در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تسلط او به وزن و عروض در غزلهای او کاملا نمایان است و همین اشراف باعث شده تا در انتخاب واژگان دست شاعر بوشهری ما باز باشد و بسیاری از آنچه که در محاوره و گفتار کاربرد دارد در شعر او خوش بنشیند.
این نکته را هم نباید نادیده گرفت که موسیقی شعر برای دروند تنها محدود به ریتم و چینش موزون کلمات و به اصطلاح زنگ قافیه نیست، اگرچه معمولا او به سراغ قافیههای دشوار و مهجور میرود.
دروند سعی میکند حتی با ایماژها و توصیفهایش هم نوعی دیگر از موسیقی را در غزلهایش ایجاد کند؛ موسیقیای که محور آن بر تصویر و تخیل شاعر استوار است که من به آن هارمونی ذهنی میگویم.
اما نوع رویکرد او به عاشقانهسرایی که مبتنی بر هجران، پشیمانی و ندامت است کمی از جوهره خلاقیت و نوآوری شعرش میکاهد و همواره در شعر او رابطه عاشق و معشوق به شیوه اول شخص همراه با بیان تنهایی و شکست
است .
1
از این مسیر دو فرسنگ مانده تا مویت
هزار و چند قدم بیشتر به ابرویت
دلِ من است که پوشیده چکمه باد و
وزیده است به سوی شلالِ گیسویت
دل من است دلِ بیپناه و غمگینی
که سر به زیر و پشیمان نشسته پهلویت
اگرچه هیچ یک از تپههای این اطراف
نمانده بیکه گذر کرده باشد آهویت
لبت تمامی خاورمیانه را امروز
گشوده است به تحسینِ خال هندویت
بدونِ این که تلاشی کنی، توجهِ ماه
به چشم هم زدنی جلب می شود سویت
همین که از پسِ یک جفت قله یک خورشید
همین که بر تن یک کوه پایه سوسویت
همین که دستِ کسی ـ بیدلیل ـ چادری از
ستاره را وسطِ دشت میکشد رویت
کجاست ماهِ هلالی که سرنوشت مرا
نظاره میکند از چشمهای ترسویت؟
2
به این کنیز که صدشاه زیر سر دارد
بگو مرا به غلامی خویش بردارد
ترانه خوان و بزک کرده میرسد از راه
چه فکر تازهای امروز زیر سر دارد؟
شبیه شعر کهن نیست، کلا اندامی
از آن که وصف نمودند، سادهتر دارد
مدیترانه به تقلیدِ مویش آرام است
فقط یکی دو سه تا موج مختصر دارد
خزان نمیوزد از خیس بودن مویش
ولی بر آب و هوا ذرهای اثر دارد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: