در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیر و موش
روزی شیری در لانهاش خوابیده بود. موش کوچولویی که از آنجا میگذشت، شروع به بالا و پایین رفتن از یالهای شیر کرد. شیر از خواب بیدار شد و موش را میان پنجههایش گرفت. موش کوچولو فریاد زد: پادشاه بزرگ! مرا ببخشید. این بار اشتباهم را نادیده بگیرید. هیچ وقت خوبی شما را فراموش نمیکنم. کسی چه میداند، شاید روزی بتوانم به شما کمک کنم.شیر از این حرف موش چنان خندهاش گرفت که پنجههایش را باز کرد و به او اجازه داد از آنجا برود.چند روز بعد، وقتی شیر در جنگل پرسه میزد، میان تور شکارچیای به دام افتاد. شکارچی که شیر را زنده میخواست، تور را به درختی بست و به ده برگشت تا با خود گاریای بیاورد. درست موقعی که شیر امیدش را از دست داده بود، موش کوچولو از راه رسید و بدون هیچ حرفی شروع به جویدن طنابهای تور کرد. وقتی شیر آزاد شد، موش کوچولو گفت: شیر بزرگ! دیدید حق با من بود؟
گاهی اوقات دوستان به ظاهر بیاهمیت، ثابت میکنند که دوستان با ارزشی هستند.
لاکپشت و عقاب
لاکپشتی زیر آفتاب دراز کشیده و درباره سرنوشت غمانگیزش با مرغهای دریایی حرف میزد. او از این که نمیتوانست پرواز کند و کسی نبود که پرواز کردن را یادش بدهد، غمگین بود. عقابی که پروازکنان از آن نزدیکی میگذشت، حرفهای لاکپشت را شنید. کنارش فرود آمد و به او گفت میتواند پرواز کردن را یادش بدهد و قرار شد در عوض این کار، لاکپشت تمام چیزهای باارزشی را که در دریا پیدا کرده بود، به عقاب بدهد.
عقاب قبول کرد و با چنگالهایش لاکپشت را از زمین بلند کرد و به آسمان برد. آنها تا نزدیکی ابرها بالا رفتند که ناگهان لاکپشت از چنگال عقاب رها شد و روی کوه بلندی افتاد و لاکش تکهتکه شد. او در حالی که سخت آسیبدیده بود، گفت: لیاقت من همین بود. با آن که میتوانستم راحت و آسوده روی زمین این طرف و آن طرف بروم، آرزو داشتم پرواز کنم.گاهی اوقات، رسیدن به آرزوهایمان به قیمت بدبختی ما تمام میشود.
خرچنگ و مادرش
روزی خرچنگ مادر به فرزندش گفت: پسرم! تو چرا کجکج راه میروی؟ باید مستقیم به طرف جلو بروی.خرچنگ کوچک گفت: مادر عزیزم! حق با توست. چرا مستقیم راه رفتن را یادم نمیدهی؟ قول میدهم از این به بعد آن طور که تو میگویی راه بروم.خرچنگ مادر تلاش کرد تا صاف راه رفتن را به پسرش یاد بدهد، ولی نمیتوانست. چون خودش هم کجکج راه میرفت.الگوی کسی بودن، موثرتر از نصیحت کردن اوست.
***
اینها چند قصه از کتاب «101 قصه از دنیای حیوانات» بودند. انتشارات قدیانی این کتاب زیبا و خواندنی را در قطع بزرگ و 138 صفحه با جلد سخت برای گروه سنی ج چاپ کرده است. در پایان هر قصه هم نظر نویسنده را میبینید.
داستانها را پریسا همایون روز ترجمه کرده و قیمت کتاب هم 9 هزار تومان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: