در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لازم نیست شاعر خودش را مقیّد کند که از ابتدا تا انتها یک وزن یا بحرعروضی یا یک قالب معین را دنبال کند. میتواند بر حسب تِم شعر و موضوع و وضعیت آن، آهنگ مورد نظر را که همزمان با شعر و موقعیت آن توسط شاعر کشف یا خلق شده تغییر دهد. یادمان باشد شعر آزاد به معنای آزاد بودن از وزن، آهنگ و ریتم نیست. موفقترین شاعران کسانی بودهاند که ضمن حفظ خصوصیات صوری و معنوی دیگر شعر، آهنگ مناسب آن را نیز درک و خلق کردهاند.
یکی از محققان و مؤلفان شعر معاصر میگوید: ... یکی از راههایی که عمق و تأثیر واژهها را بیشتر میکند، توجه به آهنگ آنهاست. کلمات گذشته از معنی، هرکدام هنگام تلفظ، آهنگی را به گوش میرسانند که اغلب به رساندن معنای آنهم کمک میکند. شاعر با دقّت در آهنگ یکیک واژهها و همچنین آهنگی که مجموع چند کلمه در کنار هم به وجود میآورد به قدرت تأثیر آنها میافزاید. برای او هر کلمه علاوه بر ارزش معنایی از نظر آهنگ نیز ارزش دارد و این بزرگترین ویژگی زبان شعر است. در حقیقت زبان شعر ترکیبی از موسیقی و معناست؛ یعنی هم معنی و مقصودی را میرساند، هم مانند یک قطعه موسیقی آهنگی خاص دارد و کارش ایجاد حال و هوا و حالت است. در زبان شعر، موسیقی و معنای کلمات، مکمل یکدیگرند و هر دو به کار انتقال حالت و احساس شاعر میآیند. در این زمینه گاه شاعر ظرافتهایی نیز به کار میبرد. به این بند از شعر «پرسش از شکوفه بادام» سروده استاد شفیعی کدکنی توجه کنید و ببینید که صداهای بیشتر کلمات چگونه حالتی از آهسته سخن گفتن را منتقل میکنند:
آرام و رام/ میپرسم از شکوفه بادام/ آیا کدام فاتح مغرور/ آیا کدام وحشی خونخوار/ در ساحت شکوه تو ـ آرامش سپید ـ/ وقتی که میرسد/ بیاختیار اسلحهاش را/ یکسو نمینهد؟
و بند بعدیاش را بخوانید و ببینید که در مصراع اول بر اثر تکرار حرف «ش» و «چ» خطهای ریز و نازکی در ذهن میآید و در مصراع دوم تکرار صدای «س» سطحی صاف و صیقلی را در نظر میآورد و مجموع این دو فضای مورد نظر را بهتر مجسم میکند.
سجادی: شاعر جوان باید بتواند بین حروف صامت و مصوّت تناسب بهوجود آوَرَد چراکه اصولا وزن، آهنگ، هارمونی ریتم، موزونیّت طنطنه یا چیزی شبیه اینها به شعر تشخص میدهد و از عوامل بسیار تأثیرگذار در ساختار شعر است
گنجشکها به چهچهه شاد و شنگشان/ سطح سکوت صیقلی صبحگاه را/ هاشور میزنند/ آنگاه/ پر در هوای صبح شابور میزنند.
علاوه بر این ضرباهنگی که از حالت روحی شاعر سرچشمه میگیرد، در زبان او آشکار میشود و خودبهخود کلام او را آهنگین و از زبان نثر متفاوت میکند. همانطور که وقتی ما هیجان زدهایم بریدهبریده حرف میزنیم و وقتی غمزدهایم با جملاتی طولانی و کشدار صحبت میکنیم، کلام شاعر نیز به هیجانی که بروز میدهد و حالتی که قصد انتقال آن را دارد، آهنگی متفاوت به خود میگیرد و این خصوصیت در وزن شعر آشکار میشود.
در شعر حافظ، مولانا، سعدی و شاعران دیگر، همیشه از آهنگ برای بیان تم اصلی و جانمایه شعر به طور معقول و ماهرانهای استفاده شده، همچنان که فردوسی چه از نظر انتخاب بحر متقارب (فعولن فعولن فعولن فعول) که حالتی حماسی و رزمی دارد و چه از نظر انتخاب کلمات و آهنگ آنها بیشترین کمک را به ایجاد فضای نمایش صحنههای شاهنامه کرده است مثلا:
ستون کرد چپ را و خم کرد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخاست
که تکرار صداهای خشن «خ» و «چ» حالت رزمی شعر را کاملا مجسم مینماید.
در شعر حافظ جلوه موسیقی را آنقدر پررنگ و رنگارنگ و قوی و تأثیرگذار میبینم که تقریباً تمام حافظشناسان مُتَعَرّض این موضوع شدهاند و کتب و مقالات زیادی در این ارتباط نوشتهاند و این آمیختگی اینقدر قوی است که استاد باستانی پاریزی در مقاله مشهور خود «حافظ چندین هنر» او را مطرب و آوازهخوان دانسته و مرحوم دکتر غنی هم در مقالات و کتابهای حافظشناسی خود و نیز استاد بهاءالدین خرمشاهی در این زمینه مطالب ممتع و مستوفایی نگاشتهاند.
محمود سجادی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: