آقای محباهری قبل از این که به بازی شما در سریال «تبریز در مه» بپردازیم، میخواهم کمی از گذشته با هم صحبت کنیم. شما کارهای زیادی در ارتباط با برنامههای کودک و نوجوان انجام دادهاید. کارهایی مانند هپلی، شاگرد اولیها و... چرا در سالهای اخیر در این زمینه کمتر کار کردهاید؟
چند سالی به دلیل بیماریای که داشتم فعالیتام در تلویزیون کم شد و همین مساله باعث شد که ارتباطم با افرادی که میشناختم قطع شود و از طرف دیگر در این سالها ارتباط برقرارکردن با مدیران رسانه بسیار سخت شده است و متاسفانه پیچیدگیهایی در این ارتباطها به وجود آمده که من نمیتوانم درکش کنم. من خیلی دلم میخواست پس از 20 سال کار کردن برای بچهها باز هم بتوانم کاری برای آنها انجام دهم، اما متاسفانه هر چه بیشتر جلو میروم کمتر به نتیجه میرسم.
اما حداقل هنوز خاطرات کارهای شما در ذهن بچههای دهه 60 باقی مانده است.
بله، اتفاقا خیلیها هنوز من را با نام شخصیتهایی که بازی کردهام صدا میزنند. مثل پدر پادشاه، هپلی و... .
خب نمیخواهید باز هم این تجربهها را تکرار کنید؟
چرا. اتفاقا در این مورد بسیار تلاش کردم تا به یک نتیجه برسم، اما متاسفانه مدیران سیما حتی حاضر نیستند وقتی به من بدهند تا طرحهایم را با آنها در میان بگذارم. در حالی که افرادی مانند من، حمید جبلی، ایرج طهماسب، مرضیه برومند و خیلیهای دیگر عمرمان را در این راه گذاشتهایم.
نظرتان در ارتباط با برنامههای امروز کودک و نوجوان چیست؟
بیشتر برنامههای کودک و نوجوان تنها معطوف شده است به خالهها و داییها در حالی که این مساله تنها کافی نیست. برای همین هم بسیاری از برنامههای کودک و نوجوان امروز ماندگار نیستند.
خودتان فکر میکنید کدام یک از کارهایتان ماندگارتر بوده است؟
من همه کارهایم را دوست دارم و با عشق هم آنها را انجام دادم، اما شاگرد اولیها توانست ارتباط گستردهای با مخاطب آن روز پیدا کند. ما آن کار را در بدترین شرایط بمباران ضبط میکردیم. یادم است وقتی آژیر قرمز را میکشیدند به زیر پلههای شبکه 2 پناه میبردیم و به محض این که آژیر تمام میشد دوباره ضبط برنامه را شروع میکردیم.
آقای محب اهری بعد از آن وقفهای که به دلیل بیماریتان بین کارهایتان افتاد دوباره با چه نقشی به تلویزیون برگشتید؟
با بازی در یک برنامه آموزشی دوباره کارم را شروع کردم، البته اسم برنامه را به یاد ندارم چون مربوط میشود به سال 80 ، اما برنامه خیلی خوبی میشد اگر عواملش بیشتر دل به کار میدادند. متاسفانه این برنامه نتوانست آن ارتباط لازم را با مخاطب به دست آورد.
و اما برسیم به سریال تبریز در مه. از آشناییتان با محمدرضا ورزی بگویید.
من قبلا در سریال سالهای مشروطه در نقش عینالدوله مقابل دوربین محمدرضا ورزی رفتم. این آشنایی باعث شد بازی در سریال «تبریز در مه» هم به من پیشنهاد شود. در این سریال من نقش میرزا حسن شیرازی را بازی میکنم.
میرزاحسن شیرازی چه نقشی در تاریخ ایران داشته است؟
او خواهرزاده ابراهیم خان کلانتر است که یکی از افرادی است که در به وجود آمدن سلسله قاجار نقش مهمی داشته است. به هر حال در مورد این شخصیت چیزهای کمی در تاریخ نوشته شده است، اما با طراحی خوب کارگردان این شخصیت جذابتر و کاملتر شده است.
چقدر از آن طنازی همیشگیتان را وارد این نقش کردهاید؟
طنازی را به نوعی یکی از ابعاد این نقش قرار دادهام تا مخاطب بتواند ارتباط بهتری با این نقش برقرار کند. به نظرم نقشهای تاریخی هر چقدر که خشکتر و تکبعدیتر باشند کمتر میتوانند در جذب مخاطب موثر باشند.
تبریز در مه نهایتا همان چیزی شده که فکر میکردید؟
بله. به نظرم از لحاظ ریتم و موسیقی و همین طور بازیها و مسائل فنی از سطح قابل قبولی برخوردار است. البته از ساعت پخش این کار ناراضیام چون در این ساعت خیلیها خانه نیستند. به همین دلیل بسیاری نتوانستهاند این سریال را تماشا کنند.
آقای محباهری معمولا چقدر از ویژگیهای شخصی خود را وارد نقشهایتان میکنید؟
من ویژگیهای خودم را وارد نقش نمیکنم. بلکه سعی میکنم از همان ابتدا نقشم را بشناسم و آن را تحلیل کنم. مثلا در مورد میرزاحسن شیرازی به این نتیجه رسیدم که او آدم انگلیسیهاست و کشورش برایش اهمیتی ندارد. ضمن این که تلاش میکنم بعضی از خصلتهای شخصیتهایی که قرار است بازی کنم را بزرگنمایی کنم. مثلا در مورد میرزا حسن شیرازی، سعی کردم او را یک فرد چاپلوس نشان دهم. به هر حال تخیل بازیگر به او کمک میکند تا نقشش را بهتر بازی کند.
با این بخش از تاریخ خودتان تا چه حد آشنا بودید؟
چون رشته خودم ادبیات فارسی بوده است با تاریخ و مسائل آن بیگانه نیستم و خودم هم علاقه خاصی به تاریخ دارم. در مورد این نقش هم کارگردان به من کمک زیادی کرد و به نظرم او به خوبی توانسته است این مقطع از تاریخ را بشناسد و به تصویر بکشد.
با گفتن دیالوگها مشکلی نداشتید. چون معمولا دیالوگهای کارهای تاریخی سنگین هستند؟
خیر. مشکلی در این زمینه نداشتیم و هرکجا هم که احساس میکردیم دیالوگی سخت است آن را تغییر میدادیم تا راحتتر در دهان بچرخد. البته این اجازه را کارگردان به ما داده بود به هر حال به نظرم در کارهای تاریخی دیالوگها باید به گونهای نوشته شوند که هم برای مخاطب امروز قابل فهم و درک باشد و هم زبان آن دوران را نشان دهد.
آیا شما جزو آن دسته از بازیگرانی هستید که حین کار اگر ایدهای به ذهنتان برسد با کارگردان در میان بگذارید؟
بله، البته این مساله به ارتباط بین کارگردان و بازیگر برمیگردد. مثلا ورزی چون میدانست من چارچوب خودم را حفظ خواهم کرد من را آزاد گذاشته بود و خیلی راحت میتوانستم ایدههایم را مطرح کنم اما خب همیشه این اتفاق نمیافتد، چون بعضی از کارگردانها نظر دیگری دارند.
شما در تئاتر هم بازیهای درخشانی داشتهاید. آیا فرقی میان مخاطب تئاتر و مخاطب تلویزیون قائل هستید؟
ببینید من در تئاتر و در روی سن کار خودم را انجام میدهم و سعی میکنم بهترین اجرایم را به نمایش بگذارم اما بقیهاش با مخاطب است که چقدر من و بازیام را بپسندد، اما در تلویزیون این گونه نیست، نظر مخاطب مهم است. یک بازیگر وقتی در تلویزیون بازی میکند دائم دغدغه این را دارد که بفهمد آیا مخاطب کارش را پسندیده یا نه. ما در تلویزیون تماما منتظر بازتاب کارمان هستیم در حالی که در تئاتر و در لحظه میتوانیم به این خواسته دست پیدا کنیم.
آخرین کارتان در تئاتر بازی در چه نمایشی بود؟
نمایش یک دامن ماه و ستاره به کارگردانی امیر دژاکام. که در این نمایش با رحیم نوروزی و گلچهره سجادیه همبازی بودم.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
در یک مجموعه 50 قسمتی با نام شیب تند به کارگردانی محمد حسنزاده و تهیهکنندگی نوید محمودی بازی کردهام که این برنامه برای مخاطب کودک و نوجوان است و در آن بازیگرانی مانند حسین رفیعی، سوسن پرور، رابعه اسکویی و ... حضور خواهند داشت.
آقای محباهری به نظرم هر بازیگری در کارش امضای مخصوص به خود را دارد. امضای خاص شما در کارهایتان چیست؟
نمیدانم، سوال سختی پرسیدید. فکر میکنم مخاطبانم باید این جواب را به شما بدهند.
اما فکر میکنم آن طنازی و حتی لحن صدایتان میتواند امضای خاص شما باشد؟ برای مثال حتی اگر گریمهای سنگینی هم روی چهره شما نشسته باشد، اما صدای شما به گونهای است که شما را لو میدهد. این مساله را قبول دارید؟
به نکته ظریفی اشاره کردید. البته خیلیها این مساله را به من گفته بودند. شاید حق با شما باشد و فکر میکنم در این مورد، لحن به قول شما خاصم به جلوهترکردن بازیهایم بخصوص در آثار طنز کمک بسیاری کرده است.
در بازیگری به حس اعتقاد بیشتری دارید یا تکنیک؟
به نظرم هر دو در کنار هم جواب خواهد داد.
اما شما بیشتر حسی بازی میکنید.
شاید! چون نقشهایم اینگونه ایجاب میکنند. به هر حال حسی بازی کردن هم بد نیست و حتی میتوان گفت مخاطب با اینگونه بازیها راحتتر برخورد میکند.
از بازیتان در سریال مختارنامه زمان زیادی میگذرد. در اینباره هم برایمان بگویید.
بله، من در این سریال نقش مرد شامی را داشتم که در همان ابتدای سریال حضور داشت. اما بازی مقابل دوربین داوود میرباقری فرصت مغتنمی برایم بود و از این که توانستم در این کار بازی کنم خوشحالم.
با توجه به این که در 2 سریال تاریخی بازی کردهاید یکی تاریخ معاصر و دیگری تاریخ اسلام کار در کدامیک دشوارتر بود؟
اساسا بازی در کارهای تاریخی دشوار است. چون باید مدتها آن لباس و گریم سنگین را تحمل کنی و از طرفی تمام حواست هم باید به دیالوگها و نحوه بازیات باشد. البته میرباقری هم جزو کارگردانهایی است که بازیگر را خیلی بسته نمیکند و اجازه خلاقیت را به او میدهد. ضمن این که دیالوگهایش را هم به نحوی مینویسد که بیانش آسان باشد.
محبوبه ریاستی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم