در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مطلب را البته جلیل دارا، مدیرکل فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قبول ندارد. او از تعیین اولویتها و راهبردهای جدیدی در حوزه فرهنگ آموزش عالی خبر میدهد و از برنامههای فرهنگی سال آینده این وزارتخانه در دانشگاهها سخن میگوید؛ برنامههایی که قرار است استثنا بردار نباشد و همه دانشگاهیان را تحت پوشش قرار دهد. حتی اگر اعتبارات و سرانه فرهنگی دانشجویان ناچیز باشد. گفتوگوی جامجم را درباره حوزه برنامههای فرهنگی در دانشگاهها میخوانید.
مدتی است که وزارت علوم ادعا میکند به برنامههای فرهنگی در دانشگاهها، بها میدهد. طیف گستردهای از برنامهها از مسابقات و مراسم در زمره برنامههای فرهنگی قرار گرفتهاند، شما چه تعریفی از برنامههای فرهنگی برای دانشجویان دارید و آیا این برنامهها، الزاما باید رنگ و بوی دینی داشته باشد؟
برای پاسخ به این سوال جایگاه فرهنگ را باید در دانشگاهها بررسی کنیم. آنچه از منابع دینی ما یعنی روایات و احادیث برمیآید، این است که علمآموزی با تهذیبنفس با فرهنگ همراه است. حضور توامان علم و ایمان، فرد را به دانشمندی با مفهوم اسلامی تبدیل میکند. از نگاه مذهب اسلام، اگر علم را با سیرت و صورت غرب و با تفکر عینیگرایی در نظر بگیریم که دین و فرهنگ را از خود دور میکند، علم در قالب نابهجایی قرار میگیرد، اما در مکتب اسلام، عالم ملکوتی مهم است که علم او همراه با ایمان باشد و ایمان همان جنبههای فرهنگی است و فراتر از صرف مباحث اعتقادی است. یک عالم هم باید علم داشته باشد و هم مسوولیتپذیر باشد که از مولفههای اجتماعی ـ فرهنگی است. من میپرسم که علم ابزاری است که جامعه را متعالی و فرهیخته میکند، آیا بدون این که عالم بیدار باشد و در راس همه امور خدا را ببیند و علم را ابزار نبیند، عملی است؟
حتی مباحث اجتماعی مثل مسوولیتپذیری و آموزههای دیگر هم باید در دانشمند اسلامی وجود داشته باشد. براساس همین رویکرد ما معتقدیم که در دانشگاه اسلامی باید مسجد ساخته شود و در قالب دین اسلام دانشمندان تمام ادیان باید ملزم به رعایت اخلاق باشند. حالا این که تمام برنامههای فرهنگی دینی باشد، خیر اینگونه نیست.
پس لطفا مثال بزنید، چون آنچه تا به حال گفتید، یعنی الزاما در دل برنامههای فرهنگی باید توجه به مکتب و آموزههای دینی وجود داشته باشد، عمدهترین برنامههای فرهنگی که مرکز ثقل برنامههای فرهنگی دانشگاه ماست و از طرف شما دیکته شده که حتما وجود داشته باشد، چیست؟
منظورتان برنامههای فرهنگی است که...
ببینید، منظورم این است که معمولا در دانشگاههای ما برنامههای یکدستی اجرا میشود که نشان میدهد همه دانشگاهها از جایی مثل وزارت علوم، خط میگیرند، مثلا در تمام دانشگاهها یکسری مسابقات برگزار میشود یا ...؟
اگر منظورتان یکسری برنامههای فراگیر و عام است که ما اینگونه برنامهها را زیاد داریم، اولا برای دانشگاهها سند راهبردی تعریف کردهایم که همه دانشگاهها باید به 12 اولویت توجه داشته باشند. این اولویتها از مباحث صرفا دینی، برپایی همایشهای دینی، مسابقات قرآنی تا پرداختن به کتابهای دینی از جمله این اولویتهاست. این اولویتها در اختیار دانشگاهها قرار گرفته است.
ممکن است، این اولویتها را کمی باز کنید و بیشتر توضیح دهید؟
بله، تا به حال معاونت فرهنگی در دانشگاه نداشتیم و این بخش بتازگی به صورت معاونت درآمده است. بیش از نیمی از دانشگاهها معاونت فرهنگی دارند. این ساختار، ایجاد شده تا برنامهها منسجمتر باشد و یکی از برنامهها، تقویت این معاونت و دادن اعتبارات است. در گذشته چند متولی فرهنگ بود و ما سعی داریم در قالب این سند، ارزیابی و نظارت بیشتری بر حوزه فرهنگی در دانشگاهها داشته باشیم.
اولویت دیگر ما پرداختن به فضای مجازی در فرهنگ است مثلا در حوزه آموزش، سایتی را ایجاد کردهایم و از حدود 5000 نشریات دانشجویی دعوت کردهایم تا در این فضاهای مجازی ارائه شوند.
اولویت دیگر ما اهتمام به اسلامی شدن دانشگاهها از تغییر متون درسی تا کار فرهنگی روی استادان و دانشجویان است. متونی که متاسفانه در حال حاضر در دانشگاهها تدریس میشود، متونی نیست که کاملا با هویت بومی ما منطبق باشد و حتی برخی تاکید میکنند که خیلی فاصله دارد. مثل علوم انسانی که از حوزههای غربی آمده و بخشی از آن درست است ولی نیاز به بازبینی دارد. در بحث تربیت اسلامی دانشجویان و استادان هم باید فعالانهتر عمل کنیم.
آقا دارا! شما این اولویتها را به صورت خام در اختیار دانشگاهها میگذارید یا راهکارهای اجرایی هم تعریف کردهاید؟
ما برای تمام این اولویتها، راهکار تعریف کردهایم، مثلا در حوزه برنامهریزی و ساماندهی حضور اجتماعی دانشگاهیان، هدف ما ارتقای مهارتهای فردی و اجتماعی است...
ولی این برنامهها بسیار کلی است.
راهکار ما گذاشتن کلاسها و اردوهای آموزشی است. ما برای هریک از راهبردها هم برنامه داریم و هم مدت زمان تعیین کردهایم. مثلا در متون آموزشی باید این راهبردها مطرح شود.
دانشگاهها تا به حال کتابی نداشتهاند که بدانند چگونه و در چه زمانی کار کنند. ما کار گروهی تشکیل دادیم و فرصتهای حوزه، فرهنگی و تهدیدهای این بخش را بررسی کردهایم و در حال حاضر این سند در اختیار دانشگاههاست. در حال حاضر هم دانشگاهها با ما در ارتباط هستند و راهکار اختصاصی هم دریافت میکنند. البته وظیفه ما اجرای برنامههای متمرکز نیست، بلکه ما نظارت میکنیم. برنامههای متمرکز ما، مثلا مسابقات قرآنی و المپیادهای قرآنی برای دانشجویان و استادان است. این روش کار ماست که هم برنامه میدهیم و هم برنامه اجرا میکنیم.
همانطور که در بخش اعلام اولویتها عدالت را برقرار کردهاید، آیا در بخش توزیع اعتبارات هم عادل بودهاید؟ بسیاری از دانشگاههای شهرستانها معتقدند، سهمشان از دانشگاههای بزرگ کمتر است.
تمرکززدایی در راس برنامههای ماست، بودجههای فرهنگی دانشگاهها در اعتبارات مستقل دانشگاهها لحاظ میشود. مجلس بودجهای را به وزارت علوم میدهد، سرانه دانشجویی، چیز تعریف شدهای است، مثلا سرانه دانشجویی در حال حاضر چیزی حدود 350 تا 400 هزار تومان است؛ از خواب و غذا و مباحث فرهنگی و دانشجویی و رفاهی و...
ولی سهم فرهنگ معمولا کمتر است، بیشتر اعتبارات صرف امور رفاهی میشود، درست است؟
حالا من میخواهم فجیعتر از این صحبت کنم، 11 تا 13 درصد این سرانه به بخش فرهنگ میرسد، حتی اگر این مقدار اختصاص پیدا کند، باز هم به 400 میلیون تومان میرسد. ما در وزارت علوم اگر برنامهای اجرا میکنیم، بودجهای است که مثل پول توجیبی به دانشگاهها میدهیم، اگر شما سری به دانشگاهها بزنید، میبینید واقعا تحولی صورت گفته است. دانشگاههای ما گاه از این که وضعیتشان فرقی نمیکند گلهمندند.
ولی خود دانشگاهها معمولا در اختصاص بودجه، کمتر به برنامههای فرهنگی توجه میکنند.
بله این دو بحث جداگانه است. یک وقت میگویید دولت در اختصاص اعتبارات به دانشگاههای مختلف عدالت را رعایت میکند یا خیر، من میگویم در این زمینه تفاوتی نیست، اما قبول دارم که در برخی دانشگاهها، این مشکل وجود دارد. نگاه وزیر محترم علوم، فرهنگی است، برخی مدیران دانشگاهها هم نگاه فرهنگی دارند، اما در برخی موارد اشکالاتی وجود دارد. باید نگاه فرهنگی در این دانشگاهها ایجاد شود.
سرانه فرهنگی در حال حاضر چقدر است؟
حدود 350 تا 400 هزار تومان است. البته 350 هزار تومان بود.
سال آینده قرار است چقدر افزایش پیدا کند؟
هنوز پیشبینی دقیقی ارائه نشده است، چون طرح هدفمندی یارانهها هم در حال اجراست، ممکن است تغییراتی ایجاد شود.
یعنی ممکن است این سرانه کاهش پیدا کند؟
خیر، بستگی به مکانیزمی دارد که وزارت علوم در مواجهه با طرح هدفمندی یارانهها دارد.
یعنی هنوز مشخص نیست، وزارت علوم چه رویکردی دارد؟
چرا، الان 2 تا دانشگاه به صورت آزمایشی، هدفمندی یارانهها را شروع کردهاند، مثلا دانشگاه کاشان در کنار رستوران اصلی، رستوران خصوصی هم راهاندازی کرده تا ؟ میخواهند از امکانات آن استفاده کند و به او یارانه میدهند تا انتخاب کند.
ولی در بخش فرهنگ به این سادگی نمیتوان عمل کرد؟
بله فرهنگ خصوصی بردار نیست، این نکتهای است که بارها گفتهایم.
به هر حال چیزی به آخر سال نمانده، به نظر میرسد وزارت علوم باید زودتر تکلیف خودش را با طرح هدفمندی یارانه روشن کند، در حالی که گویا این اتفاق هنوز نیفتاده، یعنی سهم فرهنگ از اعتبارات سال آینده دانشگاهها روشن نیست...
این کار را برخی دانشگاهها به طور آزمایشی انجام دادهاند. سهم فرهنگ به جای خودش باقیمیماند. در حوزه دانشجویی بحث خوابگاه، غذا و ورزش مطرح است. دانشگاهها میتوانند خودشان عهدهدار تمام امور باشند، میتوانند به مناقصه بگذارند. در حوزه فرهنگی، دغدغه ما این است که اگر خوابگاهها و سایر فضاهای دانشگاهی بتوانند از امکانات فرهنگی استفاده کنند حوزههای فرهنگی باید در مدیریت دانشگاهها باقی بمانند.
پس هنوز تکلیف بخش فرهنگ و فعالیتهای فرهنگی در طرح هدفمندی مشخص نیست؟
کلیاتش مشخص است، سیاست ما عدم برونسپاری بحث فرهنگی است. شاید در این حد که همایشی برگزار شود و میتوان به بخش خصوصی واگذار کرد ولی تمام اختیارات با وزارت علوم است.
بحث برونسپاری فعالیتهای فرهنگی بسیار مهم است. از این جهت که یکی از ایرادات فعالیتهای فرهنگی یکسویه بودن این فعالیتهاست. مخاطبان این برنامهها از خط فکری مشخصی هستند و تنوع آرا دیده نمیشود. خیلی از این برنامهها تمام سلایق را پوشش نمیدهد.
ببینید، ما معتقدیم عدالت باید در مولفههای فرهنگی تقویت شود. ما 2850 انجمن علمی داریم. انجمنهای علمی در خود دانشگاهها هستند. در گذشته بیشتر به مباحث سیاسی دامن زده میشد، در این که دانشجو باید سیاسی باشد و دغدغه اجتماعی و فرهنگی داشته باشد در اولویتهای بعدی است، ولی دانشجوی مطلوب و مسوولیتپذیر باید به تمام مطالب توجه کند. بسیاری از دانشگاهها انجمنهای علمی دارند و در حوزههای مختلف فعالند. در حوزههای هنری، کانونهای متعددی داریم. کانون قرآن و عترت و حجاب داریم. در این که بسترشان علمی یا فرهنگی باشد، منافاتی ندارد. ما تشکلهای سیاسی هم داریم که دانشجویان اگر میخواهند فعالیت سیاسی بکنند باید عضو این تشکلها شوند. بسیج داریم، انجمن اسلامی داریم، جامعه اسلامی دانشجویان داریم و چند تشکل دیگر که فعالیت سیاسی میکنند. دانشجویی که اگر بخواهد فعالیت فرهنگی بکند و کار سیاسی کند از جانب آن کانون مورد پذیرش نیست. ما سعی کردیم سلایق مختلفی ایجاد کنیم تا هر کسی از هر حوزهای میخواهد برود و کار کند؛ یکی با کانون هنری، یکی با تشکلهای سیاسی و دیگری با کانون قرآن، عترت و... . ما بیشترین بودجه را به انجمنهای علمی میدهیم تا کار علمی انجام دهند. اعتبارات ما هم اجازه نمیدهد که به تقاضای تمام این گروهها و انجمنها پاسخ بدهیم. البته مباحثی در فعالیتهای فرهنگی مغفول مانده است مثل آسیبهای اجتماعی که باید بیشتر توجه شود. ما در دانشگاهها دانشجویانی داریم که پول غذای ظهرشان را ندارند، خب باید از طریق انجمنهای خیریه و گروههای مختلف فرهنگی به این افراد کمک کرد یا خدمات دیگر مثل اردوها واقعا به اعتبارات زیادی نیازمند است، آمار 5/3 میلیون نفر دانشجو، آمار پایینی نیست.
اگر اجازه بدهید کمی مصداقیتر، مسائل فرهنگی را بشکافیم، رویکرد موضع شما در برابر تصمیم اخیر رئیس دانشگاه علامه طباطبایی مبنی بر جداسازی دختران و پسران دانشجو در برخی کلاسها چیست؟
ما به تازگی در خدمت جناب وزیر با حضور آقای دکتر شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی بودیم که وزیر گفتند این کار را تایید میکنند. ببینید ما در بحث اسلامی شدن دانشگاهها، آنچه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ما تعریف کرده است، حکم ضابطه و قانون را دارد و به صورت سند بالادستی به ما ابلاغ شده است. در بحث عفاف و حجاب ما معتقدیم حضور و رفتار دانشجویان باید اسلامی باشد که بیشتر استادان و دانشجویان ما هم این گونه هستند، اما باید تلاش کنیم تا اخلاق اسلامی در دانشگاهها ایجاد شود. لزوما تفکیک جنسیتی مورد تاکید ما نیست. چون در مصوبه شورا اعلام شده که اگر امکانات بود باید اعمال شود ولی اگر در عسرت باشیم نیازی نیست، چون دانشگاهها فضای کافی ندارند ولی شورای عالی انقلاب فرهنگی معتقد است تا جایی که میشود باید تفکیک جنسیتی انجام شود. به گفته وزیر، باید مناسبات جدا نشستن دخترها و پسرها رعایت شود. متاسفانه در جایی افراط و در جایی هم تفریط میکنیم. در دانشگاهها یک جایی میشد مطابق ضابطه پیش رفت تا کار به اینجا نکشد. برخی سختگیریها مناسب نیست چون باید پوشش اسلامی در دانشگاهها تعریف شود تا برخی سخت نگیرند، البته اینجا اقدام دانشگاه علامه از نظر من مطرح نیست ولی برخی دانشگاهها آنقدر اهمال میکنند تا تب و تاب عفاف و حجاب بلند شود. این معضل برای دانشگاهها ولو به مقدار کم هست.
حالا این تعریفی که اشاره میکنید، صورت گرفته است؟
یکی از کانونهای ما به نام کانون عفاف و حجاب روی این قضیه آسیبشناسی میکند. البته روی نام این کانون خیلی تاکید نمیکنیم. رسالت ما در این حوزه فرهنگی است. مسوولیت نظارت روی این کار بر عهده ماست تا کار فرهنگی انجام دهیم. جنبه ایجابی ما قوی نیست. به دانشجویان میگوییم چیزی را نپوشند ولی پوشش مناسب به او معرفی نمیکنیم. مد لباس فقط نباید به ما عرضه شود، ما هم میتوانیم خودمان مد عرضه کنیم.
آقای دکتر! در اجرای این الگوهای لباس همواره نوعی آمدیت دیده میشود که باعث بدبینی میشود.
مشکل این است که ما باید نهی از منکر کنیم ولی واقعا در حوزه فرهنگ نیازمند تولید هستیم. اگر میگوییم کاری را نکن باید ذائقه او را ارضا کنیم که منطبق با اصول اسلامی باشد. ما متاسفانه کمتر سراغ تولید رفتهایم و مصادیق فرهنگی را جدی نگرفتهایم. تولیدات فرهنگی نیازمند توجه است. جنبههایی را بیشتر سلبی دیدهایم و یکجانبه عمل کردهایم. البته انصافا سعی شده مبتنی بر گفتمان انقلاب، مباحثی ارائه شود. مثلا ارائه مد لباس یا طراحی کلاس و... باید بیشتر کار کرد و دانشجو هم شادابتر باشد. ما مدتی است، خانههای فرهنگ را در دانشگاهها ایجاد کردهایم، دانشجو گاهی خسته میشود به این خانهها مراجعه کنند، ما فکر میکنیم بشدت نیاز به تقویت جنبههای ایجابی در فرهنگ هستیم. در بحث عفاف و حجاب ما دانشگاههای خارجی را هم مطالعه کردهایم، بدترین اعمال را شاید دختران و پسران دانشجو در کشور انگلستان انجام میدهند، اما کجا این کار را میکنند، نه در فضای دانشگاهها، فضای اجتماع متعلق به خودشان است. ما معتقدیم دانشگاه مقدس است و باید دانشجو علمآموزی کند.
اگر اجازه بدهید، کمی به بحث اعتبارات فرهنگی دانشگاههای غیرانتفاعی و دورههای شبانه برگردیم. این بچهها از اعتبارات فرهنگی بینصیب ماندهاند، در سال آینده این روند ادامه دارد یا تغییراتی ایجاد خواهید کرد؟
غیرانتفاعیها را آمار گرفتهایم و در حال نظارت جدی بر فعالیتهای فرهنگی هستیم. اعتباراتی که گفتم مخصوص دورههای روزانه است و دانشجویان شبانه و غیرانتفاعی از ابتدا میدانند که امکانات نمیگیرند، مثلا دانشگاهی اعلام میکند خوابگاه به شبانهها نمیدهد، حالا اگر خوابگاه بگیرند، دانشگاه به آنان لطف کرده است. پس الزامی برای خدماتدهی به دانشجویان شبانه وجود ندارد، اما در حوزه فرهنگ برای ما هیچ تفاوتی وجود ندارد. دانشجویان شبانه میتوانند در تمام انجمنها و کانونها فعالیت کنند. اگر دانشجوی شبانه هم از برنامههای فرهنگی استفاده کند، مشکلی وجود ندارد. مثلا در اردوهای دانشجویی، بچههای شبانه هم میتوانند شرکت کنند و در این زمینه منعی وجود ندارد.
پس علت این که معاون فرهنگی وزیر علوم گفتهاند چیست، ایشان از نبود اعتبار فرهنگی برای دانشجویان شبانه و غیرانتفاعی گلهمندند.
بله. متاسفانه سرانه فرهنگی شامل آنها نمیشود ولی هیچکس در دانشگاه نمیتواند آنها را از استفاده امکانات و برنامههای فرهنگی منع کند. عملا شبانهها از تمام امکانات بهرهمندند.
پس ما از زبان شما تاکید میکنیم که دانشجویان شبانه و غیرانتفاعی از عضویت در کانونها و انجمنها منع نمیشوند، با این حساب وزارت علوم برای تامین برنامههای فرهنگی بودجه کمی دارد و تحت فشار است.
بله. سفره فرهنگی که ما پهن کردهایم برای همه است. هیچ منعی وجود ندارد، اما سرانه کم است. البته شاید برخی دانشگاهها اولویتبندی کنند و سهمیه بیشتر به روزانهها بدهد، اما بالاخره شبانهها هم سهم دارند.
در سال 90، برنامههای فعلی را ادامه میدهید یا تغییراتی ایجاد میکنید.
ما اولویتهایی را تعیین کردهایم در سال 90 امیدواریم معاونتهای فرهنگی در تمام دانشگاهها ایجاد شود، در این صورت اعتبارات بیشتری به این بخش اختصاص مییابد. در بخش نشریات دانشجویی، برگزاری جشنواره هفتم را دوباره از سر میگیریم. یکی دیگر از کارهای سال آینده، رتبهبندی کانونهاست تا به فعالها، بودجه بیشتری بدهیم. ساماندهی کانونهای فرهنگی، برنامه بعدی ماست. صدور کارنامه فرهنگی هم برای دانشجویان فعال در حوزه فرهنگ از جمله دیگر برنامههای ماست، که حکم رزومه فرهنگی بچهها را دارد.
کرسیهای آزاداندیشی هم به سال بعد موکول شده، درست است؟
یکی از مهمترین برنامههای ما در سال آینده است.
آقای دکتر، دانشجویان برای شرکت در این کرسیها امنیت هم دارند؟
ما آییننامهای گذاشتهایم که کرسی، مجری و ناظر دارد که در معاونت فرهنگی دانشگاهها فعالند.
با این اوصاف که دیگر این کرسی، آزاداندیش نمیشود.
خیر ببینید، مثلا کسی میآید سوژه میدهد، از همان اول موضوع مطرح میشود اگر تصویب شد در کرسی بحث میشود.
یعنی از همان اول شما برای طرح مسائل در کرسی، ممیزی میکنید.
خب، از قبل باید موضوع مشخص شود. در آن موضوع شما امنیت کامل دارید.
پس بیایید تکلیف بچههای دانشجو را مشخص کنیم، اول این که هر موضوعی را در این کرسیها نمیتوانند بیان کنند، باید هماهنگ کنند اگر معاونت فرهنگی موافقت کرد، قابل بحث است.
ببینید، هر چیزی تعریف شده است. در کرسیها، هر چیزی در خارج از موضوع تعریف شده قابل طرح نیست. برخی آسیبها را دانشگاهها میپذیرند و این اطمینان را به دانشجویان میدهند.
یعنی بعد از کرسی، کمیته انضباطی دانشجو را احضار نمیکند؟
خیر، اصلا اینطور نیست. هر کس که میخواهد نقد کند باید جسارتش را داشته باشد. وقتی ما بحث کرسیها را مطرح کردیم، یعنی نشستی که به صورت آزاد، نظاممند و منطقی و عالمانه برگزار میشود و بر سر موضوعی بحث میشود. هدف این کرسیها، ساماندهی مباحثات با صبغه علمی است. اگر میخواهیم نقد کنیم باید کد بدهیم. شما هم پیشداوری نکنید، اجازه بدهید این کرسیها بیشتر برگزار شود بعد قضاوت کنیم و باید تحملمان بالا برود. 10 سال پیش این مباحث پذیرفتنی نبود، این کرسیها که در ابتدای راه است، نباید چون و چرا کرد، از این فرصت باید استفاده کرد.
کتایون مصری / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: