در ادامه تیتراژ با تصویری از یک زاویه قابل فهمتر از پل روبهرو میشویم و حرکت دوربین تحسینبرانگیز است.
اما درباره کلیت تیتراژ باید گفت در برخی قسمتها بیشتر شبیه یک ویدئوکلیپ میشود که سعی کرده همگام با موسیقی تیتراژ پیش برود؛ موسیقیای که نمیتوان آن را یک نمونه خوب موسیقی تیتراژ دانست، نحوه سازبندی آن کمی کلیشهای است و دارای هویت نیست. این مساله را که تیتراژ پیروی تام از موسیقی دارد، ابتدای تیتراژ میتوان به روشنی دید.
یعنی تصاویری که توصیفشان ابتدای متن گفته شد، دقیقا تا هنگامی ادامه دارند که موسیقی یک تکنوازی پیانوست که به شیوه خوبی روی تصاویر تدوین شده، اما پس از آن اضافه شدن سازهای دیگری که هر کدام از یک خاستگاه کاملا متفاوت هستند و ترکیبشان با هم، تصاویر تیتراژ را شلخته میکند. البته در انتهای تیتراژ باز هم شاهد یک تصویرسازی زیبا هستیم، اما در این میان، یعنی بین این شروع و پایان خوب و مناسب نمیتوانیم بگوییم شاهد یک اثر خیلی خوب هستیم. در صورتی که اگر موسیقی با همان شروع ادامه مییافت و تصاویر با آن ریتم ادامه پیدا میکردند، این پیوستگی در تمام طول تیتراژ جاری میشد.
برای مثال در قسمتی که شاهد تصویر با تک رنگ قرمز هستیم، حرکتهای دوربین و همچنین بازیگر بشدت شبیه بازیها و حرکات ویدئوکلیپهاست. اسلوموشن شدن تصویر و شیوه تغییر پلانها و تدوینشان ـ به صورت نگاتیو ـ پوزتیو ـ در این بخش هم موید همین نکته است.
فونت در عنوانبندی سریال بسیار بجا و مناسب است و با فضای تکرنگ و سنگین تصاویر کاملا هماهنگ. همچنین نحوه نمایش و محو شدن آنها هم در مکانهای خوبی صورت گرفته است.
در آخر میتوان گفت تیتراژ ستارههای سربی جزو یکی از تیتراژهای خوب و قابل تامل میان سریالهای در حال پخش سیماست و بهرغم نکاتی که ذکر شد، تلاشی در خور و در سطح یک سریال تلویزیونی، موفق است.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم