در پی این اقدام تبهکارانه، پزشک مجروح به بیمارستان امام حسین(ع) تهران انتقال یافت و پس از 72 ساعت بر اثر شدت جراحات، جان خود را از دست داد. با گزارش موضوع به بازپرس شعبه 7 دادسرای جنایی تهران، دستور قضایی مبنی بر انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر و پرونده برای تحقیقات به شعبه 10 پلیس آگاهی تهران ارجاع شد. در ادامه تحقیقات، مشخص شد دکتر سرابی از مدتی پیش از سوی فرد یا افرادی ناشناس تهدید میشده است.
دستگیری 2 برادر در قتل پزشک تهرانی
با به دست آمدن این سرنخ، 2 برادر به عنوان مظنون در این پرونده شناسایی و دستگیر شدند.
یکی از متهمان اعتراف کرد: چندی پیش، مادرم بیمار بود و او را برای مداوا به مطب دکتر سرابی بردیم، اما معالجات و جراحی وی نتیجه نداد و مادرم فوت کرد.
متهم افزود: پس از مرگ مادرمان، من و برادرم به فکر انتقام از دکتر افتادیم تا اینکه پس از یک هفته، غروب چهارشنبه هنگام خروج از مطب، من، او را هدف گلوله قرار دادم و به کمک یکی از دوستانم متواری شدم.
ردپای یک آشنا در جریان حادثه
تحقیقات در این باره ادامه داشت تا اینکه ماموران پی بردند فقط یکی از این 2 برادر در قتل نقش داشته و همدست فراریاش، یکی از دوستان وی است. به این ترتیب، جستجو برای یافتن این مرد ادامه یافت تا اینکه چند روز بعد از حادثه، وی نیز دستگیر شد و به همکاری با عامل جنایت اعتراف کرد. عامل جنایت و دوستش پس از بازسازی صحنه حادثه روانه زندان شدند و برادر او که در به قتل رساندن دکتر سرابی نقشی نداشت، آزاد شد.
با صدور کیفرخواست از سوی بازپرس شهریاری، رئیس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران، پرونده به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و روز گذشته عاملان جنایت محاکمه شدند.
تقاضای مجازات برای متهمان
ابتدای جلسه دادگاه، شفیعی، نماینده دادستان در دادگاههای کیفری استان تهران به تشریح کیفرخواست پرداخت و برای متهمان تقاضای مجازات قانونی کرد، سپس اولیای دم با حضور در جایگاه برای عاملان جنایت تقاضای قصاص کردند. در ادامه، قاضی همتیار، رئیس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران از سجاد، متهم ردیف اول پرونده خواست در جایگاه قرار بگیرد و از خود دفاع کند.
اعتراف به قتل پزشک در دادگاه
سجاد، متهم به قتل در اظهاراتش گفت: قبول دارم که دکتر سرابی را کشتهام و باید مجازات شوم؛ اما تحمل جای خالی مادرم واقعا برایم سخت بود به حدی که بعد از مرگ مادرم با خوردن قرص روانگردان در حالی که مسلح بودم، به یک کلانتری در شهرستان گیلانغرب رفتم و میخواستم در حضور آنان خودکشی کنم که ماموران به قصد خلع سلاح کردنم به طرفم آمدند و من به سمت آنها شلیک کردم که یکی از آنها زخمی شد. قصد داشتم پس از فرار از کلانتری، به گروه پژاک ملحق شوم. عامل جنایت یادآور شد: من قصد کشتن دکتر را نداشتم و فقط میخواستم او را بترسانم.
یک هفته پیش از حادثه با او تماس گرفتم و مدارک پزشکی مادرم را خواستم و گفتم که میخواهم از او شکایت کنم؛ اما او از دادن مدارک امتناع کرد. من هم با برداشتن سلاح پدرم از شهرستان گیلانغرب کرمانشاه به تهران آمدم و از دوستم ـ علی ـ به بهانهای موتورسیکلتش را خریدم و از او خواستم از دکتر برایم وقت بگیرد.
متهم به قتل اضافه کرد: بعد از آن، بدون اطلاع علی به محله هفتحوض ـ که محل کار دکتر بود ـ رفتم و به محض خروج او، بیرون از مطب به سوی او شلیک کردم و با سوار شدن به موتورسیکلت متواری شدم. پس از آن، ماجرا را برای دوستم (علی) بازگو کردم. او در قتل با من همکاری نداشت
انکار متهم دوم در همکاری با قاتل
سپس علی، متهم ردیف دوم به دفاع از خود پرداخت و گفت: 3 سال پیش از طریق یکی از دوستانم با سجاد آشنا شدم. او از من خواست از دکتر برایش وقت ویزیت بگیرم.
به همین خاطر به مطب دکتر (مقتول) رفتم و برای سجاد وقت گرفتم. عصر حادثه، با دیدن او که مسلح به دیدنم آمده بود، متوجه شدم او با پزشک معالج مادرش درگیر شده و او را کشته است. قاضی همتیار، رئیس شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران در این باره به خبرنگار ما گفت: آخرین دفاع از متهمان اخذ شده است و آنها با تجدید قرار قانونی روانه زندان شدند. وی افزود: امروز چهارشنبه به همراه 4 قاضی مستشار دادگاه وارد شور خواهیم شد تا رای متهمان صادر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم