‌دام ماموران‌ برای یک باند خشن

خاطرات دوران بازپرسی را هرگز فراموش نمی‌کنم. بازپرس باید انرژی زیادی داشته باشد و با عشق و علاقه کارش را دنبال کند. من فکر می‌کنم این شرایط را داشتم. علاقه فراوان من برای کشف حقیقت باعث شده بود در بسیاری موارد از زندگی شخصی‌ام گذشت کنم تا در پرونده‌ها سر صحنه حاضر شوم و مردم را برای رسیدن به حقشان کمک کنم.
کد خبر: ۳۹۱۹۸۰

همین احساس باعث شده بود تا پرونده‌هایی که به من سپرده می‌شد را با دقت و سرعت پیگیری کنم. خاطره‌ای که می‌خواهم برایتان تعریف کنم مربوط به زمانی است که در اصفهان بازپرس بودم.

در یکی از روزها پرونده‌ای به من ارجاع شد که مربوط به سرقت مسلحانه از یک بانک بود. سارقان میلیون‌ها تومان چک پول را به سرقت برده بودند و هیچ مدرکی از خود بر جای نگذاشته بودند. سر صحنه حاضر شدم و تحقیقات گسترده‌ای را با اکیپ ویژه‌ای از کارآگاهان اداره آگاهی آغاز کردم. به آنها گفته بودم تا زمانی که سارقان مسلح بازداشت نشدند نباید حتی لحظه‌ای استراحت کنند. خودم هم بی‌وقفه روی این پرونده کار می‌کردم.

نوع سرقت و رعب و وحشتی که ایجاد شده بود همه شهر را تحت تاثیر قرار داده و ما نیاز داشتیم برای برگرداندن احساس امنیت و آرامش به مردم، سارقان را خیلی زود بازداشت کنیم.

یادم می‌آید برای بررسی این پرونده 2 شب به خانه نرفتم و تا صبح در دفتر کارم مشغول بررسی و بازجویی بودم. دستور دادم شماره همه چک‌های مسروقه در اختیار همه بانک‌ها قرار گیرد. این تنها راه بود.

در آن زمان بانک‌ها مردم را موظف به نوشتن مشخصاتشان روی چکها نمی‌کردند و این مشکل دردسرساز شده بود.

شماره چک‌ها در اختیار بانک قرار گرفت. ما در سکوت مطلق کار می‌کردیم تا سارقان متوجه نشوند تحت تعقیب هستند و یک خطا می‌تواند باعث بازداشت‌شان شود. 3 روز بعد یکی از کارمندان بانک تماس گرفت و گفت یکی از چک‌ها به شعبه محل کار او آورده شده است.

از آن کارمند خواستم فرد مراجعه‌کننده را کمی معطل کند تا ما برسیم. 10 دقیقه طول کشید تا ما به بانک برسیم. بدون این‌که مردم متوجه شوند و متهم بتواند حرکتی از خود انجام دهد بلافاصله او را بازداشت کردیم. متهم را برای بازجویی به اتاقم بردم و قبل از این‌که ماموران او را بازجویی کنند خودم این کار را کردم. پشت سر هم از متهم سوال می‌پرسیدم و از او می‌خواستم در چشمان من نگاه کند و پاسخ دهد. سومین سوال بود که دیگر نتوانست مقاومت کند و اعتراف کرد. یک ساعت بعد از دستگیری این مرد سایر اعضای باند نیز شناسایی شدند و آنها را نیز بازداشت کردیم. انعکاس این مطلب در روزنامه‌ها آرامش و امنیت را به مردم اصفهان بازگرداند. آنها که به خاطر این سرقت شوکه شده بودند متوجه شدند ما واقعا حافظ امنیت مردم هستیم و می‌خواهیم آنها در آرامش زندگی کنند. متهمان با توجه به این‌که سلاح حمل می‌کردند و با آن سلاح هم مردم را چندین بار تهدید و بانکی را سرقت کرده بودند محارب شناخته شدند. آنها جرایم مختلفی داشتند و ما بعد از تحقیقات متوجه شدیم چند پرونده دیگر نیز دارند و جرایم خشن دیگری راهم انجام داده‌اند. در نهایت پرونده را تکمیل و برای دادستان ارسال کردم.

با تکمیل تحقیقات بلافاصله کیفرخواست توسط دادستان اصفهان صادر شد و متهمان به اتهام محاربه به دادگاه انقلاب رفتند. بازداشت سریع و مجازات متهمان و اطلاع رسانی درست به مردم می‌تواند آرامش و امنیت را در میان آنها بازگرداند و متوجه می‌شوند دستگاه قضایی به معنای واقعی کلمه حافظ امنیت مردم است. بازپرسان جرایم خشن به معنای واقعی کلمه جان برکف هستند و برای این‌که بتوانند امنیت‌ شهروندان را تامین کنند تا پای جان مایه می‌گذارند و باید تلاش آنها بازتاب داشته باشد تا مردم این مسائل را بدانند.

روبه‌رو شدن با مجرمان خشنی چون قاتلان و سارقان مسلح و متجاوزان نه تنها گاهی خطر جانی برای بازپرس دارد بلکه مدام روح‌شان را آزار می‌دهد و هیچ چیز بجز علاقه به امنیت مردم نمی‌تواند باعث شود یک فرد، قاضی یا بازپرس باقی بماند.

محمدحسین شاملو- مستشار دادگاه کیفری استان تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها