مددکاران اورژانس اجتماعی به محل حادثه در جنوب تهران اعزام و در تحقیق از همسایهها متوجه شدند زن و مردی دختر 8 سالهشان را در خانه حبس کرده و او را بشدت کتک میزنند.وقتی صاحبخانه در را برای مددکاران باز نکرد، یکی از آنها با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از ماموران کمک خواست.ماموران با حضور در محل و ورود به مجتمع، زن و مرد صاحبخانه را دستگیر کردند و دختر 8 ساله که بر اثر شکنجه بیهوش شده بود، به بیمارستان رسول اکرم(ص) تهران انتقال یافت.
دستگیری متهمان
با تشکیل پرونده قضایی در شعبه دوم بازپرسی دادسرای بعثت تهران، تحقیق از متهمان آغاز شد و مادر کودک، عامل حادثه را حمید ـ دیگر متهم پرونده ـ معرفی کرد.
در ادامه حمید با اعتراف به شکنجه دادن کودک، روانه زندان شد. مادر کودک نیز به خاطر اعتیاد، به یکی از کمپهای تهران انتقال یافت.با دستور ویژه دادستان تهران پرونده این حادثه در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای اطفال و نوجوانان تهران تشکیل شد. روز گذشته حمید ـ متهم به کودکآزاری ـ از زندان رجاییشهر کرج به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 29 تهران منتقل شد تا در نخستین جلسه بازجویی از خود دفاع کند.
اعتراف به کودکآزاری
حمید ـ متهم ـ در اظهاراتش به بازپرس آذرتاش گفت: سالهاست هروئین مصرف میکنم. از چند سال پیش در جنوب شهر مغازهای را اجاره و تبدیل به غذاخوری کردم. با خانواده هانیه نیز که در نزدیکی مغازه در حال تکدیگری و زندگی در یک چهاردیواری مخروبه بودند، آشنا شدم.
متهم افزود: هرازگاهی از غذای مانده به آنها میدادم، تا اینکه 8 ماه پیش پدر هانیه بر اثر مصرف شیشه در همان خرابه مرد. بعد از یک هفته صاحب مغازه که متوجه کمک کردن من به آن خانواده شده بود، عذر مرا خواست و من نیز مغازه دیگری را اجاره کردم.مرد کودکآزار ادامه داد: به خاطر بیپناهی هانیه و مادرش، آنها را به خانه مادرم در یکی از محلههای تهران بردم و از مادرم خواستم از آن دو نگهداری کند. 4 ماه بعد هم مادر هانیه را صیغه کرده و با اجاره خانهای در جنوب تهران، آنها را به آنجا منتقل کردم.
وی افزود: هزینه مصرف هروئین من و مواد مخدر (شیشه) مادرش زیاد شده بود، به همین دلیل زن صیغهایام با تکدیگری هزینه اعتیادمان را تامین میکرد و همیشه دخترش را شکنجه میداد و بشدت کتک میزد.
وی مدعی شد: من هانیه را خیلی دوست داشتم، ولی او بسیار شیطنت میکرد و حوصلهام را سر میبرد.
متهم با اشاره به شکنجه دختر 8 ساله گفت: شب حادثه با توجه به هزینه بالای هروئین، بهسختی مواد خریدم. پس از مصرف آن تعادل روحی نداشتم؛ آن شب هانیه بیقرار بود و مدام از مادرش میخواست برای همیشه خانه را ترک کنند.
متهم ادامه داد: بشدت عصبانی شدم و ابتدا چند سیلی به صورتش زدم و بعد با سیخ کباب آنقدر او را کتک زدم که بیهوش شد. همسرم نیز آن شب نسبت به این موضوع، واکنشی نشان نداد. وقتی به خود آمدم، خیلی پشیمان بودم.
در پی اعترافهای تکاندهنده متهم، وی با تجدید قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 29 تهران روانه زندان رجاییشهر کرج شد.
برخورد قضایی قاطع با عاملان حادثه
بازپرس آذرتاش، رئیس شعبه پنجم دادسرای عمومی و انقلاب اطفال و نوجوانان تهران درباره این پرونده گفت: در پی وقوع این کودکآزاری، پرونده ابتدا در دادسرای بعثت و سپس در دادسرای ناحیه 29 تهران تشکیل شد. در تحقیقات به عمل آمده از عامل حادثه، وی اعتراف کرد به تحریک مادر هانیه، او را کتک زده و شکنجه کرده است.بازپرس آذرتاش افزود: بزودی تحقیق از مادر کودک آسیبدیده نیز شروع میشود، اگر در ادامه تحقیقات قضایی ـ پلیسی معلوم شود زن معتاد هم در شکنجه دخترش نقش داشته، او به اتهام مشارکت در کودکآزاری بازداشت میشود و در غیر این صورت به خاطر اینکه واکنشی نسبت به شکنجه شدن فرزندش نشان نداده، برای وی به اتهام معاونت در کودکآزاری قرار قانونی صادر و قاطعانه با عاملان حادثه برخورد میشود.
رئیس شعبه پنجم دادسرای ناحیه 29 تهران درباره وضعیت کودک آسیبدیده گفت: با دیدن هانیه کوچولو در بیمارستان که بشدت وحشتزده بود، متوجه عمق فاجعه شدم. هر دو دست این کودک شکسته بود و آثار کبودی و سوختگی نیز در بدنش دیده میشد.وی افزود: طبق قانون، فردی که کودکی را شکنجه دهد به 2 تا 5 سال حبس بعلاوه 6 ماه حبس و پرداخت دیه محکوم میشود که در این ارتباط تحقیقات از مادر کودک و عامل حادثه ادامه دارد.
وی تصریح کرد: بعد از پایان تحقیقات و دریافت نظریه قطعی پزشکی قانونی در رابطه با این کودکآزاری، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال میشود.بازپرس پرونده اظهار کرد: همانطور که مسوولان اورژانس اجتماعی، پلیس و مسوولان قضایی موظف به بررسی و تحقیق در زمینه پروندههای کودکآزاری هستند و با حساسیت ویژهای به آن رسیدگی میکنند، از شهروندان نیز میخواهیم به محض آگاهی از موارد کودکآزاری با اورژانس اجتماعی، پلیس و مراجع قضایی تماس بگیرند تا از بروز چنین حوادث دلخراشی جلوگیری شود.
هانیه امروز عمل میشود
پزشک هانیه، دختر 8 سالهای که مورد ضرب و شتم ناپدریاش قرار گرفته است، نیز گفت: وضعیت جسمی و روحی هانیه بهتر شده و قرار است امروز (یکشنبه) عمل جراحی شود.
کامران آقاخانی در گفتوگو با فارس اظهار کرد: کارهای پزشکی قانونی این دختر در حال انجام است تا دیه آن مشخص و ناپدریاش موظف به پرداخت آن شود.
وی افزود: متاسفانه هر دو ساعد دست هانیه شکسته است که باید عمل شود. این متخصص پزشکی قانونی تصریح کرد: هانیه تا هفته آینده در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) بستری خواهد بود و در حال حاضر هم طبق دستور دادستان، نگهبان دارد و کسی اجازه ملاقات با او را ندارد.وی اضافه کرد: پس از بهبود کامل، هانیه را به بهزیستی تحویل میدهیم.
گفتوگو با عامل حادثه
خودت را معرفی کن.
حمید، 45 سالهام و سابقه کیفری ندارم.
پیش از این ازدواج کردهای؟
بله، ولی همسرم به خاطر اعتیاد، از من جدا شد و از او فرزندی ندارم.
اعتیاد داری؟
بله، هروئین مصرف میکنم؛ ولی در چند ماه اخیر مادر هانیه که خودش شیشه مصرف میکرد، مرا مجبور به مصرف شیشه کرده و همین موضوع باعث بدتر شدن وضعیتم شد.
از کی هانیه را شکنجه میدادی؟
هانیه کوچولو را دوست داشتم، ولی او از من متنفر بود. از مادرش میخواست برای همیشه از خانهام بروند و سرناسازگاری داشت. مادرش برای تهیه موادمخدر (شیشه) گدایی میکرد و هانیه نزد من میماند. وقتی مادرش برمیگشت، به دروغ میگفت کتکش زدهام و قصد آزار و اذیت او را داشتهام.
چرا او را شکنجه میکردی؟
باور کنید من نمیخواستم هانیه را شکنجه کنم. چند روز پیش از حادثه به خاطر مصرف نکردن مواد، حالت تعادل نداشتم و به دلیل دروغها و شیطنتهای هانیه از دست او خسته شده و کتکش زدم.
چرا هانیه را آنقدر کتک زدی که بیهوش شد؟
آن شب پس از مصرف شیشه و مشاجره با همسرم، ابتدا چند سیلی به هانیه زده و بعد با سیخ کباب کتکش زدم که بیهوش شد. به التماسهای کودکانهاش نیز توجهی نکردم. مادر بیعاطفهاش هم برای نجات دخترش تلاش نمیکرد. شکستن دستهای هانیه کار من نبود، او بر اثر افتادن روی زمین دستهایش شکست.
پس از شکنجه هانیه چه کردی؟
یک ساعتی مات و مبهوت بودم. وقتی حالم بهتر شد، تازه فهمیدم چه اشتباهی کردهام. خیلی گریه کردم و پاهایش را بوسیدم، ولی بیفایده بود.
اگر جای قاضی بودی، چه حکمی برای خودت صادر میکردی؟
سزاوار بدترین مجازاتها هستم. من به هانیه بد کردهام و امیدوارم حالش بهتر شود. اعتیاد از من یک فرد بیعاطفه ساخت.