یک روز سرد و برفی از آخرین روزهای اسفند است که تصمیم میگیرم به محل تصویربرداری فیلم تلویزیونی اشک انار بروم. پس از تماس تلفنی با گروه سازنده مطلع میشوم که امروز در فرهنگسرای رازی در خیابان قزوین گروه مشغول ضبط هستند.
مسعود عسگری، مدیر تولید برنامه ابتدای ورودی در فرهنگسرا به استقبال میآید و مرا به سمت گروه راهنمایی میکند. در طول راه راجع به تولید این تلهفیلم میگوید: «پیشتولید اشک انار از اوایل بهمن آغاز شد و پس از انتخاب بازیگر، بازنویسی فیلمنامه توسط کارگردان و همچنین انتخاب لوکیشن از 19 بهمن کلید زدیم. در حال حاضر هم در بخشهای مختلف فرهنگسرای رازی شامل نگارخانه، بازار سنتی و کارگاه قلمزنی مشغول ضبط هستیم.»
عسگری در ادامه اشاره میکند که ضبط این فیلم تا 4 روز آینده به پایان خواهد رسید و همزمان تدوین آن در حال انجام است و فیلمنامه و بخشی از راشها نیز در اختیار آهنگساز کار قرار گرفته است تا ساخت موسیقی انجام شود.
در محوطه وسیعی از فرهنگسرا گروه نمایان میشوند که تقریبا شامل 20 نفر هستند، همه لباسهای گرم بر تن دارند و با وجود سرما و برف با دلگرمی آخرین روزهای تصویربرداری را سپری میکنند.
فیاض موسوی، کارگردان پشت مونیتور نشسته است، چهرهای مصمم دارد و با دقت بر همه چیز نظارت دارد و با دستیار و منشی صحنه تبادل نظر میکند. شنیدهام اهل مصاحبه نیست ولی حس خبرنگاریم مجبورم میکند شانس خود را امتحان کنم و ... جواب منفی است!
ضبط شروع میشود. در این سکانس سیاوش مفیدی، پاشا رستمی و لیلا شوقی بازی میکنند. صدای هواپیما میآید، برف قطع شده و کمکم مردم به فرهنگسرا میآیند و میروند و گاهی حضورشان باعث تداخل در ضبط میشود. همه گروه سعی دارند فضا را کنترل کنند تا کار پیش برود ولی این میان گاهی ابر است گاهی آفتاب و این هم برای خودش معضلی است!
«سیاوش مفیدی» با چهره شیرین و به یاد ماندنی که در اغلب کارهای طنز موفق بوده با گریمی تازه که اطراف شقیقهاش را جوگندمی کردهاند تا چهرهای پختهتر داشته باشد با پالتویی مشکی و ظرف غذایی بر دوش به صحنه میآید.
مفیدی نقش «یحیوی» را در این فیلم بازی میکند. او یک کتابدار دانشگاه است که با عابد ـ شخصیت اصلی داستان ـ همسایه است و نوعی ارتباط دوستانه دارد. او درخصوص نقش یحیوی میگوید: نقش من در این تلهفیلم یکی از نقشهای مکمل کنار پاشا رستمی است و در واقع یک جاهایی نقش راهنما و مشاور را برای عابد دارم و با او همفکری میکنم.
او یکی از دلایل پذیرفتن این نقش را طنز نبودن آن میداند و میگوید: اکثر کارهایی که پیش از این داشتهام مانند قرارگاه مسکونی و سایر آثار، طنز بودهاند و بیشتر به عنوان چهره طنز شناخته شدهام. ولی در این کار یک نقش جدی دارم ولی همزمان درگیر یک مجموعه طنز برای شبکه سوم سیما هم هستم و این کار برای من تجربه خوبی است بخصوص که فیلمنامه را دوست دارم.
کارگردان کار قلم خوبی دارد و من آثارشان را قبول دارم و کار کردن با ایشان برایم تجربه خوبی بود چون در سریال مهر و ماه نیز تجربه خوبی با ایشان داشتم.
یکی از عوامل مفیدی را برای تجدید گریم فرامیخواند.
«لیلا شوقی» چهرهای که تصویرش بیشتر از نامش آشناست بازیگر نقش «نوشین» است؛ همکلاسی «عابد» که در یک مسیری کنار عابد قرار میگیرد. شوقی لباسهایی با رنگهای گرم پوشیده و چهرهای معصوم دارد. او درباره نقش خود میگوید: من در این سریال همکلاسی عابد هستم که پدرم کلکسیونر است و به عتیقه علاقه دارد و از آنجا که عابد هم در این حوزه مشغول تحقیق شده درگیر یک ماجرا که مربوط به اصل و بدل بودن ظروف قلمزنی شده است، میشوند و در این میان علاقه نوشین به عابد او را دچار سردرگمی میکند و ماجرای دراماتیک کار را رقم میزند.
شوقی حدود 5 روز با گروه همراه است و اظهار امیدواری میکند اگر امروز هوا مناسب شود بازیاش به پایان برسد. مجموعه یک لحظه دیرتر، آینههاینشکن و چند تلهفیلم آثاری هستند که شوقی پیش از این در آنها بازی کرده است.
گروه قرار است دوباره تمرین را آغاز کنند. پاشا رستمی هم اهل گفتوگو نیست، اما یادآوری بازی خوبش در یکی از آثار مرضیه برومند نوید توفیق این بازیگر جوان را میدهد و ما نیز برایش آرزوی موفقیت داریم. این تلهفیلم لوکیشنهای متعددی داشته و طبیعتا طراحی صحنه و لباس آن کار دشواری بوده است. به سراغ طراح صحنه و لباس این تلهفیلم رضا حاجیدرویش میروم. پیش از آن که او شروع به صحبت کند طراحی صحنه و لباس سریال مرگ تدریجی یک رویا و فیلم سینمایی آل را به خاطر میآورم که هر دو هنر این طراح باتجربه است.
او درباره اشک انار و طراحی برای آن میگوید: ما برای تولید این تلهفیلم حدود 11 لوکیشن داشتیم. داستان درباره قلمزنی و فرش است. 2 لوکیشن اصلی در مورد کارهای سنتی ایران داشتیم، اما مشکل اصلی این بود که هنرهای ایرانی در حال فراموشی هستند و فیلم سعی دارد از آدمهایی که در این حرفه هنوز تلاش میکنند یادی بکند. برای طراحی یکی از لوکیشنها که خانهای قدیمی یا به اصطلاح 5 دری بود نیاز به تغییر دکوراسیونهای آن بود،خیلی تلاش کردیم و نتیجه خوب بود. در طراحی لباس با دیگران چندان مشکلی نداشتیم چون زمان داستان حال بود باید به فصل توجه میکردیم و ترکیب رنگها، کل داستان در 10 روز میگذرد و چندان تعویض لباس نداشتیم، ولی سعی کردیم لباسها و لوکیشنها همخوانی داشته باشد.
اشک انار 15 بازیگر اصلی دارد و برای هر نقش 3 تا 4 بار طراحی و تعویض لباس داشتیم.
وی در پایان با گلایه از زمان کوتاهی که برای پیشتولید تلهفیلمها در نظر میگیرند، گفت: زمان کوتاه برای همه گروه و حتی طراح صحنه و لباس کار را دشوار میکند، اما امیدوارم ماحصل کار این گروه برای مخاطب اثر قابل توجهی باشد و خستگی کار از تن همه بهدر شود.
منصوره بسمل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم