مرگ بن‌لادن، خبری با مصرف داخلی برای آمریکا

مرگ بن‌لادن خبری بود که اوباما به وسیله آن فرصت یافت تا از شکست افراط گرایی در منطقه سخن بگوید. با این حال، بسیاری از کارشناسان سیاسی بر این اعتقاد هستند که کشته شدن بن‌لادن دستاوردی برای آمریکا محسوب نمی‌شود و جریان القاعده سال‌هاست که مرده است و این خبر بیشتر برای آنها مصرف داخلی دارد.
کد خبر: ۴۰۰۶۳۳

محمدابراهیم طاهریان، سفیر اسبق ایران در افغانستان طی گفت‌وگو با «جام‌جم» معتقد است که بر خلاف آنچه آمریکا مدعی آن است، با این اتفاق جریان افراط‌گرایی در منطقه تعطیل نخواهد شد و بعید است که حذف رهبری این جریان در کوتاه‌مدت بتواند تاثیر سریع و فوری داشته باشد. آنچه در پی می‌آید حاصل این گفت‌وگوست.

آیا پس از 10 سال اعلام خبر کشته شدن بن‌لادن، دستاوردی برای آمریکا محسوب می‌شود؟

چیزی که اتفاق افتاد و خبر آن را در رسانه‌های جمعی شاهد بودیم این بود که رئیس‌جمهور آمریکا تمام قد وارد این موضوع شده و با اعلام این‌که خود، این پروژه را مدیریت می‌کند، خبر را به اطلاع جهانیان رسانده است. آنچه به نظر می‌رسد این خبر حداقل در آمریکا مصرف دارد و تاثیر خواهد داشت به دلیل آن‌که خود رئیس‌جمهور این کشور وارد ماجرا شده و برنامه‌ریزی کرده و واکنشی که از ترکیه تا استرلیا از سوی کشورهای مختلف جهان شاهد آن بودیم، تقدیر از سیاست‌های آمریکا در ارتباط با این اتفاق بوده است. البته این اتفاق بوده، ولی آمریکایی‌ها آن را به ترتیبی مدیریت کردند که آن را در جهت منافع خود مصرف کنند. به لحاظ سیاسی، کارشناسان بر این باورند که اصولا جریان افراطی القاعده مدتی است که مرده و بهترین شاهد این مدعا آن است که هیچ ردپایی از آنها در تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا دیده نمی‌شود. پس به نظر می‌رسد مجموعه تحرکات افراطی که در حوزه شرقی ایران یعنی پاکستان و افغانستان جریان داشته، از این جهت اتفاق مهمی به شمار نمی‌رود.

همواره اتهاماتی از سوی غرب مبنی بر ارتباط القاعده با ایران مطرح بوده، نظر شما در این باره چیست؟

البته این اتهامات هیچ‌گاه اتهاماتی جدی نبوده است؛ چون کشورها رفتار خود را بر اساس منافع و مصالحشان تنظیم می‌کنند. ایران مصالح و منافعش مبتنی بر امنیت، توسعه و آرامش در منطقه و مرزهایش با افغانستان و پاکستان است و این اتهامات موضوع جدی نیست. اما آن چیزی که به پاکستان مربوط می‌شود، آن است که مسوولان در این کشور باید پاسخگوی این امر باشند که چطور است در طول 10 سال فردی با این مشخصات نزدیک به یک آکادمی ارتش حضور داشته اما آنها متوجه نشده‌اند. اگر مطلع نبودند این امر ضعف آشکاری است که بابت آن باید پاسخگو باشند. موضوع دیگر، آن است که اگر خبر داشتند، چطور افراد القاعده در آنجا بودند ولی آنها را دستگیر نکردند و با آنها همکاری کردند که در هر دو مورد هزینه‌های سنگینی را مردم پاکستان و افغانستان و مردم منطقه متحمل شدند. اتهاماتی هم که از سوی آمریکایی‌ها درخصوص ایران مطرح شده بود، در مورد ارتباط ایران با القاعده نبوده بلکه این اتهامات درباره ارتباط با طالبان مطرح می‌شده است اما از آنجا که این‌گونه اقدامات در جهت مصالح کشور نیست، بعید است که کسی این مطالب را جدی گرفته باشد زیرا مصالح ایران ایجاب می‌کند که در پاکستان و افغانستان، امنیت برقرار باشد و این ارتباط، با منافع استراتژیک ایران منافات دارد و عقل حکم می‌کند که چنین ارتباطی صورت نگیرد.

به نظر شما بن‌لادن در شهرک نظامی پاکستان چه می‌کرده و چرا آنجا بوده؟

دو نظریه در این زمینه مطرح است؛ یکی این‌که بن‌لادن به عنوان یک کالای استراتژیک که اسلام‌آباد بتواند بر سر آن معامله کند، در آنجا نگه داشته می‌شده است یا این‌که مقامات اطلاعاتی پاکستان آنقدر ضعیف بودند که نتوانستند بفهمند که چنین فردی با این مشخصات در آنجا زندگی می‌کند؛ در هر صورت مسوولان پاکستانی باید پاسخگوی افکار عمومی باشند که چطور ممکن است بن‌لادن و همسران و فرزندانش در طول سال‌ها در آنجا زندگی می‌کردند اما نتوانستند متوجه این امر شوند. رئیس دولت افغانستان نیز با تاکید بر این موضوع، اظهار کرده که ما بارها گفته‌ایم به جای این‌که در افغانستان دنبال تروریست‌ها بگردید، در جای دیگر به دنبال آنها باشید.

آیا با مرگ بن‌لادن می‌توان گفت که افراط‌گرایی پایان یافته و مرگ سیاسی القاعده فرا رسیده است؟

تقریبا هیچ یک از کارشناسان، این موضوع را باور ندارند، به دلیل این‌که رهبری یک جریان یک موضوع است و تداوم کارکرد آن موضوعی دیگر. ممکن است حذف بن‌لادن تاثیری در کارکرد جریان افراط‌گرایی در بلندمدت داشته باشد ولی کوتاه‌مدت تاثیر نداشته چرا که این شبکه در طول عملیاتی که انجام می‌داده، تجربیات فراوانی داشته است.

آیا می‌توان گفت آنچه شما به آن اشاره کردید، یک توفیق برای گفتمان انقلاب اسلامی محسوب می‌شود؟

اصولا جریان افراط نوع رویکرد و برداشتش از اسلام، آن چیزی نیست که مسلمانان به آن اعتقاد دارند؛ این رفتار یک رفتار افراطی بود که حاصل آن در افغانستان پیش روی مردم جهان است. آنچه الان در شمال آفریقا و خاورمیانه روی داده است، نشان می‌دهد که جایی برای این تفکر وجود ندارد و رویکرد اسلام‌خواهی و آزادیخواهی در منطقه، بیشترین مشابهت و نزدیکی را به اندیشه سیاسی رهایی‌بخش و مدرن موجود در ایران دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها