در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«چهارچرخ» به کارگردانی جوادمزدآبادی که هر شب از تلویزیون پخش میشود، نمونه بسیار روشنی از سریالهایی است که فقط از یکی از عوامل جذابیت استفاده میکنند، اما بقیه عوامل تاثیرگذار را نادیده میگیرند. بازیگرانی که در این سریال ایفای نقش میکنند، اکثرا از بازیگران سرشناس و محبوب عرصه طنز هستند که پیش از این در سریالهای کمدی دیگر، قابلیتهایشان را نشان دادهاند.
حضور بازیگرانی مثل حمید لولایی، مریم امیرجلالی، بهنوش بختیاری، فلامک جنیدی و... میتواند این دلخوشی را به مخاطب بدهد که حداقل با سریالی متوسط روبهرو است. سریالی که از نظر چفت و بست داستان، شخصیتپردازی و کیفیت نهایی، از سطح استاندارد کمی بالاتر باشد، اما چند قسمتی که از پخش سریال میگذرد، میبینیم که انتظاری که مخاطب از یک سریال با این تیم حرفهای دارد، برآورده نمیشود.
داستان را میتوان در چند خط تعریف کرد. ماجرا درباره ذبیح (با بازی حمید لولایی) است که سالهاست دوست دارد یک اتومبیل شخصی داشته باشد و حالا پولهایش را جمع کرده تا بالاخره به آرزویش برسد، اما وقتی که مطمئن است پولهایش را در جایی امن پنهان کرده، ناگهان پولها ناپدید میشوند.
این داستان کوتاه، 6، 7 قسمت از سریال را پیش میبرد. در این قسمتها میبینیم که ذبیح به خاطر گم شدن پولها آشفته میشود، عصبانی میشود، از در و همسایه و دوست و آشنا شکایت میکند و بعد هم غصه میخورد. یعنی بعد از اتفاق افتادن حادثه، چند قسمت به احساسات ذبیح و واکنشهای اغراقشده و نسنجیده او و چند داستان فرعی دیگر میپردازد. این داستانهای فرعی هم راه خودشان را میروند و در روند داستان اصلی تاثیر چندانی ندارند. کل سریال یک ماجرای ساده را (که چندان هم درگیرکننده نیست) با ریتمی منظم و آرام شرح میدهد.
در سریال چهارچرخ بیشتر از این که از جذابیتها و پیچیدگیهای داستانی استفاده شود تا بیننده پیگیر آن شود، بر قدرت بازی بازیگران تکیه شده است.
مثلا نحوه بازی، میمیک چهره و فرم خاص حرف زدن حمید لولایی و مریم امیرجلالی همان فرمهایی است که در سریالهای قبلی امتحانشان را پس دادهاند. به این زوج، ادامه نقششان در سریالهای «خانه به دوش»، «ترش و شیرین» و «چارخونه» محول شده است، با این توقع که خودشان با تکیه بر بامزگی ذاتی و قابلیتهای بداههپردازیشان، کمی نمک ماجرا را زیاد کنند و به نقش، وجه کمیک پررنگتری بدهند. چرا که برای نقش آنها همان یکی به دوها و عدم تفاهم و همان خصوصیات اخلاقی آشنا تدارک دیده شده و در ادامه از آنها انتظار میرود که همان موفقیتهایی که در سریالهای قبلی در قالب این نقش داشتهاند را دوباره تکرار کنند.
سریال چهارچرخ در ابتدا برای پخش در ایام نوروز تدارک دیده شده بود. از آنجا که سریالهای مناسبتی، خصوصا آنهایی که به صورت کمدی برای ایامی مثل نوروز آماده میشوند، کمی با عجله ساخته میشوند، شاید در صورتی که چهارچرخ در نوروز پخش میشد توفیق بیشتری پیدا میکرد.
هرچند سریال «راه دررو» که احتمالا به خاطر برتریاش نسبت به این سریال جایگزین پخش آن شد هم نتوانست موفقیت چشمگیری کسب کند. مهمترین دلیل این عدم موفقیت دستهجمعی که در سریالها و فیلمهای طنز دیده میشود این است که ذهن مخاطب از دیدن این الگو اشباع شده است. در دورهای که کمدی، جنس مطلوب بازار تلویزیون و سینما بود، سریالها و فیلمهای بسیاری در این قالب ساخته شدند که مورد توجه قرار گرفتند.
چهارچرخ دست کمی از سریالهای نسبتاً خوب آن دوره ندارد و اگر این سریال هم همان 2، 3 سال پیش ساخته میشد، میتوانست بیشتر از این موفق باشد، اما در حال حاضر این سریال در دوره بیرونقی سریالهای طنز پخش میشود. این زمان، برای این که یک سریال طنز بتواند با اقبال عمومی مواجه شود، باید حرف تازهای برای گفتن داشته باشد. مثل سریال «پایتخت» که امسال توانست نگرش جدیدی نسبت به طنز را در قالب یک کمدی فکرشده و سنجیده به تلویزیون بیاورد.
در نهایت باید گفت با این که ریتم کند این سریال باعث شده که بتوان به جای نگاه کردن به سریال به آن گوش داد، اما چهارچرخ هنوز صفت سرگرمکنندگی و مفرح بودن را به همراه دارد و دنبال کردن این سریال به خاطر این که میتواند لحظاتی لبخند بر لب بیننده بنشاند، لطف خودش را دارد.
شروینه شجریکهن/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: