این اثرات تا به حدی بوده است که برخی دانشمندان میگویند ای کاش هرگز این دسته از فناوریها ارائه نمیشدند. درخصوص لزوم ارائه نشدن این نوع فناوریها، دلایل متعددی مطرح میشود که ازجمله آنها میتوان به ضریب بالای آلایندگی، سر و صدای بیش از حد و از همه مهمتر ضریب ایمنی پایین اشاره کرد. در گزارشی که پیش روی شماست با شناختهشدهترین این فناوریها آشنا میشویم.
زمین ، گورستانی از زبالهها
اکنون مشخص شده است که گورستانهای زباله زمین را به یک گورستان واقعی تبدیل میکنند.
از زمانی که دانشمندان و تصمیمگیرندگان کلان در کشورهای بزرگ جهان متوجه انفجار جمعیت زمین شدند، همواره به این موضوع فکر میکردند که چگونه میتوان از شر انبوه زبالههای تولید شده توسط بشر ساکن روی زمین خلاص شد. این موضوع همواره جای نگرانی داشته است و در برخی از کشورهای بزرگ جهان نظیر آمریکا به یک بحران تبدیل شده است.
در این کشور سالانه تا 250 میلیون تن زباله تولید میشود که از این میزان حدود 83 میلیون تن یا به عبارتی یکسوم آن در کارخانجات بزرگ بازیافت شده یا از آنها کود تولید میشود، اما این تنها یکسوم حجم عظیم زبالههایی است که در این کشور تولید میشود. در اینجا این پرسش مطرح میشود که با دوسوم دیگر چه باید کرد؟
در دهههای گذشته تنها یک پاسخ برای این پرسش ارائه شده است: مدفون کردن زبالهها در گورستان زبالهها. نقاطی که زبالهها در آنها دفن میشوند در حقیقت کارخانجاتی هستند که همه ساله مقادیر قابل توجهی مواد سمی و همچنین گازهای گلخانهای تولید و روانه محیط زیست و اتمسفر زمین میکنند. در حقیقت بشر به دفن زبالهها به عنوان یک فناوری نگاه میکرده است، اما با افزایش حجم آنها دیگر نباید آن را یک فناوری در نظر گرفت، بلکه بیشتر رنگ و بوی یک بحران را به خود گرفتهاند.
در کنار این مناطق معمولا شمار قابل توجهی از کارخجات صنعتی نیز فعالیت دارند که همواره ترکیبات سمی و سنگینی روانه محیط زیست میکنند. این ترکیبات زمانی که از میان تودههای مدفون شده زبالهها عبور میکنند ترکیبات سمی آنها را نیز با خود همراه کرده و در نهایت از سفرههای آب زیرزمینی سر در میآورند. این یعنی افزایش خطر آلوده شدن منابع زیرزمینی آب آشامیدنی ساکنان زمین.
البته در کشورهای مختلف جهان و با توجه به تمهیداتی که در این خصوص در نظر گرفته شده است شدت این فرآیند کم و زیاد است، اما در نهایت باید پذیرفت محیط زیست زمین از این بابت لطمات زیادی را پذیرا خواهد شد. البته این پایان ماجرا نیست. در گورستان زبالهها همواره حجم عظیمی از باکتریها فعال هستند که مواد ارگانیکی موجود در آنها را به متان تبدیل میکنند. متان ازجمله گازهای گلخانهای شناخته شده است که به عقیده بسیاری از کارشناسان از حیث مخرب بودن، میتواند خطرناکتر از دیاکسیدکربن باشد. البته در سالهای اخیر و به دلیل افزایش آگاهی افراد درخصوص خطراتی که گورستان زبالهها برای زندگی مردم به همراه دارد، اقدامات متعددی برای کاستن از حجم زبالههای دفن شده در این مناطق صورت گرفته است. هماکنون بسیاری از کارخانجات خصوصی و حتی دولتی در سراسر جهان تلاش میکنند تا بخش بیشتری از زبالههای تولیدی خود را با استفاده از فناوریهای نوینی که در زمینه بازیافت زباله ارائه شده است، در قالب موادی دیگر به کار بندند.
اگر همین روند در بسیاری از کشورهای جهان ادامه پیدا کند، میتوان امیدوار بود که در آیندهای نهچندان دور گورستان زباله به تاریخ بپیوندد. یکی از کارخانجات شناخته شده در جهان که اقدامات جالب توجهی در این زمینه انجام داده است، کارخانه تولید چای لیپتون است.
این کارخانه هماکنون و در مقایسه با آمار و ارقام سال 2007 تا 92 درصد زباله کمتری روانه گورستان زباله میکند. مهندسان این کارخانه با استفاده از فناوریهای روز دنیا تا 70 درصد از زبالههای تولیدی را بازیافت کرده و 22 درصد دیگر را نیز به کودهای مورد نیاز در صنایع کشاورزی تبدیل میکنند که به این ترتیب نهتنها محیط زیست آسیب چندانی نمیبیند بلکه سودآوری کارخانه نیز افزایش مییابد.
در چند سال گذشته شمار دیگری از کارخانجات که همواره نام آنها در زمینه تولید زبالههای صنعتی و خطرناک به بدی یاد میشد به فکر بازیافت حجم بیشتری از زبالههای تولیدی خود افتادهاند. اپل، زیراکس و اپسون که از مهمترین کارخانجات در زمینه تولید زبالههای سمی و خطرناک در جهان به شمار میآیند در صف اول این فهرست قرار دارند.
استراتژی مهمی که بسیاری از این کارخانجات برای تولید زباله کمتر و در نهایت دفن مقادیر کمتری در گورستان زبالهها به کار گرفتهاند در نوع خود جالب توجه است.
آنها تلاش میکنند از مواد اولیه کمتری در فرآیند تولیدات خود استفاده کنند که این خود به معنای تولید زباله کمتر در پایان فرآیند است. کارخانه چایسازی لیپتون دست به اقدام جالب توجهی زده است؛ مهندسان این کارخانه چند صباحی است که دیگر از از نوارهای پلاستیکی در بستهبندی محصولات استفاده نکرده و به جای آن از پلاستیکهای تجزیهپذیری استفاده میکنند که اتفاقا استحکام خوبی نیز دارند.
اگرچه باید به مثمرثمر بودن فناوریها در زندگی روزمره اعتراف کرد، اما نباید از این حقیقت نیز غافل شد که برخی از آنها اثرات نامطلوب جانبی نیز به همراه داشتهاند
پیشبینی دانشمندان بر این است که گورستان زبالهها در کمتر از 2 دهه آینده به مفهومی صرفا تاریخی در تاریخ بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شود. شاید از همان زمان که ایده دفن زبالهها مطرح شد کارشناسان زیادی بر خطرناک بودن این تکنیک تاکید میکردند، اما انفجار جمعیت و به دنبال آن افزایش خیرهکننده زبالههای تولیدی در سراسر جهان مهر تاییدی بر این نگرانیها زد. خبر خوشحالکننده در این خصوص این است که بسیاری از شهرهای مهم و بزرگ جهان به تدریج به سوی تبدیل شدن به شهرهای پاک با حداقل تولید زباله پیش میروند.
بازنشستگی شاتلهای فضایی
بسیاری بر این باورند که شاتلها بشر را در مدارات پایین زمین معطل کردهاند.
این سیستمهای حمل و نقل فضایی که بیش از یک دهه به بشر در توسعه اکتشافات فضایی کمکهای شایانی کردهاند، هم اکنون مراحل ورود به موزهها را سپری میکنند. آنها اکنون بازنشسته شدهاند. چون گرچه هنوز نسل بعدی سیستمهای حمل و نقل فضایی ناسا موسوم به «اوریون» آماده بهرهبرداری نشده است اما مخاطراتی که پرواز با این غولهای خسته برای بشر به همراه داشته است، مدیران ارشد ناسا را وادار به پذیرش فشارها درخصوص خداحافظی با شاتلها کرده است.
دو فاجعه فراموش نشدنی چلنجر و کلمبیا که طی آن تمامی فضانوردان دو شاتل کشته شدند، آغازگر زمزمههای خداحافظی با شاتلها بودند، اما این خداحافظی سالها به طول انجامید.
شاتلها در دوران فعالیت خود، فضانوردان و انبوهی از تجهیزات ساخت و ساز و مواد غذایی را با خود به مدار پایین زمین جایی که ایستگاه فضایی بینالمللی قرار داشت میبردند، اما حقیقت امر درخصوص آنها این است که سیستمهای حمل و نقل فضایی قابل اطمینانی نبودند.
حتی در مقاطعی که مدیران ارشد ناسا با اطمینان خاطر درخصوص سلامت شاتلها صحبت میکردند، اما به خوبی میشد نگرانی را در نگاه آنها دید. عایقهای حرارتی بدنه شاتلها بخصوص شاتل دیسکاوری در سالهای آخر مأموریت همواره جای نگرانی بودند. درخصوص شاتل آتلانتیس نیز نگرانیهای زیادی مربوط به مخزن سوخت آن مطرح میشد.
این نگرانیها تا آن حد بود که پرتاب این دو شاتل به دفعات به تأخیر میافتاد. با این حال فضانوردانی که با این شاتلها راهی ایستگاه فضایی بینالمللی میشدند، همواره لبخند بر لب داشتند. شاتلهای فضایی نهایت تلاش بشر برای رساندن انسانها به مرزهای فضا محسوب میشوند، اما مشکل دقیقا از همین جا آغاز میشود. بسیاری از کارشناسان، بازنشستگی شاتلها در سال 2011 را اتفاقی خوشایند میدانند، اما چرا؟
جیم بیل، استاد اخترشناسی از دانشگاه کورنل و رئیس سازمان غیردولتی «جامعه سیارهای» معتقد است: بسیاری از مردم به اشتباه فکر میکنند با استفاده از شاتلها میتوان به ماه یا فراتر از آن رفت، اما این یک اشتباه بزرگ است. همین افراد، بازنشسته شدن شاتلها را ضربهای بزرگ به پیکره تلاشهای بشری برای عبور از مرزهای دورتر فضا عنوان میکنند. نکته مهم این است که سرگرم شدن به شاتلها بشر را در مدارات پایین زمینگیر انداخته است. شاتلها سیستمهای حمل و نقل فضایی هستند که برای انتقال فضانوردان و تجهیزات مورد نیاز آنها به مدارات پایین زمین نظیر جایی که ایستگاه فضایی بینالمللی واقع شده، تعبیه شدهاند.
شاتلها سیستمهایی نیستند که قابلیت پرواز مجدد از نقاطی نظیر سطح ماه و مریخ را داشته باشند. چون در این اجرام فضایی خبری از باند فرود و سکوی پرتاب مجدد نیست. به عقیده این دانشمند حرکت شاتلها در فضا را باید همچون خراشیدن سطح یک سازه بسیار عظیم دانست. در حقیقت طی کردن مسافت زمین تا ایستگاه فضایی بینالمللی در مقایسه با آنچه که درخصوص سفر به مریخ و فراتر از آن مطرح میشود هیچ است.
شاتل از دید بسیاری از مردم یک دستاورد بزرگ فناورانه محسوب میشود، اما اگر نگاه دقیقتری به این موضوع داشته باشیم متوجه میشویم که شاتلهای فضایی بیشتر شبیه یک سیستم حمل و نقل فضایی آزمایشی بوده است که میتواند راه را برای توسعه اکتشافات فضایی بشر هموار کند، اما نباید آن را یک هدف عنوان کرد. پرسش دیگری در این خصوص مطرح میشود و آن اینکه آیا میتوان مدعی شد، شاتلها سیستمهای همیشگی برای حمل و نقل فضایی به شمار میآیند؟
پاسخ به این پرسش یک «نه» بزرگ است. فناوری به کار گرفته شده در ساختار شاتلها به گونهای نیست که بتوان آن را یک سیستم حمل و نقل فضایی دائمی در نظر گرفت.
این پاسخی است که از سوی اسکات پیس، مدیر انستیتو سیاستهای فضایی دانشگاه جورج واشنگتن ارائه شده است. او میگوید: طراحی و ساخت شاتل یک گام بزرگ و تاریخی بوده است، اما نباید آن را به عنوان اوج مهارت بشر در عبور از مرزهای فضا دانست.
دل بستن به شاتلها موجب شده تا بشر طی 50 سال گذشته همچنان در مدارات پایین زمین به دام بیفتد و در این مدت رسیدن به مریخ و فراتر از آن در حد یک رؤیا باشد. برای بازنشستگی شاتلها دلایل زیادی مطرح شده است، اما ضریب پایین ایمنی آنها که نتیجه آن را در دو فاجعه کلمبیا و چلنجر شاهد بودهایم، از اصلیترین آنها محسوب میشود.
در اینجا عقیده جالب توجهی از سوی برخی کارشناسان مطرح میشود و آن اینکه اگر قرار است سلامت فضانوردان در خلال ماموریتهای فضایی در خطر قرار گیرد، بهتر است این ریسک بزرگ برای ماموریتهایی باشد که هدف آنها اجرامی به مراتب دورتر نظیر مریخ باشد.
عقیده این دسته بر این اصل استوار است که اکتشافات فضایی با مخاطراتی همراه است، اما چه بهتر اگر قرار است حادثهای روی دهد برای مأموریتهایی باشد که بشر را به آروزهایش میرساند. به عقیده دانشمندانی همچون جیم بل، بازنشسته شدن شاتلهای فضایی، فرصت تازهای برای ناسا خواهد بود تا تمرکز دوبارهای روی جاهطلبیهای فضاییاش داشته باشد، جاه طلبیهایی که به فتح مریخ و رسیدن به لبههای منظومه شمسی منتهی خواهد شد. او میگوید، باید پذیرفت که عصر طلایی شاتلها پایان یافته است و اکنون نوبت یک جانشین تازه و سر حال است.
مترجم: سعید حسینی
منبع: Scientific American
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم