فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ در‌نگاه محمدعلی اسلامی ‌ندوشن

4 سخنگوی وجدان ایرانی

محمدعلی اسلامی ندوشن از چهره‌های نامدار فرهنگ و ادب ایران است. از سال‌های نوجوانی مقاله‌های جذاب و پرمایه او را در مجلات سخن و یغما می‌خواندم و علاوه بر مقالات ـ که برایم بسیار آموزنده و به یاد ماندنی بودند ـ ترجمه‌های او از متون مهم ادبی اروپا و از شاعران و نویسندگان قدیم و جدید مرا به وادی پر رمز و راز و به میدان‌های گسترده فرهنگ، ادب، شعر و اندیشه‌ورزی راهنمایی می‌کرد.
کد خبر: ۳۹۸۷۰۶

سفرنامه‌هایش به کشورهای مختلف جهان و شهرهای ایران نیز مورد علاقه‌ام بود. او در همه زمینه‌های ادبی از شعرسرایی (که در ابتدا جزو نوگرایان و نیماییان بود)‌ تا پژوهش‌های ادبی، سفرنامه، خاطره‌نویسی،‌ تحقیقات تاریخی، ترجمه و حتی داستان‌نویسی وارد شد و سربلند هم بیرون آمد. در دهه 40، رمانی منتشر شد با عنوان افسانه و افسون که روی جلد آن نام نویسنده‌اش م. دیده‌ور معرفی شده بود و بزودی همه فهمیدیم که او کسی جز دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن نیست که بنا به دلایلی این عنوان مستعار را برای خود برگزیده بود.

اما اسلامی ندوشن دیگر نه سرایش شعر را ادامه داد و نه داستان‌نویسی را و در مصاحبه‌ای گفت: «من دوست دارم همیشه اول صف جای بگیرم و چون در این دو زمینه نمی‌توانستم نفر نخست باشم و وسط بودن و به طریق اولی آخر صف بودن را هم ابدا دوست ندارم، لذا دیگر به این دو نپرداختم تا به پژوهش‌ها و نگارش‌های دیگرم بهتر برسم.»

پژوهش‌های ادبی و فرهنگی، دقیقا حوزه‌ای است که استاد ندوشن بی‌شک در ابتدای صف آن قرار دارد. او در مورد تحقیقات ادبی در آثار مهم شاعران تراز اول ایران مانند فردوسی و مولوی تخصص دارد و به حق باید گفت نمونه‌های ارزشمند و مثال‌زدنی از پژوهش‌های فردوسی‌شناسی و شناخت مولانا به وجود آورده است که در کنار سایر پژوهش‌های خوب و خواندنی‌اش در مورد شاعران، نویسندگان و مولفان بزرگ ایرانی حائز اهمیتی ویژه و ممتازند. این استاد بازنشسته دانشگاه تهران در فردوسی‌پژوهی و شاهنامه‌شناسی فوق تخصص دارد.

دکتر اسلامی ندوشن با این که دکترای حقوق دارد، اما از نوجوانی به مباحث ادبی علاقه وافر داشته و ده‌ها اثر پژوهشی در این زمینه‌ها از خود به یادگار گذاشته است.

چندی پیش به کتابی از اسلامی ندوشن برخوردم که عنوان‌اش «4 سخنگوی وجدان ایران، فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ» بود؛ یعنی همان مردان‌ نام‌آور و زبده و زنده‌ای که استاد در زمینه آثار و افکارشان تخصص دارد و حرفش حجت است. البته چاپ اول آن را که سال 1380 منتشر شده بود نیز داشتم، ولی با این امید که شاید تغییرات و تکمیل‌هایی در آن صورت گرفته باشد، دوباره خریداری کردم که البته این چنین نبود. همین جا باید گله کرد که انتظار ما از بزرگانی چون اسلامی ندوشن این است که به جای چاپ جدید، ویرایش نو ارائه نمایند، چرا که مطمئنا در فاصله بین یک چاپ تا چاپ دیگر آنقدر زمان و فرصت به دست می‌آید که نظریات تکمیلی و احیانا اصلاحی توسط مولف اعمال شود.

دکتر اسلامی ندوشن در این کتاب پس از مقدمه کوتاه که در آن انگیزه‌های تالیف، تدوین و انتشار آن را ذکر کرده و گفته‌اند که این کتاب ماحصل چهار مقاله‌ای است که طی 9 جلسه در تابستان 1377 «شهر کتاب» تهران ایراد شده و سپس بازنویسی نموده و با اندکی حک و اصلاح منتشر شده است. مولف ارجمند در قسمتی از دیباچه رسا و وافی به مقصود می‌گویند: «در دوران بعد از اسلام، تاریخ ایران به گونه‌ای سپر کرده که قوم ایرانی کلام شاعرانه را به عنوان یک غشای دفاعی بر خود بپوشاند...»

کلام دکتر کاملا درست است، ما ایرانیان با شعر به دنیا می‌آییم، با شعر بزرگ می‌شویم و با شعر هم می‌میریم. کدام مرد یا زن ایرانی را حتی در روستاهای بسیار دور افتاده و عشایر کوچ‌رو با همه محدودیت‌ها و گرفتاری‌هایی که دارند و همه محرومیت‌هایی که آنها را محاصره کرده سراغ داریم که چند بیت شعر از بر نباشد. شاید کسی مثلا شعری از ابوالفرج رونی یا ادیب صابر ترمذی یا ظهوری ترشیزی در حافظه نداشته باشد، ولی سینه همه ایرانیان گنجینه ابیات و گزینه‌هایی از شاهنامه سترگ فردوسی است، از مثنوی مولانا و دیوان شمس است، از گلستان و بوستان و غزل‌های سعدی است یا از دیوان حافظ است که در هر خانه‌ای نسخه‌ای از آن روی رف یا طاقچه یا قفسه کتاب با احترام تمام نگهداری می‌شود. دکتر اسلامی ندوشن به این چهار بزرگ پرداخته و این پردازش با تخصصی ممتاز و با دقتی در خور و با نثری شیوا و منطقی رسا و استوار صورت پذیرفته. مواجهه ما ایرانیان با شعر با مواجهه مغرب زمینی‌ها بسیار متفاوت است.

آنها شعری را می‌خوانند تا از آن لذت ببرند، سرگرم بشوند و ساعات فراغت خود را همچنان که مثلا به بازی بیسبال می‌روند پر کنند، اما ما شعر را می‌خوانیم چون روحاً یا به آن نیازمندیم، به هویت و هستی ما بستگی دارد و قسمت بزرگ و معنی‌داری از شخصیت ملی و تاریخی ما را شامل می‌شود. فردوسی اسطوره پرشکوهی است که گنجینه مواریث فرهنگی و تاریخی ما را ارزشی دوباره داده است.

سیدمحمود سجادی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها