شادی آدمهای رسانه با شادی آدمهای عادی تفاوت دارد. فرد رسانهای میداند زمانی که مقابل دوربین و رودر روی مخاطبان قرار میگیرد، باید مسائل شخصی و حتی روحیات فردی و حالات روانی خود را به فراموشی بسپارد و تبدیل به شخصی شود که رسانه به او نیاز دارد.
رسانه، مخاطبان میلیونی دارد و در نگاه اول شاید این مساله مطرح شود که هیچ آدم رسانهای نمیتواند همه مخاطبان را راضی کند، چون هر کدام آنها حالات و احساسات مختص به خود را دارند، اما واقعیت این است که برخی نیازهای روحی در همه افراد مشترک است. مثلا خندیدن حسی است که در همه آدمها مشترک است. مردم برای ادامه حیات خوب و مثبت به خندیدن نیاز دارند. خنده، شادی به همراه دارد و شادی فضای مفرح و سرحال شدن را برای مردم به وجود میآورد.
مدتی است شنیده میشود که خنداندن سخت شده است و مردم مثل سابق پتانسیل خندیدن ندارند. این گفته را از زبان بسیاری از سریالسازان طنز تلویزیون میتوان شنید ـ بخصوص زمانی که مورد انتقاد قرار میگیرند که چرا اثرشان خندهآور نبوده است ـ اما با نگاهی به برنامههای قدیمی تلویزیون میتوان با این گفته مخالفت کرد. در دهههای 60 و 70 شبکههای مختلف تلویزیون برنامههایی تحت عنوان جنگ تولید و پخش میکردند که بشدت مورد استقبال مردم قرار میگرفت.
موضوع اصلی این برنامهها شاد کردن مخاطبان تلویزیون بود. مجریان این برنامهها افراد شادی بودند که همیشه لبخندی «واقعی» بر لب داشتند. آنها میخندیدند و به این رفتار در حد واندازه منطقی آنقدر ادامه میدادند تا عبوسترین مخاطبان را هم وادار میکردند تا لبخندی هرچند کمرنگ بر لبان خود بیاورند. خطوط سفت و سخت چهره زمانی که شکلی نرمتر به خود بگیرند، مسلما روی رفتار فرد هم تاثیر خواهد گذاشت. از مجریان موفق آن دوره میتوان به محمد شهریاری و جواد آتشافروز اشاره کرد. آنها در جنگهایی که اجرا میکردند، مسائل پیچیده را ساده و سهل میکردند و غیرمستقیم به مردم آموزش میدادند که سخت نگیرند و زندگی را از پنجره لبخند نگاه کنند.
این مجریان رسانه را میشناختند و میدانستند که آدم رسانه هستند، نه آدم حال و هوای خودشان. اینها میدانستند که شاد کردن مردم به روشهای درست یکی از وظایف مهم رسانه است، اما واقعیت این است که مدتی است مجریان شاد در تلویزیون به افراد نایابی تبدیل شدهاند. حالا دیگر مردم به دیدن مجریانی که خیلی رسمی مقابل دوربین مینشینند و خیلی جدی درباره مسائل جدی صحبت میکنند، عادت کردهاند و میدانند که قرار نیست این مجریان حتی لبخندی کمرنگ بر لبان آنها ترسیم کنند. آنها آنقدر اخمو هستند که انگار خندیدن برای آنها ممنوع شده است. این گروه از مجریان با اصول روانشناسی آدمهای رسانهای بیگانه هستند و واقعیت این است نمیدانند که میتوانند جدیترین مسائل را هم کمی منعطفتر عنوان کنند.
یکی از مجریان و کارشناسانی که به این اصل کاملا آگاه است؛ مرتضی حیدری است که همیشه با لبخندی بر لب مقابل دوربین ظاهر میشود. حتی اگر مقابل رسمیترین شخص مملکت نشسته باشد یا اگر خواسته باشد مهمترین مساله روز کشور را بررسی کند. او میداند که همین لبخند کمرنگ اعتماد مخاطب را به همراه دارد و نشان میدهد که کارشناس یا مجری به مسالهای که در حال طرح آن است، احاطه کامل دارد برای همین با اعتماد به نفس آن را بررسی میکند. البته حیدری این را هم میداند که همین لبخند ساده باعث ایجاد آرامش در بیننده میشود و او را تشویق میکند که برنامه را تا آخر پیگیری کند.
آدم رسانهای البته مرز بین شوخی بجا و مناسب با در افتادن به ورطه لودگی را میشناسد و میداند که باید به شعور و آداب فردی و اجتماعی میلیونها مخاطب تلویزیون احترام بگذارد و آنها را به مسخره نگیرد. همین مرز باریک بین شادی و طنز رسانهای با لودگی و مسخرهبازی است که شاید بسیاری از مدیران و برنامهسازان تلویزیونی را ترسانده و آنها را وادار کرده که سراغ ساخت برنامههای مفرح نروند. تلویزیون بشدت در زمینه مجریان توانمند که رسانه و ظرفیتهای آن را میشناسند با کمبود روبهروست.
در سالهایی که گذشته، تلویزیون نتوانسته با جذب نیروهای جوان و آموزش دادن به آنها راههای مختلف اجرا را به آنها بیاموزد و از آنها آدمهای رسانهای چندبعدی و کارآمد بسازد. مجریان فعلی تلویزیون ـ قدیمیها را باید فاکتور گرفت ـ چون با رفتارهای فردی و اصول به روز آنها آشنا نیستند و خطوط رسانه را هم نمیشناسند به آدمهای تکبعدی تبدیل شدهاند که مقابل دوربین بیشتر شبیه یک ربات هستند تا آدمی زنده و دارای احساسات مختلف. البته برخی جوانان هم که تصمیم میگیرند احساسات و هیجانات فردی خود را هم هنگام اجرا بروز دهند، چون با روحیه مردم به عنوان مخاطب رسانه آشنا نیستند؛ مرزها را در هم میریزند و اگر وارد حیطه لودگی نشوند اما نمیتوانند از ورود خود به زمینههایی که مخاطب آن را دوست ندارد و با آن ارتباط برقرار نمیکند؛ جلوگیری کند.
شاد کردن مخاطب یکی از اهداف رسانه ملی است اما همان طور که گفته شد، آدمهای فعال در رسانه زمانی میتوانند مخاطبان را شاد کنند که خودشان روحیه شادی داشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم