گفتگو با مصطفی طاری ، بازیگر سریال‌های چهارچرخ و مختارنامه

طنازی‌های یک بازیگر جدی

می‌گوید 40 سال است که در زمینه بازیگری فعالیت دارم و عمده‌‌ترین فعالیت‌هایم هم در زمینه تئاتر بوده است. مصطفی طاری یکی از قدیمی‌ترین بازیگران سینما، تلویزیون و تئاتر است.
کد خبر: ۴۰۰۲۳۰

او طی این سال‌ها همیشه آهسته و پیوسته حرکت کرده است و از جمله کارهایش می‌توان به مجموعه‌های خانه عشق، تنهاترین سردار،‌ سفر سبز و فیلم‌های بی‌پناه، آوار، خواستگاری و... اشاره کرد.

او بازیگری را در سینما با فیلم مسافر به کارگردانی عباس کیارستمی آغاز کرد. سریال چهارچرخ اولین تجربه طنز این بازیگر محسوب می‌شود. از این تجربه خودش نیز راضی است. طاری در مختارنامه نیز نقش ابن‌هریس را به عهده داشت. حضور در سریال‌های چهارچرخ و مختارنامه بهانه‌ای شد تا به سراغ طاری برویم و با او به گفت‌وگو بنشینیم.

آقای طاری، چهارچرخ اولین سریال طنزی است که شما در آن بازی کردید. چرا پیش از این چنین تجربه‌ای را کسب نکرده بودید؟

اتفاقا من خیلی دوست داشتم که چنین تجربه‌ای داشته باشم‌. منظورم بازی در کارهای طنز است. اما خب پیشنهاد خوبی در این زمینه نداشتم. ضمن این که چون اکثر نقش‌هایی که بازی کرده‌ام جدی هستند، طبیعتا کمتر کارگردانی هم این ریسک را می‌کرد که به من یک نقش طنز بدهد. بنابراین چهارچرخ اولین تجربه من در زمینه طنز شد.

خب چه شد که این اتفاق بالاخره پس از سال‌ها برایتان افتاد؟

مثل همه کارهای دیگر از من برای بازی در این کار دعوت شد و پس از بررسی‌های اولیه پذیرفتم در این کار حضور داشته باشم.

ابتدا از این پیشنهاد تعجب نکردید؟

چرا، ولی یادتان باشد که من یک بازیگرم و بازیگر باید بتواند در زمینه‌های مختلف خودش را محک بزند. من بازی در چهارچرخ را قبول کردم، چون می‌خواستم خودم را امتحان کنم.

از قصه این سریال خوشتان آمد؟

بله. قصه سریال بسیار خوب نوشته شده بود و تمام ویژگی‌های یک اثر طنز را داشت. به نظرم طنز خوب، طنزی است که قصه‌های واقعی را به نمایش بگذارد یعنی مخاطب در عین حال که می‌خندد باید به فکر هم فرو برود و خوشبختانه چهارچرخ این ویژگی را داشت.

در زمان خواندن فیلمنامه نقش آقا جلال را چگونه دیدید؟

خب، جلال نسبت به سایر نقش‌هایم تفاوت بسیاری داشت. او یک فرد غمزده و افسرده بود که تمام بدبختی‌های عالم همه روی سرش خراب شده بودند. باید به گونه‌ای بازی می‌کردم که او را هم آدم گرفتار و هم طنازی نشان می‌دادم که این کار ساده‌ای نبود.

چقدر زمان برد تا توانستید به شخصیت جلال نزدیک شوید؟

چون ابتدا قرار بود این سریال در ایام نوروز پخش شود طبیعتا فرصت زیادی برای تمرین نداشتیم برای همین در عرض سه‌چهار روز نقش جلال را برای خودم تحلیل کردم و تلاش کردم بتوانم آن طور که کارگردان می‌خواهد آن را اجرا کنم.

وقتی کار را پذیرفتید، چند قسمت از فیلمنامه آماده بود؟

4 قسمت از فیلمنامه آماده بود و بقیه قسمت‌ها در حین کار نوشته می‌شد و به دستمان می‌رسید. برای همین زیاد فرصت تمرین و پرداخت نقش‌ها وجود نداشت و من حدود 2 ماه در این سریال کار کردم.

کارگردانی این سریال را 2 کارگردان به عهده داشتند. با توجه به این مساله آیا نقش‌تان در ادامه کار تغییری داشت؟

خیر. چون براساس فیلمنامه جلو می‌رفتیم. البته به هر حال مشکلاتی از این نظر وجود داشت چون سلیقه افراد با یکدیگر فرق می‌کند ولی در نهایت از نتیجه کار راضی هستم.

چرا این سریال در ایام نوروز پخش نشد؟

چون جواد مزدآبادی (کارگردان)‌ نمی‌خواست ضرب‌الاجل کار کند و به این دلیل کمی آرام‌تر کار کردیم تا کیفیت کار پایین نیاید. به همین دلیل سریال برای نوروز آماده نشد.

لحنی که در این کار دارید، خاص است. چطور به این لحن رسیدید؟

این مساله انتخاب خودم بود. فکر کردم اگر جلال چنین لحنی داشته باشد مخاطب بیشتر او را باور می‌کند و این لحن حرف زدن در واقع بیشتر اضطراب و تشویش او را می‌رساند.

تا به حال شده نقشی را به خاطر رودربایستی قبول کنید و بعد پشیمان شوید؟

خیر. من هیچ وقت نقشی را که دوست نداشته باشم بازی نمی‌کنم، چون اگر دوستش نداشته باشم نمی‌توانم آن را اجرا کنم و طبیعتا انگیزه‌ای هم نخواهم داشت، برای همین هم در طول 40 سالی که در این زمینه فعالیت می‌کنم تمامی نقش‌هایم با یکدیگر فرق می‌کنند، چون هرگز نمی‌خواهم به هر قیمتی که شده بازی کنم.

بازی در مقابل حمید لولایی که سابقه طولانی در زمینه بازی‌های طنز دارد، چطور بود؟

ببینید در سایر نقش‌هایم رگه‌هایی از طنز وجود داشته، اما چهارچرخ اولین تجربه طنز واقعی من بود. به هر حال نقش اصلی کار را حمید لولایی به عهده داشت و برای اولین بار هم بود که من روبه‌روی او قرار می‌گرفتم. لولایی بداهه‌پرداز قوی و مسلطی است و من دوست داشتم با او همبازی شوم. به هر حال ایشان بازیگر فوق‌العاده‌ای هستند و انرژی مثبتی، هم به من و هم به سایر دوستان می‌بخشیدند.

چهارچرخ در نهایت همان چیزی شد که فکر می‌کردید؟

طاری: جلال نسبت به سایر نقش‌هایم تفاوت بسیاری داشت. او یک فرد غمزده و افسرده بود که تمام بدبختی‌های عالم همه روی سرش خراب شده بودند. باید به گونه‌ای بازی می‌کردم که او را هم آدم گرفتار و هم طنازی نشان می‌دادم که این کار ساده‌ای نبود

به هر حال هیچ کاری بی‌عیب و نقص نیست. اولا باید بگویم خیلی خوشحالم که این سریال الان دارد پخش می‌شود و برای همین مورد توجه قرار گرفته است. اما قطعا چهارچرخ هم نقایصی دارد که بهتر است مخاطبان در مورد آن نظر بدهند ولی من به شخصه آن را دوست دارم.

فکر می‌کنید جلال چقدر مابه‌ازای بیرونی دارد؟

خیلی زیاد. آدم‌های گرفتار این روزها کم نیستند. جلال شاید در همین نزدیکی‌هاست، البته به نظر من جلال بیشتر یک آدم بدشانس است تا گرفتار.

اگر باز هم بازی در کارهای طنز پیشنهاد شود، می‌پذیرید؟

بله، چون نمی‌خواهم خودم را در یک ژانر خاص محدود کنم. البته باید بگویم کار طنز اصلا کار راحتی نیست و باید یک نوع زندگی در آن جریان داشته باشد تا بتواند مخاطب را جذب کند. ضمن این که راضی نگهداشتن مخاطب این روزها اصلا کار آسانی نیست.

و اما مختارنامه. شما در این کار هم بازی داشتید. از نقش‌تان در این سریال بگویید.

مختارنامه برای من جایگاه خاص خودش را دارد، چون یک کار تاریخی ـ مذهبی است که در سطح بسیار خوبی هم ساخته شده است. من حدود 3 سال در این کار حضور داشتم و از این که نقشی را در این مجموعه داشتم، افتخار می‌کنم. من در مختارنامه نقش ابن هریس را بازی می‌کردم که رئیس انتظامات کوفه بود. او آدم بسیار جدی و خشکی بود و معتقد بود باید در خدمت حکومتش باشد حتی اگر ظالم باشد و جالب است ابن هریس تنها کسی است که کشته نمی‌شود و در تاریخ نیز گم می‌شود. البته خیلی‌ها معتقدند او پس از جریان واقعه کربلا دچار تحولاتی می‌شود که خب به خاطر گمشدن او در جریان جنگ مختار با کوفیان نمی‌شود نظر قطعی داد.

میرباقری را چطور کارگردانی دیدید؟

بسیار عالی بود. او کارگردانی است که روان‌شناسی خوبی نسبت به بازیگرش دارد و با اعتماد به نفس بالایی هم کارش را انجام می‌دهد. من خیلی چیزها از ایشان آموختم که برایم بسیار راهگشا بوده و هستند.

خودتان با قصه مختار چقدر آشنا بودید؟

قصه او را می‌دانستم آن هم به واسطه تعزیه‌های دوران کودکی و خوشحالم که داوود میرباقری برای جوانان قصه او را روایت کرده است.

چقدر طول می‌کشد تا شما با یک شخصیت دراماتیک مانوس شوید؟

بستگی به نوع شخصیت‌پردازی فیلمنامه‌ای دارد که به ما می‌دهند. اگر شخصیت‌های ساده و نزدیک به خودم را در این فیلمنامه‌ها پیدا کنم خیلی سریع با آنها انس می‌گیرم ولی اگر شخصیت پیچیده‌ای پیشنهاد بدهند قطعا زمان بیشتری لازم است تا با آن شخصیت ارتباط برقرار کنم.

آیا این شخصیت‌ها ممکن است مدتی بعد از بازی با شما زندگی کنند؟

این منوط به تاثیراتی است که آن شخصیت در طول کار روی من گذاشته. هر شخصیتی نمی‌تواند بعد از بازی با من باشد یا بماند.

به نظر شما کارگردان باید در چه مرحله‌ای حس بازیگر را کنترل کند. هنگام‌ تمرین یا زمانی که بازیگر مقابل دوربین نقش را اجرا می‌کند؟

در زمان تمرین، کارگردان باید توضیحات خود را به بازیگر ارائه و بازیگر باید این پیشنهادات را در مقابل دوربین اجرا کند.

از بازی در کدام کارتان لذت بیشتری برده‌اید؟

من همه کارهایم را دوست دارم، چون انتخابشان کرده‌ام، اما فیلم‌های آوار و بی‌پناه تجربه‌های شیرین‌تری برایم بودند.

راستی الان آقا جلال از شما دور شده یا با شما هست؟

هم هست و هم نیست. هست چون هر شب او را می‌بینم، نیست چون پرونده چهارچرخ بسته شده است.

فکر می‌کنید چه عامل یا عواملی باعث کلیشه‌ای شدن یک بازیگر می‌شود؟

این که نتواند خودش را در زمینه‌های مختلف محک بزند و دائم یک راه را تکرار کند.

خب فکر نمی‌کنید تا حدودی این اتفاق برای شما افتاده است؟ چون بیشتر در نقش‌های جدی و حتی بهتر است بگویم منفی بازی‌ کرده‌‌اید.

شاید. اما من همه نقش‌هایم را دوست دارم حتی اگر منفی باشند چون با یکدیگر فرق دارند. ضمنا فراموش نکنیم که در شرایط فعلی خیلی دستمان برای انتخاب نقش‌ها باز نیست و کار خوب هم کمتر ساخته می‌شود.

بازی در کارهای تاریخی چقدر سخت یا‌ آسان است؟

طبیعتا کار راحتی نیست چون زمان زیادی می‌برد و در طول ساخت آن باید همیشه حس و ویژگی‌های آن نقش را با خودت داشته باشی. ضمن این که لباس و گریم سنگین این نوع کارها هم به هر حال بازیگر را خسته می‌کند، اما از آنجا که نشان‌دادن اتفاقات گذشته آن هم به شکل نمایش به عهده ماست آن را با جان و دل انجام می‌دهیم.

از کدام کارگردان بیشتر آموختید؟

طبیعتا هر کدام از آنها سهمی در پرونده هنری‌ام دارند و از تک‌تک آنها آموخته‌ام برای همین نمی‌توانم به شخص خاصی اشاره کنم.

با توجه به این که فعالیت‌تان را با بازی در تئاتر آغاز کرده‌اید، آیا دلتنگ صحنه تئاتر و نقش‌های متفاوت آن هستید؟

بله بسیار زیاد، من سال‌ها با علی نصیریان در این زمینه کار کردم و تئاترهای زیادی را هم برای نمایش به خارج از کشور بردیم. به هر حال آدم هیچ‌گاه خانه اولش را فراموش نمی‌کند. تئاتر مادرانه به من بازیگری آموخت و همیشه دلتنگ آن خواهم بود.

محبوبه ریاستی 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها