در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای آگاهی بیشتر از روند تحولات در این کشور نفتخیز و مسلمان شمال آفریقا به گفتوگویی با دکتر محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه پرداختیم که میخوانید.
حدود 3 ماه از آغاز این بحران در لیبی میگذرد و همچنان جنگ در این کشور بین قذافی و مخالفان تداوم دارد. به نظر شما علل اصلی طولانی شدن بحران مذکور و پایداری قذافی در قدرت در چیست؟
قیام مردم لیبی تداوم بیداری در جهان اسلام است و قابل پیشبینی بود که در یک پروسه زمانی مشخص اثرات خود را نشان دهد، ولی به دلیل عدم وجود مخالفان تعریف شده در مقابل دیکتاتور لیبی و تشتت آرا، این روند در جامعه سنتی با مشکلات عدیدهای مواجه گردید. از سوی دیگر، آمریکاییها از پذیرش مسوولیت مستقیم در عملیات نظامی غرب علیه نیروهای قذافی سر باز زدند و داخل پیمان ناتو، اختلافاتی در چگونگی مدیریت جنگ میان انگلستان و فرانسه رخ داد، این امر نیز در تطویل بحران لیبی نقش اساسی داشته است. از سوی دیگر، نیروهای عمل کننده علیه قذافی (غرب) تلاش دارند با شناسایی عقبه نیروهای وفادار به وی دست به نابودی فرسایشی آنها بزنند، این عمل برای نیروهای وفادار به قذافی این فرصت را فراهم میسازد که با تجدید قوا ضمن مقابله با مخالفان، شرایط را به نفع خویش تغییر دهند، دیکتاتور لیبی در دهه گذشته با فروش نفت به غرب به انباشت سلاحهای جنگی پرداخته و این توانمندی نظامی را دارد تا مدت طولانی به جنگ ادامه بدهد.
با توجه به اینکه نیروهای وفادار به معمر قذافی از برخی مواضع خود در لیبی عقبنشینی کردهاند شما وضعیت کنونی تعادل نظامی در لیبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
بتازگی ورود هواپیمای بدون سرنشین و بمباران مقر فرماندهی و کاخ دیکتاتور لیبی، شرایط را تا حدودی برای نیروهای وفادار به معمر قذافی سختتر کرده است.
از سوی دیگر پیوستن برخی مقامات دولتی و فرماندهان نظامی قذافی به مخالفان، تعادل قوا رابر هم زده و سقوط دیکتاتور را نزدیکتر میسازد، آنچه مشهود است در سطوح سیاست بینالملل و عرصه دیپلماتیک، غرب در راستای انزوای سیاسی دیپلماتیک قذافی گام بر میدارد و در این مسیر با تجهیز مخالفان قذافی امکان هرگونه مانور قدرت از طرفداران وی را سلب کرده است. علاوه بر این، در سطح رسانههای دنیا نیز اقدامات جنایتکارانه قذافی در بمباران شهرها و کشتار زنان و کودکان یک اجماع بینالمللی را علیه دیکتاتور لیبی به وجود آورده است.
اگر به نقش قبایل در لیبی و ساختار اجتماعی و سیاسی آن بنگریم چگونه میتوان نقش قبایل را در وضعیت کنونی و آینده این کشور تحلیل کرد؟
آنچه مشهود است در لیبی احزاب قانونمند و تشکیلات سیاسی و نیز تشکلهای کارگری و صنفی به دلیل نوع لایهبندیهای اجتماعی این کشور وجود ندارند. چراکه ساختار اجتماعی و سیاسی لیبی براساس رسوم و سنتهای قبیله تعریف شده است. لذا این امر در کنار متکثر بودن مخالفان قذافی از چالشهای اساسی آینده لیبی به حساب میآید. مخالفان قذافی بیشتر به شکل قبیلهای واحد یا شبهنظامی منظم نیستند و فرمانده و اعضای آن کاملا مشخص نیست. گروهی از اعضای نیروهای مخالف، اسلامگرایانی هستند که تجربه جنگ با قذافی را در سال 1990 دارند و پارهای نیز با نیروهای القاعده در ارتباط هستند و با توجه به بحران داخلی موجود فرصت اقدام علیه دولت را پیدا کردهاند که این امر میتواند تجربه ظهور طالبان در افغانستان را مجدد در اذهان تداعی کند.
با توجه به اینکه اتحادیه آفریقا مصرانه خواهان توقف اقدامات نظامی برای هدف قرار دادن مقامات ارشد لیبی شد نقش و موضع اتحادیه آفریقا در بحران لیبی چطور تحلیل میشود و آیا این اتحادیه توانسته است نقشی درخور در بحران لیبی ایفا کند؟
اتحادیه آفریقا در نشست مهم خویش در آدیس آبابا تلاش کرد با ابتکار عمل و ارائه پیشنهادات جدید مبنی بر کنارهگیری مسالمتآمیز قذافی از قدرت، شرایط را برای آشتی ملی و حل بحران لیبی فراهم سازد. ولی با این وجود تداوم درگیری بین طرفین و بدقولی سرهنگ قذافی نسبت به کناره گیری از قدرت تمام مساعی این اتحادیه را با بنبست روبهرو ساخته است.
نکته: با تداوم تحریمهای بینالمللی و اقدامات یکپارچه مخالفان، رژیم قذافی مشروعیت خویش را کاملا از دست میدهد و سرنوشت فرعون مصر برای این دیکتاتور نیز تکرار خواهد شد
نقشه راهی که اتحادیه آفریقا برای حل بحران لیبی ارائه کرد بر 4 بخش عمده تمرکز یافته بود. توقف درگیریها، ایجاد زمینه انتقال سریع کمکهای بشردوستانه و اضطراری به مردم، تامین امنیت مهاجران خارجی و اجرای اصلاحات پس از جنگ با هدف تامین خواستههای مشروع مردم و دستیابی به نظام دموکراتیک در آن کشور. اما به نظر میرسد هیچ نوع گشایشی در حل و فصل موضوع با ارائه پیشنهاد اتحادیه آفریقا به وجود نیامده است.
ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه با انتقاد از حملات نظامی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) علیه لیبی، گفت ذخایر غنی نفت لیبی هدف اصلی جنگ ناتو علیه این کشور است. با توجه به مخالفتهای روسیه با برخی سیاستهای ناتو درباره لیبی به نظر شما آیا مسکو به حفظ قذافی در قدرت میاندیشد؟
اصولا در ارتباط با رویکرد روسیه در قبال لیبی 2 نکته اساسی قابل توجه است. یکی دیدگاه پوتین که مبنی بر وتوی قطعنامه 1973 و عدم همکاری با ناتوست و دیگری دیدگاه مدودف که مبنی بر لزوم هماهنگی با جامعه بینالمللی و اجرای قطعنامه تحریمیعلیه قذافی است. از نگاه بیشتر روسها، تداوم حملات نظامی ناتو علیه لیبی به خاطر منافع نفتی است.
در این مسیر باید گفت روسیه یکی از فروشندگان اصلی سلاح به لیبی بود و در دهههای گذشته این روابط در حوزههای اقتصادی و سیاسی و نظامی همواره رو به گسترش بوده است. ترس از تسلط کامل غرب بر لیبی و تبدیل لیبی به متحد نزدیک غرب پس از سقوط معمر قذافی گزینه مطلوب روسها نیست. در هر صورت سیاست روسیه در قبال تحولات لیبی بیشتر انفعالی و تکرار مجدد نگرش روسها به بحث عراق در سال 1990 است.
با توجه به سخنان و رفتار مقامات ترکیه در قبال بحران لیبی آنکارا چه نقشی در این بحران دارد؟
مقامات ترک برای حل بحران لیبی یک دیپلماسی فعال در عرصه منطقهای و حتی بینالمللی اتخاذ کردهاند. در این مسیر هرگونه اقدام نظامی و مداخله نیروهای خارجی را موجب پیچیدگی بحران میدانند. لذا با وجود عضویت در پیمان نظامی ناتو یا گسترش حملات نظامی مخالفت کردهاند. باید به این نکته هم اشاره کرد که ترکیه قراردادهای بلند مدت نفتی به ارزش 15 میلیارد دلار با حکومت قذافی امضا کرده و کارگران ترک نیز حضور پررنگی در بخشهای صنعتی و خدماتی این کشور دارند، لذا ترکها در تلاشند قذافی و مخالفان وی را به یک مصالحه بکشانند زیرا گسترش درگیریهای داخلی لیبی منافع اقتصادی ترکها را با خطر جدی مواجه میسازد.
اگر به شرایط ژئوپلتیک و استراتژیک لیبی در کنار مولفههایی همچون سرزمین وسیع، نفت و گاز فراوان و... توجه کنیم چه سناریوهایی برای آینده این کشور میتوان متصور شد؟ آیا لیبی به سمت تجزیه پیش خواهد رفت؟
به نظر میرسد به رغم تقویت جبهه مخالفان قذافی در داخل و خارج و نیز حضور پررنگ ناتو در اقدامات نظامی، هنوز سرنوشت قیام مردم لیبی با ابهاماتی روبه روست. سناریوی نخست برای لیبی اعزام نیروهای نظامی ناتو و تقویت بیشتر استان بنفازی مرکز اصلی مخالفان و تسلط بر طرابلس زادگاه قذافی است. البته خصومت میان 2 استان اصلی در صورت قطعی شدن این سناریو میتواند پیامدهای منفی برای تمامیت ارضی لیبی داشته باشد و به تنشهای قومی دامن زند. سناریوی دوم تجزیه لیبی است یکی به رهبری طرابلس و دیگری بنفازی. البته این امر علاوه بر بیثباتی داخلی میتواند همچنان در بی ثبات سازی منطقه نیز نقشآفرین باشد.
سناریوی سوم این است که با تداوم تحریمهای بینالمللی و اقدامات یکپارچه مخالفان، دولت قذافی مشروعیت خویش را کاملا از دست بدهد و سرنوشت فرعون مصر برای این دیکتاتور تکرار شود. سناریویی که از سوی مراکز امنیتی و اطلاعاتی غرب نیز پیگیری میشود تا با تبعید دیکتاتور لیبی به کشور ثالث، شرایط را برای ایجاد یک دولت جدید فراهم کنند.
علی رمضانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: