تا پیش از پخش شوک، کسی باورش نمیشد که بتوان در رسانه تلویزیون درباره گروههای شیطانپرست حرف زد، اما شوک درباره این گروهها یک برنامه ساخت و زوایای مختلف اقدامات آنها را بررسی کرد.
اگر این مستند سالها پیش پخش میشد اعتراض خیلیها را برمیانگیخت. برخی که با دیدی سنتی و قدیمی برنامههای رسانهای را رصد میکنند همیشه این نگرانی را دارند که پرداختن به یک موضوع زشت و ناپسند منجر به تبلیغ و ترویج آن شود. اما امروزه بیشتر کارشناسان و مخاطبان بر این باورند که رسانهها باید اطلاعرسانی درست خودشان را داشته باشند و از این بابت هراسی به دل راه ندهند.
واقعیت آن است که در زمانه تکثر رسانههای مکتوب، دیداری و شنیداری مخاطب در معرض انواع پیامها قرار میگیرد و خودش دست به انتخاب میزند. بنابراین رسانهها اگر میخواهند در میدان رقابت سربلند بمانند باید به نیازهای مخاطب پاسخ بدهند. ضمن این که نپرداختن به یک معضل فراگیر تنها پاک کردن صورت مساله است و کمکی به حل مشکل نمیکند.
مستند شوک بر پایه همین ایده شکل گرفته است. این که باید مخاطب را در جریان اتفاقات ناگوار قرار بدهیم تا قدرت تصمیمگیریاش بالا برود. شوک میخواهد با نشان دادن مصیبتزدگان، شوکی سنگین به بینندگانش وارد کند. این شوک اگر چه در همان لحظه کام مخاطب را تلخ میکند؛ اما موجب میشود یک عده از تماشای این ماجراهای واقعی درس عبرت بگیرند و گرفتار آسیبهای اجتماعی نشوند.
کارگردان شوک در مستندهایش به داستان زندگی افراد به بنبست رسیده میپردازد. معتادان، مالباختگان شرکتهای هرمی و کسانی که گرفتار رمالهای کلاهبردار شدهاند در چند قسمت از برنامه شوک از سرنوشت شومشان سخن گفتهاند.
نقطه قوت شوک در این است که ماجرا را بیشتر از منظر همان کسانی که گرفتار حادثه شدهاند روایت میکنند. در برنامههای اینچنینی عادت کردهایم که بیشتر نصیحتهای کارشناسانه و مسوولانه را بشنویم.
در مستندهای تلویزیونی معمولا چند کارشناس روی صندلی مینشینند و به دوربین چشم میدوزند و درباره معضلات اجتماعی حرف میزنند.
اما در برنامه شوک حجم بیشتر گفتوگوها به صحبتهای متهمان، مجرمان و فریبخوردگان اختصاص پیدا میکند.
اتفاقا این رویکرد کار برنامهسازان را بشدت دشوار میکند. یک گزارشگر میتواند در فضایی امن و راحت با یک کارشناس به گفتوگو بنشیند. اما وقتی قرار باشد با دوربین مخفی به سراغ یک رمال یا یک مدیر شرکت هرمی بروی ماجرا خیلی دشوار و پیچیده میشود. گزارشگر باید در این گونه صحنهها نقش بازی کند و مراقب باشد که هویت واقعیاش فاش نشود.
در آخرین قسمت پخش شده برنامه شوک گزارشگر در قالب یک مشتری به محل کار چند رمال و دعانویس رفت و از آنها کمک خواست. در واقع کارگردان شوک برای مخاطبانش این فرصت را فراهم کرد که مواجههای مستقیم و بی واسطه با یک رمال و دعانویس کلاهبردار داشته باشند.دیگر ویژگی مثبت شوک ریتم تند و پرتحرک آن است. در هر قسمت از برنامه شاهد ماجرای زندگی تعداد زیادی از افراد هستیم. چه کسانی که مورد ظلم و ستم واقع شدهاند و چه کسانی که از شرایط بد سوءاستفاده کرده و دیگران را فریب دادهاند. در یکی از قسمتهای شوک چند رمال و دعانویس ماجرای کلاهبرداریشان را شرح دادند. رمالهایی که هر کدام شگرد خاصی داشتند و با روش منحصر به فرد خودشان سر مشتریان را کلاه میگذاشتند. یکی نعل اسب را داخل ظرف آب میانداخت، یکی نسخه خوراکی تجویز میکرد، یکی فال قهوه میگرفت و دیگری روی کاغذ دعا مینوشت.
این برنامه در هر قسمتش پروندههای مجرمانه متعددی را بررسی میکند. اگر کارگردان شوک میخواست در حد یکی دو مورد متوقف بماند مجبور میشد دیالوگ افراد را کش بدهد و وقت برنامه را پر کند، اما وقتی تعداد افراد مصاحبه شونده بالا میرود تدوینگر این امکان را پیدا میکند که بهترین و تاثیرگذارترین صحبتها را انتخاب کند و در برنامهاش بگنجاند.
کارگردان شوک برای آن که تصویری از روحیات فریبخوردگان ارائه کند سعی میکند مردم عادی را در شرایط فریب خوردن قرار دهد. دوربین مخفی شوک راهی کوچه و خیابان میشود و نشان میدهد برخی جوانان چقدر راحت فریب میخورند. در یکی از قسمتهای شوک گزارشگر برنامه در قالب یک رمال از مردم تقاضای پول میکرد. جالب آن که خیلیها تسلیم میشدند و براحتی پول بی زبان را کف دست گزارشگر میگذاشتند!
مستند شوک را میتوان در دایره مستندهای اجتماعی گنجاند. اما شگردهای خلاقانه کارگردان موجب شده این مستند در برخی لحظات ساختار داستانی پیدا کند. خیلی از نماها که احتمالا ساختگی و غیرمستند هستند (مثل عملیات پلیس برای دستگیری مجرمان) بخوبی کنار دیگر تصاویر قرار میگیرند و باعث میشوند سیر حوادث حالتی دراماتیک به خود بگیرد.
همچنین روایت شوک در یک سوم پایانی سرنوشت قهرمانان اصلی و فرعیاش را شرح میدهد. به عنوان مثال در نیمه اول مستند، شخصیت زن سادهلوحی را معرفی کرد که میخواست در غذای شوهرش فضولات حیوانی بریزد تا او را جادو کند. پس از این که چندین شخصیت مشابه معرفی شدند، کارگردان دوباره به سراغ این شخصیت رفت و شرح داد که همسر این مرد دچار مسمومیت شده و سلامتیاش را از دست داده است. شوک میخواهد اینگونه مخاطبان را از خواب غفلت بیدار کند.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم