یک جریانی معتقد باشد همه چیز نسبی است، خودش یک حرف مطلق است. پستمدرن زاینده یک سری تناقضها هم هست و اگر ما دائم بخواهیم به فضای تئوریک برویم و از فضای ادبی دور شویم تناقضهای جدیدی ایجاد میشود و دوستان ما دائم باید به این تناقضها پاسخ بگویند.
به گفته شفاعی بخشی از توانمندی بیان پستمدرن استفاده از نقیضهگویی و نقیضهسرایی برای بهرهمندی از مضحکه و فضای سرخوش در بیان موقعیت مدرن است و شاعران غزل پستمدرن در ابتدای این جریان از این ظرفیت استفاده میکردهاند منتها این ظرفیت در حال پایان گرفتن است و غزل پستمدرن شکل صلبی و بسته و تئوریزهشدهای را مییابد که با ذات پستمدرنیسم مخالف است.
چه باندی درست شده است؟
موسوی در ادامه با استقبال از بررسی تئوریک این جریان ادبی به صحبتهای شفاعی اشاره کرد و گفت: در دهه 70 محمدسعید میرزایی، مرحوم علیرضا نسیمی، علیرضا عاشوری، صالح سجادی، علی کریمی، محمدرضا رستم بیگلو، در همین مشهد هدی قریشی، مونا زندهدل و خیلی کسان دیگر دست به تجربههای تازه در شعر زدند و حتی عدهای سابقه این تجربههای جدید را به کارهایی که محمدرمضانی فرخانی کرده یا حتی به قبلتر از آن باز میگردانند. این اتفاقی دستهجمعی بوده که افتاده است، چه باندی درست شده است؟
شفاعی: بخشی از توانمندی بیان پستمدرن استفاده از نقیضهگویی و نقیضهسرایی برای بهرهمندی از مضحکه و فضای سرخوش در بیان موقعیت مدرن است
وی با رد کردن اتهام ایجاد باند ادبی گفت: در کارگاه ادبی من، 6 داستاننویس داریم، دو سه نفر غزل نئوکلاسیک کار میکنند و دو سه نفر سپیدسرا و یکی دو نفر غزل پستمدرن کار میکنند بنابراین حتی کارگاه من، کارگاه غزل پستمدرن نیست. یک نفر بگوید من در یک جلسه مهدی موسوی رفتم او داشت درباره غزل پستمدرن آموزش میداد و تئوری صادر میکرد یا بچهها را به این سمت سوق میداد. یک نفر بیاید بگوید مهدی موسوی! وقتی تو در وبلاگت فحش خوردی به بچهها گفتی بیایید واکنش نشان بدهید. من اشتباه کردم یک زمانی به بازی اینها دچار شدم و هی حمله میکردند و من دفاع میکردم. اینها اصلا ارزش دفاع کردن ندارند. موسوی درباره تناقض در پستمدرن با بیان این که وقتی با دید مدرن به دنیای پستمدرن نگاه میکنید تناقض وجود دارد گفت: وقتی تقابلهای دودویی را حذف میکنیم اصلا بحث درباره تناقض و ترکیب پارادوکسیکال بیمعناست، نمونهاش تناقضهایی که در آثار خود یک فرد میبینیم و اینها تناقض نیستند بلکه ما با دید خودمان اینها را تناقض میبینیم.
شاعر مجموعه «پرنده کوچولو نه پرنده بود نه کوچولو» در ادامه به انتقاد از غزل نئوکلاسیک پرداخت و گفت: شعر کلاسیک به یک سری ضعفها دچار است. دوگانگی زبان هنوز برایشان جا نیفتاده است. هر متن، یک راوی دارد که راوی لحن دارد و ما باید لحن خلق کنیم. همه شعرهایشان از لحن یکسان رنج میبرد و همیشه یک مولف کاملا دیکتاتور که اجازه نمیدهد مخاطب وارد متن شود در آن حضور دارد بحث من این است که چرا گرایش جوانان حتی به اشتباه و به شکل تقلیدی به سمت غزل پستمدرن است؟ با وجود کتابهای درسی که بچهها با آن بزرگ شدهاند و بدترین شعرهای سعدی و شاعران معاصر ما را در آن زدهاند و انجمنهای ادبی که اساتیدی در آنها هستند که جوانها اگر غزل پستمدرن بخوانند خفهشان میکنند. چرا جوانان به سمت غزل پستمدرن گرایش پیدا میکند؟ من میخواهم بگویم اگر شعر نئوکلاسیک میخواهد زنده بماند به یک سری تغییرات اساسی نیاز دارد.
نئوکلاسیک علاقهمندان بیشتری دارد
شفاعی در پاسخ به صحبتهای موسوی با بیان این که در فضای ذهنی بشریت از دوران عصر روشنگری که تفکر انتقادی به رسمیت شناخته شد دیدگاههای مختلف عقلی و نقلی در حوزههای مختلف اندیشه مطرح شده و امروز هم مطرح است و پستمدرن یک گرایش در کنار گرایشهای متعدد دیگر است، گفت: این گرایشها همه به شکلی در فضای ذهنی ما وجود دارد و ما هنوز نمیتوانیم بگوییم که مثلا ساختارگراها دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند کما این که ما هنوز از سوسور و اشتراوس و بارت میخوانیم. تکلیف تناقضها و حرفهای مختلف و متعدد در فضای اندیشهای به همین راحتی که ما اینجا مینشینیم و حل میکنیم، حل نشده است.
وی با بیان این که من برخلاف آقای موسوی نماینده هیچ جریانی نیستم، گفت: این که فلان شخص با همه مشکلاتش دارد به سمت غزل پستمدرن میآید من خوشحالم منتها تا وقتی ما در یک فضای خاکستری صحبت میکنیم و نمیدانیم چه کسی آمده و چه کسی رفته و در فضای ادبی کشور چه داریم و چه نداریم چگونه میتوانیم برای ادبیات حکمهای کلی بدهیم؟
شفاعی با بیان این که هرکسی با هر گرایشی در این فضای وانفسا به ادبیات روی بیاورد، اتفاق مبارکی است؛ افزود: مشکلاتی که آقای موسوی میگویند در شعر نئوکلاسیک ما وجود دارد رفع شود ولی به نظر من اگر عینک واقعبینی را به چشم بزنیم و رویدادهایی مثل نمایشگاه کتاب و استقبال از شب شعرها را که البته ملاک خوبی هم نیست، ملاک بگیریم جریان نئوکلاسیک همچنان علاقهمندان بیشتری دارد.
افراد را شرطی کردهایم
موسوی در پایان به جمعبندی نظرات خود پرداخت و گفت: من هم قبول دارم که جریانها در کنار یکدیگر هستند. همه جریانها وجود دارند، اما نمیشود انکار کرد که جریان غالب وجود دارد همیشه این امواج به هم برخورد میکند و یک نتیجه میدهد و یک جریان غالب میشود.
وی با انتقاد مجدد از جریان غزل کلاسیک گفت: این شعر، پاسخگوی نیاز جامعه نیست و اگر گروهی از افراد از آن استقبال میکنند به خاطر این است که فرد را تربیت کردهایم که فقط سر تکان بدهد و او را شرطی کردهایم. من شعری میخوانم، ظاهر غزل نئوکلاسیک را دارد و هیچ اتفاقی هم در آن نیست هیچ کشف و تکانهای هم ندارد همه سر تکان میدهند چون از بچگی عادت کردهایم از این شعرها خوشمان بیاید.
بامداد محمدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: