در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همین که شاعر باشی و جوان و البته کتاب اولی، کافی است که هر ناشری بویژه در بخش خصوصی دست رد بر سینهات بگذارد یا در بهترین حالت مبلغی قابل توجه را برای چاپ کتابت و فقط چاپ آن و نه چیزی بیشتر مانند پخش و فروش و... مطالبه کند آن هم از شاعری جوان که زیر 30 سال دارد و به طور طبیعی یا دانشجو است یا از نظر مالی چندان وضعیت مناسبی ندارد.
واقعیت این است که در سالهای اخیر هرگاه سخن حمایت از شعر و شاعر و به طور ویژه استعدادهای جوان به میان آمده است در بهترین حالت متولیان فرهنگی کشور اقدام به برپایی و برنامهریزی چند جشنواره و همایش مناسبتی و غیرمناسبتی میکنند و تعدادی پیشکسوت ثابت به همراه چند ده تن شاعر جوان کنگرهای دور یکدیگر جمع میشوند و در نهایت تعدادی سکه پخش میشود، یک گزیده یا در بهترین حالت مجموعههایی مستقل از برگزیدگان عموما تکراری جشنوارهها و کنگرهها منتشر میشود و به دلیل حمایت و خرید کتابها از سوی متولیان فرهنگی بدون ورود به چرخه توزیع و پخش این کتابها یا انبار میشوند یا در گوشه کتابخانههای عمومی خاک میخورند.
البته باید انصاف را رعایت کرد و در سالهای اخیر چند ناشر که عموما به طور مستقیم یا غیرمستقیم به منابع دولتی متصل بودهاند در حوزه چاپ کتابهای شاعران جوان و حمایت از آنها ورود پیدا کردهاند از جمله سوره مهر یا فصل پنجم و... که به دلیل همان متصل بودن به منابع دولتی چندان نگاه خاص فرهنگی و دلسوزیهای خاص بخش خصوصی را برای توزیع و پخش کامل کتاب ندارند.
البته از کنار جریان بسته توزیع و پخش کتاب که بشدت بر اساس رابطههای چند ناشر عموما اپوزیسیون شکل گرفته هم بسادگی نمیتوان گذشت تا آنجا که متاسفانه بسیاری از ناشران متعهد که به صورت حرفهای به تولید آثار فاخر میپردازند از گردونه این نظام پخش کنار گذاشته میشوند.
این روزها که به فصل برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رسیدهایم و از در و دیوار شهر گرفته تا بازدیدکنندههای میلیونی نمایشگاه همه به نوعی دغدغه کتاب دارند میتوان این نکته را به متولیان فرهنگی کشور یادآوری کرد که در کنار تولید آثار متعدد و بالا بردن میزان آمارهای روی کاغذ و شعار حمایت از نویسندگان و هنرمندان جوان و گمنام باید فکر و برنامهای جدی برای جریان توزیع و پخش معیوب و ناکارآمد کتابهای فرهنگی و بویژه شعر و داستان داشته باشند.
به عبارتی، امروز شاید جریان تولید آثار ادبی و فاخر در کشور بیش از آن که نیازمند خلق شاهکارها و آثار درخشان باشد نیاز به یک سیستم پخش و توزیع عادلانه و ملی دارد تا آنچه تا به امروز تولید شده است را به دست مصرفکنندگان واقعی آن برساند؛ زنجیرهای قوی از خانه نویسنده و هنرمند تا خانههای مردم تا در نهایت یک کالای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گیرد و از یاد نبریم که مهمترین شرط توفیق یک کالا (هر کالایی) دیده شدن آن است. اتفاقی که به ندرت و انگشتشمار برای کتابهای ما رخ میدهد و اگر مراکزی باشند تا کتابها دیده شوند قطعا جمعیتی میلیونی برای آن صف خواهند کشید درست مانند همین نمایشگاه کتاب تهران!
سینا علیمحمدی
گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: