در قسمت انتهای کره چشم در قسمتی از چشم که شبکیه نام دارد سلولهایی به نام گیرندههای نوری وجود دارند که نور موجود در محیط را دریافت کرده و بر این اساس از طریق عصبها و پیغامها، علائمی را به مغز ارسال میکنند. در چشمان موجودات بیمهره مانند حشرات، حلزونها و عنکبوتها عصبها به طور مستقیم و از پشت کره چشم به مغز میرسند، اما در چشمان موجودات مهرهدار مانند پستانداران، خزندگان و پرندگان مسیری که عصبها از گیرندههای نوری به طرف مغز طی میکنند از سطح شبکیه چشم که جلوی سلولهای گیرنده نوری قرار گرفته است، آغاز میشود. این عصبها تشکیلدهنده عصب بینایی هستند که در مسیرشان به مغز از شبکیه عبور میکنند. براساس نتایج به دست آمده از بررسیهای انجام شده در فاصله بین شبکیه چشم و نوری که توسط شبکیه از محیط اطراف دریافت میشود یک لایه از عصبها وجود دارند. برای این که این عصبها بتوانند وظایف خود را انجام دهند نیاز به خون دارند و به همین علت برای این که خونرسانی و تغذیه عصبها به راحتی انجام شود در این فضا مجموعهای از رگهای خونی بسیار کوچک وجود دارند که خون مورد نیاز را به سطح شبکیه منتقل میکنند.
هنگامی که یک عنکبوت به آسمان آفتابی خیره میشود به دلیل این که در فاصله بین سلولهای گیرنده نوری در چشمهایش و سطح آسمان که از آنجا نور را دریافت میکند هیچ رگ خونی وجود ندارد نمیتواند این نقاط کمنوری را که ما میبینیم ببیند، اما وقتی شما در یک روز آفتابی به آسمان خیره میشوید نقاط کمنوری را میبینید که در حقیقت همان رگهای خونی چشمان خود شما هستند که حرکت آنها در شبکیه شما را به اشتباه انداخته و احساس میکنید که اجسامی در محیط اطراف شما در حال حرکت هستند. اگر شما هم علاقهمند هستید که چنین احساسی را تجربه کنید باید در فضای آزاد و در یک روز آفتابی روی زمین دراز بکشید و به آسمان آبی خیره شوید، چراکه وقتی از هر فاصله مشخصی به اشیایی که در اطرافتان هستند خیره شوید، قادر نخواهید بود شبکیه و حرکت رگهای خونی در سطح شبکیه چشمتان را ببینید.
فرگل غفاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم