حماس و فتح؛ از رقابت تا رفاقت

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و جنبش فتح سرانجام توافق‌نامه اولیه آشتی ملی را برای پایان دادن به اختلافات گروه‌های فلسطین در مصر امضا کردند. آشتی 2 گروه عمده فلسطینی به همان اندازه که برای مردم منطقه نویدبخش و امیدوارکننده بود، موجبات خشم و نگرانی رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان غربی و منطقه‌ای‌اش را فراهم کرد. در اینجا ضمن معرفی این دو جنبش ریشه‌های اختلافات و نحوه پایان دادن به آنها بررسی می‌شود.
کد خبر: ۴۰۰۹۶۹

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در سال 1987 توسط شیخ احمد یاسین پایه‌گذاری شد. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوان‌المسلمین مصر دارد. عمده شهرت حماس به دلیل انجام حملات شهادت‌طلبانه علیه اهداف و نیروهای صهیونیستی است. این جنبش ابتدا دنباله‎رو اخوان المسلمین بود به این معنا که به عنوان یک نهاد رفاه اجتماعی عمل می‌کرد، هرچند در حال حاضر همچنان به فعالیت‌های رفاهی و اجتماعی خود ادامه می‌دهد، اما با وارد شدن به مرحله مبارزات مسلحانه، بیشتر فعالیت خود را در حوزه مبارزه با اسرائیل متمرکز کرده است. حماس به‏خلاف سازمان آزادیبخش فلسطین که سال 1988 اسرائیل را به رسمیت شناخت، نه‏تنها مخالف مشروعیت این رژیم است، بلکه خواهان نابودی و مخالف ماهیت وجودی آن است.

فتح با نام کامل جنبش آزادیبخش میهنی فلسطین یکی‌از مهم‌ترین سازمان‌های سیاسی و نظامی فلسطینی است که سال 1959 توسط یاسر عرفات و خلیل الوزیر (ابوجهاد) با هدف آزادی فلسطین از سیطره رژیم اشغالگر از طریق مبارزات چریکی بنیانگذاری شد. این جنبش مهم‌ترین و بزرگ‌ترین گروه در کنفدراسیون احزاب فلسطینی موسوم به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) است و رویکردی ناسیونالیستی و تا حدودی سوسیالیستی دارد. سیر نزولی فتح پس از مرگ یاسر عرفات، رهبر تاریخی فلسطینیان در سال 2004 سرعت یافت و با پیروزی حماس در انتخابات سال 2006 این روند تشدید شد. در پی کودتای فتح علیه حماس، این جنبش سال 2007 کنترل بخش غزه و جنبش فتح نیز فقط کنترل کرانه باختری رود اردن را به دست گرفت. پس از مرگ یاسر عرفات سال 2004 محمودعباس جانشین او در سمت رهبری این سازمان شد، عباس ریاست تشکیلات خودگردان فلسطین را نیز به عهده گرفت.

عباس که پس از انتخابات به ریاست فتح متعهد شده بود سرزمین‌های اشغالی فلسطین را آزاد کند و کشور فلسطین را تشکیل دهد، تاکنون گام‌های عملی و مؤثری برای ادعاهای خود برنداشته و همین مساله علت اصلی بروز اختلاف با جنبش حماس شده است. جنبش حماس،‌ محمود عباس و کابینه او را غیرقانونی می‌داند و معتقد است، کسانی که همدست رژیم صهیونیستی در اعمال جنایت علیه ملت فلسطین هستند، نمی‌توانند نماینده واقعی مردم فلسطین باشند، به همین دلیل عباس و نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان در جهت هماهنگی امنیتی با رژیم صهیونیستی پیوسته در حال دستگیری و زندانی کردن حماس و طرفداران این جنبش هستند.

ریشه‌های اختلافات

دو جنبش فتح و حماس به لحاظ اعتقادی 2 قطب معارض هم شناخته می‌شوند. حماس، جنبشی مذهبی و نماد جریان انقلابیگری است که همه اعتبار خود را مرهون تفکرات مبارزاتی و مقاومت در برابر رژیم اشغالگر قدس می‌داند،‌ در حالی که جنبش فتح، جنبشی لائیک است و موقعیت امروز خود را در سرزمین‌های اشغالی در گرو دیپلماسی سازش با رژیم صهیونیستی و تعامل با غرب می‌بیند. از این رو تاریخ مناسبات 20 ساله این دو جنبش در رقابت و تضاد با یکدیگر سپری شد و بر خلاف تصورات، گذشت زمان هیچ‌گاه نتوانست از میزان اختلافات آنها بکاهد. حماس در مرامنامه و اساسنامه خود به هیچ‌وجه شباهتی با فتح نداشت. شیخ یاسین هدف جنبش حماس را تشکیل «دولت ملی اسلامی» اعلام کرده و جنبش نیز به تبعیت از رهبر خود اعلام کرد موجودیت رژیم صهیونیستی را به هیچ وجه به رسمیت نمی‌شناسد و خواهان خروج این رژیم اشغالگر از سرزمین‌های اشغالی است، در حالی که فتح راه محافظه‌کاری و همراهی با رهبران سازشکار و غربگرای جهان عرب را پیش گرفت.

در دهه‌های 80 و 90 قرن گذشته که سازمان آزادیبخش فلسطین ـ که جنبش فتح بزرگ‌ترین عضو آن است ـ روند سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی را آغاز کرد، اختلافات میان این دو جنبش آشکار و علنی شد.تا قبل از این مرحله همواره درگیری‌های پراکنده‌ای میان نیروهای دو طرف در جریان بود، اما از سال 1988 جنبش فتح سیاست تضعیف حماس را تشدید کرد تا حدی که در سال 1999 بیش از هزار نفر از اعضای این جنبش توسط تشکیلات خودگردان بازداشت شدند.

انتخابات سال 2006 و پیروزی قاطع حماس در آن در واقع به حاکمیت حزبی جنبش فتح پایان داد و نه تنها نوار غزه که کرانه باختری را نیز به دست حماس سپرد. جنبش فتح به ریاست محمود عباس به ظاهر شکست را پذیرفت، اما در عمل حاضر نشد دولت مردمی فلسطین (حماس) را به رسمیت بشناسد، به همین دلیل با کمک کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا و رژیم‌های سرسپرده عربی تمام تلاش خود را به کار بست تا دولت نوپای حماس را به زانو درآورد. این مساله از فردای اعلام نتایج انتخابات که هواداران حماس پیروزی خود را جشن ‌گرفتند، خود را به صورت شلیک عناصر فتح به جمع هواداران حماس و کشته و زخمی شدن چند نفر از آنها نمایان ساخت و خبر از آغاز دور جدیدی از منازعه داد.

در این اوضاع و احوال برگزاری اجلاس صلح و آشتی بسیار عجیب بود. در حالی که نوار غزه در تحریم‌ شدید اقتصادی قرار داشت، ملک عبدالله، پادشاه عربستان از سران فتح و حماس دعوت کرد با گرد آمدن در مکهف اختلافات خود را حل کنند. نشست مکه در نهایت به امضای پیمان سازش میان دو جنبش فتح و حماس انجامید، اما به فاصله کوتاهی دوباره اختلافات از سرگرفته شد.

کارشناسان مهم‌ترین نتیجه به دست آمده از نزاع و درگیری دو جنبش فتح و حماس را تضعیف گروه‌های مبارز فلسطینی و معطوف کردن توجه آنها به نزاع‌ها و درگیری‌ها با هم به جای مقابله با رژیم صهیونیستی و تحلیل رفتن قوای مبارزان فلسطینی می‌دانند. برآیند تمامی این نتایج نیز به یک نتیجه بزرگ‌تر می‌انجامد و آن سود بردن رژیم صهیونیستی و استفاده این رژیم از برادرکشی در سرزمین‌های اشغالی است. به همین دلیل آشتی 2 گروه فتح و حماس را باید بزرگ‌ترین ضربه به رژیم صهیونیستی تلقی کرد. آشتی این 2 گروه یک بار دیگر مواضع کلی ملت فلسطین را تقویت می‌کند./ فارس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها