مدتی پیش هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در آستانه پیروزی انقلاب مردم مصر با اعلام اینکه براساس قانون حقوق بشر همه مردم حق دارند آزاد باشند، از مردم مصر حمایت کرد. این در حالی است که ایهود اولمرت، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی و فارغالتحصیل دانشگاه ملی نظامی در پایاننامهاش اعتراف کرده بود شهرکسازیها به حقوق شهروندی و آزادی رفت و آمد فلسطینیها آسیب میرساند.
پس چه میشد اگر سوزان رایس، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد به نفع پیشنویس قطعنامه محکومیت تخریب منازل فلسطینیها رای میداد؟ آیا کابینه نتانیاهو، لیبرمن و ایهود شهرکسازی را متوقف میکردند؟ جورج میچل فرستاده رئیسجمهور آمریکا جواب این سوال را بخوبی میداند.
10 سال قبل کمیتهای بینالمللی که وی ریاست آن را به عهده داشت اعتراف کرد سیاست شهرکسازی که انگیزهای جز قدرتطلبی ندارد منجر به ناآرام کردن زندگی مردم فلسطین و تحقیر آنها میشود؛ بنابراین میچل و همپیمانان او از رژیم صهیونیستی خواستند از مساله شهرکسازی به عنوان ابزار سازش استفاده نکند یا به صورتی تحریکآمیز به آن ادامه ندهد.
این کمیته توصیه کرد توسعه شهرکسازیها بجز برای رفع نیاز رشد طبیعی جمعیت متوقف شود.
رژیم صهیونیستی با این درخواست موافقت کرد از آن زمان به بعد رشد جمعیت به بیش از 50 هزار نفر نرسیده است.
به همین دلیل کمیته میچل توصیه کرد روند کلی شهرکسازیها متوقف شود و شهرکهایی از مارس 2001 ساخته شدهاند و از طرف کمیته چهارجانبه نیز به هر دو جناح راست و چپ رژیم صهیونیستی ارائه شده است، تخریب گردد. (شارون این مساله را به خاطر ملاحظات 14 گانهای که بر طرح نقشه راه داشت در آن بند درج نکرد).
چند ماه پس از آن ماجرا، شورای امنیت به نفع آمریکا در دوران جورج بوش رای داد و به موجب آن دو طرف فلسطینی و اسرائیلی موظف به اجرای تعهدات خود براساس نقشه راه (قطعنامه 1515)شدند. اما نتیجه چه شد؟ شهرکسازیها همچنان افزایش یافت.
حتی مجتمعهای مسکونی دوباره ساخته شد. برخلاف ادعای آمریکاییها، محکومیت گذشته اسرائیل در شورای امنیت موجب افزایش فرصتها برای پیشبرد صلح نشد و حق وتوی آمریکا نیز به سویی نرفت تا نتانیاهو در مورد مسائل مهم نظرش را تغییر دهد.
از سال 1967 جامعه بینالمللی و در راس آن آمریکا شاهدند فلسطینیها مجبور به پرداختن هزینه این مذاکرات بیثمر هستند و در سالهای اخیر نیز باید هزینههای مالی بیشتری را میپرداختند.
به گونهای که هیچ راه دیگری برای آنها نمانده بود. اگر شجاعت مردم مصر که در میدان تحریر در مقابل پلیس ایستادند نبود، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا هرگز به خود زحمت نمیداد با بیانیههایی از حقوق بشر در مصر دفاع کند.
همچنین اوباما زمانی که فهمید دوران مبارک به سر آمده است، گفت: گروهی از جوانان در خاورمیانه به دنبال فرصت هستند. وی افزود: رهبران نمیتوانند از خواستههای جوانان غافل شوند.
البته شاید منظور او بقیه جوانان خاورمیانه نیز باشند، یعنی گروهی از جوانان نابلس در شرق بیتالمقدس که از 43 سال پیش به دنبال فرصتی برای نجات سرزمینشان از اشغالگران و رسیدن به آزادی و کرامت هستند. در چنین شرایطی بهتر است محمودعباس به جای محکوم کردن دوگانگی اخلاقی اوباما کتش را درآورده و از دفتر مجللش در شرایط تحریم بیرون آمده و جوانان را به خیمه اعتراضات در میدان مناره در رامالله فراخواند.
بهتر است به جای این توهم که شاید روزی سازمان ملل دولت فلسطینی را به رسمیت بشناسد، اعلام کند اگر نتانیاهو همچنان بر انکار خود ادامه دهد و مرزهای دائمی را برای دولت فلسطینی به رسمیت نشناسد، او نیز به کشورهای کمککننده خواهد گفت درها را بسته و کلیدها را به یک حاکم نظامی اسرائیلی واگذار کنند.
شاید در آن زمان احزاب چپ رژیم صهیونیستی هم از گریستن بر سر دوگانگی اخلاقی در جهان دست برداشته و از این توهم به در آیند که یک سیاستمدار خارجی به خاطر نجات ما بخواهد صندلیاش را در معرض خطر
قرار دهد.
اوباما متشکریم که با این وتو، نقاب را از چهرهات برداشتی و چهره حقیقیات را نشان دادی. حال زمان آن رسیده است که خودمان را در آیینه نگاه کنیم.
القدس العربی / مترجم: فرزانه کرمی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....