«معرکه اهل طرب» چگونه شکل گرفت و ایده اولیه آن از کجا آمد؟
وقتی کار قبلی من، «حقههای مبارک» در جشنواره آیینی ـ سنتی در تئاترشهر اجرا شد، آقای «روحالله ایرجی» که اجرای ما را دیده بود، از کار خوشش آمد و طی صحبتهایی که با هم داشتیم، گفت طرحی دارد و میخواهد آن را به نمایش تبدیل کند و با دیدن کار ما، احساس کرده این گروه و من به عنوان کارگردان، میتوانیم از دل آن طرح، یک کار خوب اجرایی دربیاوریم. وقتی برای من طرح را تعریف کرد، دیدم طرح خوبی است و خیلی جای کار و تمرین دارد، چون اینگونه نمایشها در مراحل تمرین ساخته میشوند. ما مبنی بر طرح ایشان، یکسری بداههسازی کردیم که البته خودشان هم گاهی میآمدند سر تمرین و نفس به نفس ما در جریان کار بودند. براساس بازی بچهها، مواردی را رتوش میکردند یا گاهی تغییراتی در اصل نمایشنامه اتفاق میافتاد که نتیجه آنها شد این نمایشی که الان میبینید.
آیا بعد از نمایش «حقههای مبارک»، تصمیم گرفتید به این حضور دائمی و فعالیت در عرصه کارهای سیاهبازی ادامه دهید؟
اگر اجازه بدهند و اذیتمان نکنند، بله. ببینید، کار سیاهبازی یک آزادی عمل میخواهد. من اصلا موافق این نیستم که ما برای خنداندن تماشاگر هر کاری بکنیم. کار سیاهبازی یکسری اصول دارد که نمیتوانیم آنها را منکر شویم.
آیا «رهام مخدومی» میخواهد در حوزه تئاتر صرفا به عنوان یک کارگردان نمایش سیاهبازی شناخته شود؟
نه، من گونههای مختلف را تجربه کردهام. اگر به کارنامه کاری من نگاه کنید، میبینید که رئالیستی ایرانی کار کردهام، رئالیستی فرنگی کار کردهام، شاهنامهای، کمدی و مونولوگ هم کار کردهام. در مقام بازیگری هم همینطور. در گروه دکتر صادقی،خیلی استیلیزه در کار ایشان بازی یا حتی دستیاری کردهام. اساسا دوست دارم در مقام یک کارگردان،زبان خودم را پیدا کنم، ولی فعلا دارم تجربه میکنم. خودم زیاد این قید و بند را ندارم.اگر الان دوباره برگشتم سراغ سیاهبازی، به این دلیل است که در تجربه قبلیام موفق بودهام.این البته حرف من نیست.خیلی از اساتید به من گفتند این ژانر را ادامه بده؛ تو این را بلدی؟
اما اهالی تئاتر برخلاف مردم عامه که عاشق و شیفته کمدیهای سیاهبازی هستند، این قالب نمایشی را چندان جدی نمیگیرند.
متاسفانه اهالی تئاتر این گونه نمایشی را جدی نمیگیرند یا فکر میکنند کهنه و نخنما شده است یا دوره این کارها گذشته. این نگاه را قبول دارم به شرطی که این کار را با نگاه موزهای اجرا کنیم. با این بمباران اطلاعاتی و سرعت زندگی و فیلمهای موجود، اینترنت و... بله، اگر ما بخواهیم به شیوه قدیمی اجرا کنیم، راه به جایی نمیبریم، اما اگر در نمایش سیاهبازی به یک زبان امروزی و شیوه مدرن برسیم، مطمئنم مخاطب با آن خیلی ارتباط برقرار میکند. حتم دارم از همه قشرها و فرهنگها با این شیوه اجرایی و سبک کار، ارتباط برقرار میکنند چون در این قضیه عقبه داریم. همانطور که مردم ما با تعزیه، هنوز تعامل دارند و برای شهادت امام حسین(ع) و واقعه کربلا اشک میریزند، این نمایش هم ریشه در فرهنگ مردم دارد. سیاهبازی نمایشی بوده که از همان اول در دل مردم جا باز کرده است. در مراسم عروسی، در شادیها، نیمهشعبان و جشنهای دیگر، اجرا میکردند. یعنی نمایشی است که با مردم وصل و عجین است.
به هر حال، ممکن است کارهایی که من اجرا میکنم، به مذاق خیلیها خوش نیاید،ولی دستکم این هنر را زنده نگه میدارد.
هنوز هم میشود چنین نمایشهایی را به مجالس عروسی و جشنها برد؟
نمیدانم، چون معماری ما عوض شده است و معماری تهران دیگر معماری 60 ـ 50 سال پیش نیست ولی اگر شرایطش پیش بیاید، چرا که نه.
چرا پیشکسوتهای سیاهبازی دیگر الان کار سیاهبازی نمیکنند؟ مثلا آقای «علی نصیریان» خودشان در این حوزه کار میکردند و مینوشتند.
حیف است تجربیات این اشخاص سینه به سینه به جوانها منتقل نشود. آنها باید الان کارگاههای آموزشی نمایشهای سیاهبازی بگذارند و کارگاههای تختحوضی.آقای «مرتضی احمدی» کارگاههای پیشپردهخوانی بگذارد یا مرشد ترابی کارگاههای نقالی بگذارد. اینها باید هنرجو تربیت کنند. متأسفانه دانشجوهای ما اصلا این قالبها را نمیشناسند، نه نقالی را میشناسند، نه گونههای دیگر را. شما ببینید بازیگرهایی را که از تعزیه آمدند بیرون یا از دل سیاهبازی و نقالی آمدند، مثل آقایان بهزاد فراهانی و مرحوم مهدی فتحی. ببینید این شیوه نمایشهای ایرانی چقدر بازیگرساز است. متاسفانه نسل جوان علاقه زیادی به این سبک ندارد یا اینگونه تئاتری به او بد معرفی شده است.
شخصیت «سیاه» در نمایشهای تختحوضی نماینده کدام قشر جامعه است؟
شخصیت «سیاه» نماینده قشر ستمدیدهای است که به آنها زور گفته میشود ولی بسیار آدم باهوشی است و با زبان طنز حرف میزند. خیلی موقعیتشناس و حاضرجواب است و مهمتر از همه، میبینیم که حل و فصلکننده همه مشکلات و بازکننده تمام گرههاست. به جوانها کمک میکند، به عاشق و معشوق کمک میکند به هم برسند، حاجی را که نماینده قشر پولدار است، اذیت میکند. در واقع نیتش خیر است، حتی اگر فلک شود!
احمدرضا حجارزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم