خدادادی یکی از روستاییان منطقه در این زمینه گفت: تا چند سال قبل کشت دیم در روستا در حد وسیعی وجود داشت که از این طریق مردم، هم کسب درآمد میکردند و هم باقیمانده ساقه و برگ محصول، خوراک دامها میشد، اما امروزه بر اثر خشکسالی، کشت دیم به طور کامل از بین رفته است.
وی افزود: در سالهای نخست خشکسالی، دامداران مجبور شدند دامهای مولد خود را روانه کشتارگاهها کنند که از یک طرف باعث کاهش شدید قیمت گوشت شد و از سویی تولید را در سالهای بعد دچار چالش جدی کرد.
یکی دیگر از روستاییان گنابادی، نگهداری دام را در وضعیت کنونی خارج از صرفه اقتصادی دانست و گفت: قیمت جو نسبت به سال گذشته حدود 40 درصد افزایش یافته که با این حساب نگهداری هر 100 گوسفند روزانه 500 هزار ریال هزینه دارد که واقعا خارج از توان یک دامدار است، به همین علت بسیاری از بزغالهها و برههای 14 یا 15 کیلویی روانه بازار فروش و کشتارگاهها شدهاند. این در حالی است که سال گذشته در روستای اروک 3 هزار رأس گوسفند وجود داشت که امسال به نصف کاهش یافته است.وی همچنین به نامرغوب بودن نان خشکهای بازار و سودجویی بعضی فروشندگان این قلم خوراک دام نیز اشاره کرد و گفت: نان خشک آن هم خیس و نامرغوب با قیمت کیلویی ۴۰۰۰ ریال واقعا گران است و اگر حمایتی از دامدار نشود، به طور قطع ریشه دامهای سبک از این منطقه کنده خواهد شد.
محمدرضا داعی، دهیار روستای اسوی گناباد نیز در این ارتباط گفت: آبدهی قنات روستا بر اثر عدم بارندگیهای مداوم، رو به خشکی است و با فلج شدن دامداری و کشاورزی، تقریبا تمامی جوانان این روستا بعد از تشکیل زندگی به شهر مهاجرت کرده اند چون زمینه کار و تلاش وجود ندارد.
پیامدهای جبران ناپذیر
رئیس جهاد کشاورزی گناباد نیز با تایید پیامدهای جبران ناپذیر خشکسالی 12 ساله اخیر بر زندگی مردم منطقه به خبرگزاری مهر گفت: طی این مدت خسارات زیادی به بخش کشاورزی این شهرستان وارد شده است.
محمد باقر جاهدی، آثار استمرار خشکسالی بر بخش دام شهرستان را نیز قابل توجه دانست و افزود: افت تولید شیر، کاهش تولید پشم، سوء تغذیه در دامها، بیماریهای دام، گرانی علوفه و کاهش وزن احشام ازجمله این آثار بوده است.
وی خاطرنشان کرد: بر اثر کاهش 60 درصدی بارندگی، هیچ گونه گیاهی در مراتع این شهرستان رشد نکرده و آثار خشکسالی مشهود است. وی افزود: بارندگی اندک امسال در این شهرستان که در 22 سال گذشته بیسابقه بوده، موجب تشدید خشکسالی و هجوم ملخها به مزارع کشاورزان شده است و هر چه به تابستان نزدیکتر شویم عمق و سطح خسارات ناشی از خشکسالی، بیشتر خود را نشان میدهد.
۵۰ روستا در آستانه نابودی
اهالی روستاهای منطقه براکوه گناباد که بالغ بر ۵۰ روستا و آبادی است نیز در بحران بیآبی به سر میبرند.
این محدوده که به دلیل هوای خنک آن در تابستان و به دلیل تنوع تولیدات زراعی و باغی، از اهمیت ویژهای برخوردار است، نفسهایش در پی خشکسالیهای اخیر به شماره افتاده و روزگار سختی را پشت سر میگذارد.
نقاط پرآوازهای مانند کاخک، کلات، زیبد، سنو، خانیک و... و آبادیهای ییلاقی معروفی مانند درب صوفیه، تک میدان، میمند و زو، همه و همه در منطقه براکوه واقع شدهاند و تا پیش از خشکسالی چشماندازهای زیبا و خیرهکننده این منطقه هر رهگذر و بینندهای را به تعجب وا میداشت و انبوه درختان بادام و... زیبایی خاصی را در کوهها و درههای منطقه ایجاد کرده بود، اما متاسفانه بیش از یک دهه خشکسالی، خسارات بسیار سنگینی را بر مردم براکوه وارد کرده است که جبران آن تقریبا غیرممکن به نظر میرسد. تولیدکنندگانی که تا دیروز چندین برابر نیاز خود و خانوادهشان محصولات مختلف کشاورزی داشتهاند، امروز نه غله و میوهای به خانه خود و نه هیچ فرآوردهای برای فروش به بازار میبرند. حتی برخی از این آبادیها و روستاها امروز برای تهیه چند لیتر آب آشامیدنی روزانه خود، سختیهای زیادی تحمل میکنند.
یکی از روستاییان منطقه براکوه گناباد در این باره گفت: بیشتر روستاییان بر اثر خشکسالی دیگر توان اداره زندگی خود را ندارند، به طوری که اگر حمایت نهادهایی مثل کمیته امداد نباشد مردم حتی در تامین نیازهای اولیه و ساده زندگی خود عاجز هستند. علی محمدی از ساکنان روستای دیسفان افزود: بر اثر خشکسالیها، تولید محصول زعفران که عمده درآمد مردم این منطقه را تشکیل میدهد، دچار آسیب جدی شده است. در نتیجه، روستاییان یکی پس از دیگری پیازهای زعفران را از زمین بیرون میآورند و به فروش میرسانند و معمولا اغلب پیاز زعفران گناباد به صورت قاچاق به کشورهای همسایه نظیر افغانستان صادر میشود.
تهدید حیات وحش منطقه
اما خشکسالی فقط بر زندگی مردم منطقه تاثیر نگذاشته، بلکه حیات وحش گناباد و گونههای زیستی نادر گیاهی و جانوری آن را نیز در معرض خطر و نابودی قرار داده است.
رئیس اداره محیط زیست شهرستان گناباد فقر و از بین رفتن مراتع، کمبود و نبود آب و تلف شدن وحوش را از پیامدهای خشکسالی برای محیط زیست منطقه خواند و در این زمینه به« جامجم »گفت: با توجه به کاهش نزولات جوی، گیاهان و دانههایی که هر سال از اواسط اسفندماه شروع به رویش میکنند در سطح منطقه بشدت کاهش یافته و عدم ریزش بارانهای بهاری نیز باعث خشک ماندن چشمهها، سنگ آبها و بندسارهای طبیعی و احداث شده در منطقه شده است، همه این عوامل دست به دست هم داده و زمینه کاهش شدید منابع آبی و غذایی وحوش را فراهم کرده است.
محمدرضا اسدیپور با اشاره به این که تلفات وحوش در این منطقه به 2 طریق طبیعی و انسانی صورت میگیرد، افزود: از سویی به علت کمبود آب و غذا این حیوانات دچار ضعفشده و به طور طبیعی تلف میشوند و از سوی دیگر برای تامین غذا سراغ مزارع کشاورزی و دامداری میروند که در این صورت توسط کشاورزان کشته و از بین میروند.
وی حضور و بروز توفانهای هر روزه شن و ماسه را در سکونتگاههای انسانی و وحوش از دیگر پیامدهای خشکسالی دانست که بشدت حیات این حیوانات را تهدید میکند.
وی با بیان اینکه در سال زراعی 89 ـ 88 اعتباری برای محیط زیست منطقه لحاظ نشد، گفت: این در حالی است که رویشهای یکساله ما همان اول سال خشک شد و منابع آبی و غذایی وحوش به طور کامل از بین رفته است.
اسدیپور علاوه بر نبود اعتبار لازم به نیروی کم محیطبان نیز اشاره کرد و افزود: در حالی که طبق دستورالعمل محیط زیست به ازای هر 3 تا 5 هزار هکتار، یک مامور و محیطبان پیشبینی شده ،ما در این منطقه و برای 3300 هکتار تنها 2 مامور محیطبان داریم و بار تمام مسوولیت و حفاظت این مناطق به عهده این 2 نفر است.
وی با بیان اینکه مناطق حفاظت شده هنگام و هلالی نیز به لحاظ وجود منابع آبی و مراتع در وضعیت بحرانی به سر میبرند، خاطرنشان کرد: البته ما حمل آب به این مناطق را از طریق تانکر در دستور کار داریم، به طوری که در منطقه هنگام 21 مخزن پلاستیکی با گنجایش 3 تا 5 هزار لیتر نصب کردیم و در صورت نیاز بحث تامین علوفه وحوش این مناطق را هم در دستور کار خود داریم.به هر روی، فعالان محیط زیست هشدار میدهند در صورت ادامه این وضعیت، دیگر اثری از نسل جانورانی چون روباه و گرگ در منطقه باقی نخواهد ماند.
خشکسالی، منابع آب شرب روستایی شهرستان گناباد را نیز دچار آسیب جدی کرده و در چندین سال گذشته، عمق حفاری چاههای آب شرب و بهداشتی روستاهای شهرستان از 120 به 300 متر افزایش یافته و کیفیت آب چاهها نیز بشدت افت کرده است.
فاطمه مرادزاده / گروه ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم