صادق وقتی توانست اعتماد آن دختر را جلب کند از راز بزرگ او باخبر شد و فهمید وی دختری پرورشگاهی است که در کودکی به زن و مردی سپرده شده بود.
دختر مورد علاقه صادق با وجود این که پدر و مادر ناتنیاش سالها از وی مراقبت کرده بودند با آنها بشدت اختلاف داشت و از زندگیاش احساس نارضایتی میکرد.
در نهایت این دختر و پسر نقشه قتل زوج میانسال را کشیدند و صادق با تهیه سم به خانه آنها رفت و سعی کرد با آبمیوه مسموم آن دو را بکشد. در این ماجرا مرد میانسال به قتل رسید، اما همسرش توسط پزشکان از مرگ نجات
یافت.
صادق پس از آن به زندان افتاد و بعد از محاکمه به قصاص محکوم شد، اما در زندان اتفاقهای تلخی برایش رخ داد. مادر او فوت شد و پدرش نیز بیناییاش را از دست داد و 2 خواهر او گرفتار مشکلات زیادی شدند.
صادق که شرایط سختی را تحمل میکرد برای جلب رضایت اولیای دم تلاش زیادی انجام داد تا این که توسط آنها بخشیده شد. او که 5 سال از حکمش را پشت میلههای زندان گذرانده به حکم قضات دادگاه کیفری استان تهران بزودی آزاد خواهد شد.
او میگوید: «من 2 سال گذشته را به صورت مکاتبهای در دانشگاه ادامه تحصیل دادهام. زندان من را تنبیه کرده و بعد از آزادی هرگز دست از پا خطا نمیکنم. الان 2خواهرم شرایط سختی را تحمل میکنند و من بعد از آزادی برای آسایش آنها تمام تلاشم را به کار میگیرم.»
اعلام رضایت خانواده مقتول نهتنها صادق را به زندگی برگرداند، بلکه پدر نابینای او را نیز به آینده امیدوار و 2 خواهرش را برای رهایی از گرداب سختیها خوشبین کرد. به همین خاطر آنها به عنوان شخصیتهای مثبت هفته معرفی شدهاند.
عفو و بخشش از خصایص زیبا و ستودنی است که با توجه به آموزههای دینی در بطن جامعه جاافتاده و در عرصههای گوناگون و دورههای مختلف شاهد آن بودهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم