در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمین انسانها به وسیله یکی از کارگردانهای خوب سینمای ایران، ابوالحسن داوودی ساخته شده که در سالهای اخیر 2 فیلم «تقاطع» و «زادبوم» وی مورد توجه منتقدان قرار گرفت و حضور او در تلویزیون میتواند سطح دیگری از سریالسازی را محک بزند. زمین انسانها واجد 2 ویژگی دراماتیکی است؛ یکی استفاده از بیمارستان به عنوان لوکیشن اصلی قصه، ماجراها و مناسبات کاری که در آن رخ میدهد و دوم شخصیتهای اصلی قصه که پزشک هستند و در حال گذراندن دوران آموزشی برای تخصص. شاخه تخصصی آنها یعنی مغز و اعصاب به لحاظ نمادین و کاربردی، تناسب نمایشی خوبی با قصه دارد. اصلا موقعیت پزشکی در این سریال بستری فراهم میکند تا از ظرفیتهای انسانی ـ عاطفی آن برای روایت داستانهای گوناگون استفاده شود. بیمارستان اینجا مکان ثابتی است که هر بار با ورود بیماران تازه به آن، قصه جدیدی هم روایت میشود. نمونه این جنس قصه گویی را مثلا در «مسافرخانه مهتاب» مهدی رحمانیان نیز دیده بودیم. در واقع ساختار روایت در این سریال سویه اپیزودیک دارد و یک قصه خطی را دنبال نمیکند، اگرچه فضای کلی درام و شخصیتهایی که در آن قرار دارند، ثابت هستند. یکی از امتیازاتی که همان ابتدا در سریال زمین انسانها توجه مخاطب را به خود جلب میکند، ترسیم موقعیت بیمارستانی و اعمال پزشکی در آن است، ولی یکی از ضعفهای همیشگی سریالهای تلویزیونی ما، بیتوجهی و دقت لازم نداشتن در بازنمایی فرآیند بیمارستانی است که سرشار از خطاهای پزشکی بوده و همواره مورد انتقاد جامعه پزشکان قرار میگیرد، اما در این سریال به نظر میرسد کارگردان در به تصویر کشیدن موقعیتهای حرفهای دانش پزشکی و فرآیند بیمارستانی آن وسواس بیشتری داشته و حتی در قسمت اول از یک عمل جراحی واقعی برای تعریف قصه خود بهره گرفته است. استفاده از این تمهیدات کمک کرده تا یک فضای مستندگونه به سریال تزریق شود که وجوه رئالیستی روایت را تقویت میکند. این رویکرد موجب شده سریال زمین انسانها در عین استفاده از ظرفیتهای نمایشی، به یک فیلم آموزشی در حوزه پزشکی هم تبدیل شود. ضمن اینکه به نظر میرسد داوودی در ساخت این سریال تحت تاثیر سریال معروف «پرستاران» و ساختار روایی و شخصیتپردازی آن بوده است.
در زمین انسانها تلاش شده چهره و تصویر متفاوتی از پزشکان و حرفه پزشکی ترسیم و سویه عاطفی و انسانی آن برجستهتر شود. روابط و مناسبات عاطفی بیمار و پزشک در این قصه بیش از آثار مشابه مورد توجه قرار گرفته است و در واقع اینجا صرفا با یک پزشک به معنای متداولش مواجه نیستم، بلکه حکیم و حبیب بودن بر طبیب بودن برتری یافته و کارگردان با ارجاع به موقعیت تاریخی و فرهنگ پزشکی در کشور ما تلاش کرده تصویر حکیمانهای از پزشک ترسیم کند. در گذشته پزشکان صرفا به معالجه جسمانی بیمار توجه نکرده و به روح و عاطفه وی نیز اهتمام داشتند. به همین دلیل نیز طبیبان از اقشار مورد وثوق و اعتماد مردم بودند که به گرهگشایی از مشکلات عاطفی و روانی آنها نیز میپرداختند. تخصص پزشکان این سریال در رشته مغز و اعصاب به مناسباتشان، معنی عمیقتر و منطقیتری بخشیده است. مثلا رابطه علی نصیریان به عنوان یک پزشک با بیماری که قلبش را عمل کرده به یاد بیاورید و اینکه او در مقام پزشک چقدر تلاش میکند تا به او روحیه دهد و کمکش کند. از طرف دیگر با پزشکی که صدرالدین شجره نقشش را بازی میکند مواجه هستیم که فردی جدی و خشک است که در ظاهر چندان به ارتباط عاطفی با بیمارانش علاقهای ندارد و خیلی رسمی با آنها روبهرو میشود. کارگردان تلاش کرده چهرههای مختلفی از پزشکان را در این قصه به تصویر بکشد تا شیوههای مختلف رفتار و اخلاق پزشکی را در بستر این تفاوتهای فردی و شخصیتی روایت کند. به عبارت دیگر در این سریال، چهره انسانی پزشک، مقدم بر وجوه حرفهای وی ترسیم و حبیب بودن، جایگزین طبیب بودن شده است.
اگرچه بیمارانی که وارد این بیمارستان میشوند، قصهای را با خود به همراه میآورند، اما هر کدام گذشته و خاطراتی دارند که بهواسطه تعلیق دراماتیکی مرور شده و هویت اجتماعی و روانی آدمها در کنار ماهیت جسمانی آنها قرار میگیرد تا زمین انسانها به یک سریال کاملا انسانی تبدیل شود که درام آن مبتنی بر تجربههای بشری شکل گرفته است. ضمن اینکه درام بین 2 گروه عمده پزشکان و بیماران تقسیم میشود که هر کدام به تناسب موقعیت و جایگاه دراماتیکی خود اهمیت دارند، نه براساس منزلت اجتماعی آنها در واقعیت. این نگاه از تاویل یکسویه کارگردان نسبت به شخصیتهای قصه کاسته و داستان یکدست و منسجمتری را به تصویر میکشد. البته بازی علی نصیریان و صدرالدین شجره را به عنوان شخصیتهای اصلی قصه نباید نادیده گرفت که صلابت و جذابیت بیشتری به کل مجموعه بخشیده است.
سریال زمین انسانها فراتر از وجوه دراماتیکش 2 ویژگی و کارکرد بسیار مهم دارد که این دو را در دل قصه خود و در تار و پود داستان گنجانده است؛ یکی توجه به جزئیات پزشکی و نمایش آنها که شاید کمتر در سریالهای ایرانی به آن توجه شده و دیگری، برجسته کردن تعامل و رابطه بیمار و پزشک که هم درام از درون همین مناسبات شکل میگیرد و هم فرهنگسازی در ارتباط با حقوق بیمار و پزشک از حیث انسانی به تصویر کشیده میشود. در ضمن هیجان ناشی از این موقعیت نیز در تعلیقپذیری داستان تاثیر خوبی میگذارد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: